سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 

چندی پیش (به عبارت دقیقتر 23 فروردین) خبرگزاری دانشجویان ایران خبری را مخابره کرد که موجب هیجان، تعجب، شگفتی، بهت و حیرت محافل رسمی و مجالس غیر رسمی شد، تا جایی که بر اساس اخبار واصله تعدادی شاخ در منطقه میانی سر شنوندگان سبز شده است!

در تیتر خبر مذکور آمده است که «دانشجویان 14 درصد بیشتر از سایر اقشار جامعه سیگاری هستند»! در متن خبر هم شرح ماوقع را توضیح داده بود. من پس از خواندن آن، چند روزی صبر کردم شاید تکذیبیه ای یا جوابیه ای منتشر شود، اما اگر شما پشت گوشتان را دیدید، ما هم تکذیبیه یا جوابیه را دیدیم!

البته منابع ناآگاه معتقدند که این امر جای هیچ استرس و اضطرابی ندارد، چرا که اصولا و اساسا دانشجویان به عنوان قشر فرهیخته، پیشتاز و پیشرو باید در همه امور پیشتاز بوده و از عوام الناس پیشی بگیرند! (البته اینجا پیشی به معنی گربه نیست!) اما آنچه آگاهان مسائل فیزیکی و فیزیولوژیکی را به فکر واداشته، این سئوال است که چرا برای این همه پتانسیل بالقوه جوانان این مملکت کاری انجام نمی شود؟!

آنها معتقدند که برخی از جوانان بدون هیچگونه بودجه، امکانات وتسهیلاتی به صورت خودجوش موفق شده اند در عرصه های حساس و استراتژیک اجتماع پیشتاز شوند. که یک نمونه آن هم همین خبری است که ذکر شده است! بنابراین باید مسئولان ذی ربط سعی در شکوفایی و بروز استعدادهای نهفته جوانان نمایند تا همچنان جوانان ما بتوانند پیشتاز باشند!

این در حالی است که تعدادی از کسبه و صنف سیگار فروش تهران و حومه نیز جهت حمایت و همراهی با این افزایش نرخ استعمال سیگار در بین دانشجویان بیانیه ای صادر نموده اند که در آن ضمن محکوم نمودن هر گونه فشار خون و سکته از هر نوعش، چه مغزی و چه قلبی! مواردی را پیشنهاد و بر حسن اجرای آن تاکید داشتند:

1ـ این تشکل به جهت رعایت حریم خصوصی افراد سیگاری و آزادی های فردی، پیشنهاد می کند به جای تفکیک کلاس ها به دو صورت سیگاری ها و غیرسیگاری ها تقسیم شود!

2ـ به جهت احترام به حقوق شهروندان پیشنهاد می شود عدم استعمال سیگار در اماکن عمومی مطلقا و اکیدا ممنوع شود!

3ـ برای حفظ رفاه و آسایش سیگاری های عزیز! پیشنهاد می شود برای کلاسهای درس دودکش تعبیه شده و به دانشجویان سهمیه سیگار سوبسید دار ارائه شود!

4 و 5 و 6 ...

 




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۳
نظرات ()

چند روز پیش بطور اتفاقی به مطلب زیر برخوردم که خیلی جالب بود. شما هم حتما پس از خوندنش نظر من رو تایید می کنید.

اگر شما زن حامله اى را بشناسید که در حال حاضر هشت تا بچه کور و کچل دارد، آیا موافق هستید که این خانم حامله سقط جنین بکند تا یک نفر دیگر به کور و کچل هاى این دنیاى لعنتى اضافه نشود؟ این را هم بگویم که: از هشت تا کور و کچل هاى این علیامخدره محترمه!، سه تا شان کر و لال، دو تا شان نا بینا، یکى شان عقب افتاده ذهنى است و خود علیا مخدره هم به بیمارى سیفلیس مزمن مبتلاست! به نظر شما آیا این خانم حامله، باید سقط جنین کند؟؟ بجاى اینکه به این پرسش، تر و فرز، پاسخ بدهید، اجازه بفرمایید سئوال دوم را مطرح کنم.

فرض بفرمایید حالا موقع انتخابات است و شما باید از میان سه کاندیداى ریاست جمهورى، یکى را انتخاب کنید. شما کدامیک از این سه کاندیدا را انتخاب خواهید کرد؟

الف - کاندیداى اولى، با سیاستمداران و سیاست بازان حقه باز و بد کاره و لجاره و مفتخور و بد نام، بده بستان دارد و اهل فال بینى و پیشگویى و استخاره و این نوع مزخرفات است. روزى هشت تا ده لیوان مارتینى مى خورد، سیگار برگ دود مى کند و دو تا فاسق لگورى هم دارد.

ب - کاندیداى دومى، تا لنگ ظهر مى خوابد. تریاک مى کشد. و هر شامگاه نیم بطر ویسکى را روانه ى خندق بلا مى کند.

ج - کاندیداى سوم، یک قهرمان جنگ است، گوشت نمى خورد، سیگار نمى کشد، گاهگدارى یک لیوان آبجو مى نوشد، و اهل زن بازى و حقه بازى هاى دیگر هم نیست. شما کدامیک از این سه نفر را روانه ى کاخ ریاست جمهورى خواهید کرد؟؟

لطفا نخست تصمیم تان را بگیرید، بعدا به پاسخ این پرسش ها توجه فرمایید.

و اما پاسخ پرسش ها

کاندیداى اولى فرانکلین روزولت است، کاندیداى دومى وینستون چرچیل است و کاندیداى سومى، آدولف هیتلر!!!

و اما پاسخ به پرسش نخست:

اگر شما به سئوال مربوط به آن علیا مخدره حامله پاسخ مثبت داده اید، از تولد بتهوون جلوگیرى کرده اید!!

و نتیجه اخلاقى اینکه: قبل از پیشداورى و قضاوت، کمى فکر کنید.

 




:: برچسب‌ها: نکته
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۳
نظرات ()

(به قول یه جمله کلیشه ای «بازم مدرسم دیر شد!» ... اما قول میدم از این به بعد هر هفته یه مطلب جدید بنویسم و آپدیت کنم. امیدوارم مثل قول های قبلیم نشه!)

روزها در پی هم می گذرند

نقشِ لبهای گزیده به دری می ماند،

بسته بر روی نگاهی خاموش

شمع ها سوزش ِ شبهای بیابان ِ بلایند

سبزی راه و سپیدی امید،

رقص گلهای اقاقی،

حتی لرزشِ بید؛

داستان ِ یک صدای آشناست،

آشنای بی صدای خانه هاست

روزها در پی هم می گذرند،

غیر دل هیچ ندارد خبری از باران

نم ِ باران خورده ی دیوار ها،

بوی گِل دارد ونقش ِ گل ایثارها

زمزمه کردن ِ این باد و بیداد ِ خزان،

سرفه های تلخِ پاییز زمان،

رخت بربستند از این گوشه ی ویرانه مان

روزها در پی هم می گذرند،

باشد آن روز ِ بزرگ و مهربان، نرود از خاطر و از یادمان،

تا بماند در دل ِ این رازها،

صفحه ی زیبنده ی پروازها.




:: برچسب‌ها: شعر و هذیان
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٦ اردیبهشت ۱۳۸۳
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم