سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

سلام به جوونای عزیز؛ سلام به عزیزان جوون؛ امیدوارم همیشه توپ و سرحال و جوون باشید و جوونی کنید. اصلا جوون، یعنی کسی که جوونی کنه؛ جوونی هم یعنی راه بیافتی بری مغازه بگی: آقا نوشابه خانواده دارین؟ بعدش که یارو گفت بله؛ بگی: به مجرد هم میدین؟!! اصلا جوونی یعنی وقتی بهت گفتن سه تا اسم بگو شاه داشته باشه بگی: ناصرالدین شاه، مظفر الدین شاه، ناتاشا!! این ها رو بگی ولی بدونی دنیا بزرگتر از اونه که برای افکارت حد و مرز بزاری و در بندش کنی؛ همه اینها رو بگی ولی وقتی یکی گفت: ننه خدا خیرت بده کمک می کنی این زنبیلم رو ببرم خونه؟ نه نگی و در حالیکه زنبیل پیرزن رو برداشتی، دست اوس اصغر روشن دل رو هم بگیری و از خیابون رد کنی.

جوونی یعنی انرژی، یعنی شور و نشاط، یعنی سوتی بگیری و 3 کنی، یعنی حرفهای خفن بزنی و این و اونو سر کار بزاری، ولی خودت سر کار نری؛ وقتی هم سرکار رفتی، زودی فرمون رو بچرخونی و حال طرف رو بگیری.

جوونی یعنی وقتی همه کم آوردن و کار به بن بست رسید یه کم از اون انرژی و فسفر ناب جوونی رو بسوزونی و با کمی ابتکار و نوآوری کاری کنی کارستون؛ کاری که هر کی دید و شنید بگه ایول؛ دمت گرم.

خلاصه جوونی یعنی همین، اول و آخره هر چی بچه مثبت باحال و مشتیه ...

 




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۳٠ آبان ۱۳۸٢
نظرات ()

سلام بر ماه رمضان، بهار قرآن، ماهی که از هزاران ماه برتر است. ماه نزول قرآن صادق و صعود قرآن ناطق، ماه راز و نیاز، روزه و نماز، ذکر و ذکات، سجده و سحر، ماه ربنا و افطار، ماه تقرب و تضرع، خودسازی و خداشناسی.

سلام بر رمضان، سلام بر شهید عالیقدر این ماه عزیز، مولای تقواپیشگان و شیرمردان، همیشه پیروز میدان جهاد و کارزار جهاد اکبر، اسوه صلابت و شهامت، تفسیر عشق و عرفان، مولی الموحدین، امیر المومنین، علی عالی اعلی علیه السلام، که در محراب عشق، تیغ جهالت او را از گفتار به دیدار حق رساند، تا نوای رستگاریش معنی شود.




:: برچسب‌ها: نثر ادبی
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٤ آبان ۱۳۸٢
نظرات ()

آدم همیشه فکر می کنه با یه بار هیچ اتفاقی نمی افته...

همیشه با خودش میگه من با بقیه فرق می کنم، هیچ وقت بهش وابستگی پیدا نمیکنم. اما همیشه همون بار اول کار خودشو میکنه و …

چه داستان تکراری و بی فرجامی... همیشه این داستان رو می شنیدم و آخرش هم با کلی اندوه و تاثر، نچ نچ می گفتم، اما هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی گریبان گیر من شه...

من هم مثل همه اونایی که درگیرش شده بودن، اول فکر میکردم که با یه دفعه امتحان کردنش هیچ اتفاقی نمی افته. فکر می کردم که من با بقیه فرق میکنم و اونقدر اراده دارم که هر وقت بخوام بذارمش کنار. اما چه فکر و توهم بیهوده ای.

من آدم موفقی بودم و گاهی هم می نوشتم، از شعر و داستان گرفته تا یادداشت و گزارش و طنز، اما وقتی یکی بهم گفت که یه همچین چیزی هم هست و برای اولین بار رفتم سراغش، اصلا فکر نمی کردم که روزی منو محتاج خودش کنه و زندگیم رو تحت الشعاع قرار بده.

هیچ وقت فکر نمیکردم از هفته ای یکی دوبار، به روزی یکی دوبار برسه. البته مجبورم باز هم به نقش دوست و رفیق اشاره کنم.

دوستی که زندگی آدم رو متحول میکنه و خوب و بد میسازه. وقتی دست بکار شدم و برای بار اول امتحانش کردم زیاد برام جالب نبود، ولی وقتی دوستان جدیدی پیدا کردم که منو هی تشویق میکردن و ازم میخواستن که دوباره انجامش بدم دیگه نمی تونستم بگم «نه».

چقدر میتونه «نه» و «بله» گفتن بجا زندگی آدم رو تغییر بده. کاری که با من تونست بکنه و منو در مسیری هدایت کرد که ...

امیدوارم تا اینجای کار حس ترحم شما رو بیدار کرده و اشکتون رو درآورده باشم، اگه نتونستم لطف کنید یک عدد پیاز بیارید کمکم کنه!

البته خدایی از اول قرار نبود که اشک شما رو در بیارم و اینطوری بشه؛ بلکه فقط قرار بود بنویسم که چقدر از اینکه وبلاگ نویسی رو شروع کردم خوشحالم و اینکه اصلا فکر نمی کردم روزی بتونه اینقدر برام جذاب و دوست داشتنی بشه که روزی یکی دو ساعت وقت بزارم برای یادداشت نوشتن و خوندن نوشته های بر و بچ؛ اما وقتی شروع کردم به نوشتن، نمی دونم چی شد که حس شیطنتم گل کرد و گفتم خوبه اولش کمی سربه سر دوستام بذارم؛ امیدوارم از شوخی من کپ نکرده و دپرس نشده باشید.

اما گذشته از شوخی وقتی که سعید در مورد وبلاگ با من صحبت می کرد و با آب و تاب از خصوصیاتش میگفت، فکر نمیکردم اونقدرها هم که اون میگه جالب باشه. اما وقتی خودم شروع کردم به وبلاگ نویسی و چند تا دوست خوب پیدا کردم تازه فهمیدم چیزهای که سعید گفته، یه اپسیلون (یه ذره) از جذابیت های این کاره!!!

این شد که یه جورایی به وبلاگ نویسی عادت کردم و فکر می کنم این بهترین نوع اعتیاد باشه شما چی؟؟؟

 




:: برچسب‌ها: چاردیواری, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۱ آبان ۱۳۸٢
نظرات ()

چندی پیش در پی راستای خبری آمده بود: «یک استاد دانشگاه در آمریکا می‏گوید می‏تواند با فرمول‏های ریاضی عاقبت هر ازدواجی را پیش‏بینی کند. وی می‏گوید یک مدل ریاضی خلق کرده است که به کمک آن می‏تواند شانس موفقیت پیوند زناشویی را پیش‏بینی کند. پروفسور جیمز موری ادعا می‏کند می‏تواند پس از برگرداندن داده‏های جمع‏آوری شده از محاوره یک زوج به زبان جبر، شانس موفقیت ازدواج آنها را با 94 درصد دقت پیش‏بینی نماید.»

بنابراین از آنجائیکه ما هیچ وقت، هیچ جا، کم نمی‏آوریم و اصولا اینکه ما هیچ چیزی کم نداریم که کم بیاوریم، که هیچ، زیادی هم داریم! و باز از آنجاییکه اصلا ما آخر پیش‏بینی، غیب‏گویی، کف‏بینی، ریاضی، جبر، اجبار، زور و … با شانس موفقیت 120 درصد! هستیم، لذا این حرکت پرفسور موری را موزیانه و اقدام علیه امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی، تهاجم فرهنگی، ترویج فرهنگ مبتذل غرب و … می‏دانیم و برای نواختن مشت محکمی بر دهان و دماغ ایشان و امثال ایشان، چند پیش‏بینی دانشجویی تو مایه‏های «مَشتی» انجام داده‏ایم، تا ایشان و دیگر کج اندیشان و فریب خوردگان استعار پیر و امپریالیسم جهانی، زین پس به خود جرات پیش بینی کردن ندهند.

پیش بینی توپ: ما با محاسبه مجذور هزینه جراحی بینی و گونه و .. بازیگرهای یک فیلم و اندازه‏گیری محیط مثلث، مربع یا n ضلعی عاشقانه موجود در فیلم میزان فروش آن فیلم را پیش‏بینی می‏کنیم.

پیش‏بینی با کلاس: با اندازه‏گیری مجموع تعداد تخته سیاه، بادکنک، لنگه کفش، کارگر افغانی و رنگ سیاه استفاده شده در فیلم، بدون کوچکترین شک و ابهامی، مقام و جایگاه شما را در جشنواره فیلم کن پیش‏بینی می‏کنیم

پیش‏بینی باحال: با تعیین دقیق ضخامت کتابهای تست و قطر اسکناسهای تحویلی به معلمان خصوصی و همچنین شماره عینک داوطلب کنکور و در نهایت از همه مهم‏تر، قیمت سئوالات لو رفته کنکور در 24 ساعت قبل از آن، ما رتبه و رشته قبولی داوطلب را با احتمال قریب به یقین، پیش بینی می‏کنیم.

پیش بینی خودمونی: ما با تخمین میزان فعالیت شما در نشریات دانشجویی و امور فوق برنامه دانشگاه و تعداد دقایق «کَل کَل» کردن با استاد، می‏توانیم نمره شما در پایان ترم را پیش‏بینی نماییم.

پیش‏بینی ضایع: ما ضمن برآورد تعداد استعمال کلمات ببخشید، بار آخرم بود، غلط کردم و .. توسط دانشجویان بازداشت شده، می‏توانیم مساحت سلول آنها را پیش بینی کنیم.

پیش بینی لوث: ما با محاسبه تعداد مشاغل و مجموع حقوق و مدل ماشین زیر پای افراد، با کمک هندسه اقلیدسی می‏توانیم پیش بینی کنیم پدر آنها در چه پست و مقامی مشغول به کار است.

پیش بینی خفن: در این نوع پیش بینی نیازی به گفتگو با فرد مورد نظر نیست (تا چشم پروفسور جیمز موری در بیاید) ما فقط با اندازه گیری قطر میله های تخت خواب زندان، نوع گفتمان بازپرس محترم و شغل فرد بازداشت شده، طول عمر وی را پیش بینی می‏کنیم.

 

 




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ آبان ۱۳۸٢
نظرات ()

سلام ...

با تشکر از همه دوستانی که به این وبلاگ سر زدند و من را … ببخشید، یادداشتهای ضایع را کمی از ضایع بودن درآوردند!

تعدادی از دوستان با اشاره به اسم وبلاگ گفته بودند: از کی تا حالا حرف حساب هم شده ضایع؟! باید خدمت این عزیزان عرض کنم که در این دوره زمانه، یا حرف حسابت را ضایع می کنند! یا باید خودت از اول حرفت را ضایع کنی تا اجازه پخش داشته باشد!! بنابراین من هم راه دوم را انتخاب کردم و این است که یادداشتهای ضایع متولد شد!

البته اصولا و اساسا ما جز نوشتن یادداشتهای ضایع، نمی‌توانیم مطلب دیگری بنویسیم! اگر هم می‌توانستیم، نمی‏نوشتیم! برای آنکه عموما همه نگران این هستند که ضایع نشوند! یعنی مدام استرس و اضطراب دارند که نکند ضایع شوند! ولی اگر از اول خودشان بگویند که ضایع هستند، دیگر مورد نگران کننده ای وجود نخواهد داشت! (خداییش تحلیل رو حال کردین؟!!!)

 

 




:: برچسب‌ها: چاردیواری, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٧ آبان ۱۳۸٢
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم