سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 چاردیواری

اخیرا به جمع کوهنوردانی پیوستم که هر جمعه میرن درکه! اگه ساعت 6.30 صبح این جمعه میدون درکه باشین، به اتفاق هم میریم بالا! (وگرنه باز مجبورم با حنیف برم!!!)

چندی پیش به اتفاق مریم جمشیدی مصاحبه مفصلی با عبدالواحد موسوی‌لاری داشتیم که هفته گذشته، (پس از مقادیر متنابهی حذفیات!) طی دو قسمت در روزنامه شرق به چاپ رسید.

قسمت اول: قدرت کافی نداشتیم و قسمت دوم: کاندیداها کم کاری کردند

 

 ضایع نامه

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچکی نبود. روزی روزگاری گروهی از بانوان محترم ایرانی برای پر کردن اوقات فراغت خود به فکر راه اندازی «جنبش زنان» افتادند!

آنها با طرح مطالباتی چون «حقوق برابر با مردان» به فعالیت خود ادامه دادند تا اینکه بالاخره برخی از نهادها تسلیم خواست آنها شده و برای آنها حقوق برابر با مردان در نظر گرفتند!

یکی از نهادهایی که پس از فعالیت جنبش زنان، به آنها دیگر بعنوان جنس دوم نگاه نکرد و حقوق برابری با مردان در نظر گرفت، نیروی انتظامی بود!! و بدین وسیله بود که زنان موفق شدند به برخی از مطالبات خود برسند و در جایگاهی برابر با مردان پلیس، «پلیس زنان» شکل گرفت!!

 

 

 عکس هفته

در بعضی موارد حاشیه برخی از اتفاقات بر متن آنها غلبه کرده و جذابیت بیشتری پیدا می‌کند. یکی از این موارد مسابقات جام جهانی است که گاهی حاشیه‌ای بسیار دیدنی تر و جذابتر از متن پیدا می‌کند.

تصاویری از حاشیه بازی ایران و مکزیک به همراه تصاویری از حاشیه سایر بازی‌های جام جهانی

 

 

 

جوانان خرمشهری برای بازنشسته شدن علی دایی دست به دعا شدند!!

  

 

 اس ام اس

1ـ برانکو بعد از اتمام بازی ایران و مکزیک به چلنگر گفت: «چی شده؟! این مگه بازی تدارکاتی نبود؟!»

2ـ به گواه کارشناسان فوتبال علی دایی به عنوان بهترین تماشاگر بازی ایران و مکزیک انتخاب شد!

۳ـ لحظاتی پیش علی دایی اعلام کرد: با عرض معذرت، ضمن عذر خواهی از ملت شریف ایران، قول میدم در جام جهانی 2010 جبران کنم!!

۴ـ پیام احمدی‌نژاد به فوتبالیستها بعد شکست مقابل مکزیک: در صورتی که به مرحله بعد صعود نکنید، باید با هواپیمای C130 برگردید!!

۵ـ با توجه به ضعیف ظاهر شدن میرزاپور، علی دایی و خط دفاع، برانکو احمدی‌نژاد را به تیم ملی دعوت کرد! وی می‌گوید: بهترین دفاع حمله است!!




:: برچسب‌ها: مصاحبه, طنز, عکس, یادداشت
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٦ خرداد ۱۳۸٥
نظرات ()

 

خواندن مطلبی، انگیزه ای شد که داستان نسبتا بلندی بنویسم، که یکی از دوستان لطف کرد و بواسطه تناسب نوشته با فضا و موضوع وبلاگش، آنرا بطور کامل در صفحه‌اش قرار داد. خوشحال خواهم شد اگر حوصله‌تان آمد و خواندید، نظرتان را در موردش بدانم.

 

چاردیواری

 کسی، تو هر کجای این کره خاکی زندگی می‌کنه، تو ذهنش یه آرمان شهر داره، یه مدینه فاضله، یه اتوپیا، یه بهشت، یا هر چیز دیگه و هر اسم دیگه ای که شما دوست دارید! اسم ها اصلا مهم نیستن. فقط حجاب و پرده‌ای هستن که اصل قضیه رو پنهان می کنن. برای همین اصلا بیاید روی اونجایی که دوستش داریم، اسم نزاریم. همینقدر که یه جایی هست که ما آرزو داریم اونجا زندگی کنیم، کافیه.

اصلا بیاید یه کاری کنیم. بیاید یه تیکه کاغذ برداریم و سرزمین رویاهایمون رو توش تشریح کنیم. یعنی برای خودمون بنویسیم که اونجایی که ما دوسش داریم چه جور جاییه و چه آدمایی باید داشته باشه؟ و اگه قرار بود همین فردا راهی اونجا بشیم، چه کسی و چه چیزی رو دوست داشتیم با خودمون همسفر کنیم و ببریم؟!

من اینکار رو کردم و روی یه تیکه کاغذ سرزمین رویاهام رو تعریف کردم و کسایی و چیزایی که دوست داشتم با خودم ببرم اونجا رو لیست کردم، چیزهای جالبی دستگیر خودم شد!! شاید بخشی از اونها رو هفته بعد نوشتم!! شما هم همین الان امتحان کنید ...

 

 

 ضایع نامه

اگر با من موافق باشید که جام جهانی خیلی شبیه انتخابات می مونه، در اون صورت بازیکنهای فوتبال هم مثل کاندیداها می مونن! اونوقت شاید هر توپی هم که شوت میشه، حکم یه رای رو داشته باشه! اگه اینطوری باشه، حتما سه تا داور هم می تونن جای دوازده نفر اعضای شورای نگهبان باشن و صلاحیت بازیکن ها و سرنوشت هر توپی رو تعیین کنن!! اما تنها چیزی که  تو هیچ کدومش فرق نمیکنه، ماییم که در جفتش تماشاچی هستیم!!!

 

 

 عکس هفته

این عکس میتونه دقیقا حکم همون «دگمه»ای رو داشته باشه که اونقدر زیبا هست که ارزش داره ببریش خیاطی و از خیاط بخوای که براش یه دست کت و شلوار شیک بدوزه!!

دیدن این عکس برای من انگیزه ای شد که چند تا مطلب ریز و درشت بنویسم! البته برای اینکه به ذهن شما سمت و سویی ندم، ترجیح دادم نوشته‌هام رو برای خودم نگه دارم، تا شما از زاویه دید خودتون به این عکس نگاه کنید و چیزی که دوست دارید در موردش بنویسید!

 

 

اینم عکسهایی از آخرین متد شستشوی هواپیما و فراخوان اکس پارتی!!

 

 

 شعر

سهراب سپهری شاعر و نقاش مشهور معاصر در سال 1307 در کاشان متولد شد و در اردیبهشت 1359 در اثر بیماری سرطان جان به جان آفرین تسلیم کرد و در همان شهر مدفون شد.

 

زندگی رسم خوشایندیست

زندگی بال و پری دارد با وسعت «مرگ»،

پرشی دارد اندازه «عشق».

زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست.

خبر رفتن موشک به فضا،

لمس تنهایی «ماه»،

فکر یوییدن گل در کره‌ای دیگر ...

 

 

 اس ام اس

1ـ زندگی دو چیز به من آموخت: مرگ آرزو و آرزوی مرگ.

2ـ زندگی مثل پیانو میمونه، دگمه‌های سیاه برای غمها و دگمه‌های سفید برای شادیها، زمانی می‌توان آهنگ زیبایی نواخت که دگمه‌های سفید و سیاه را با هم زد.

3ـ زندگی شهد گل است، زنبور زمان می‌مکدش، آنچه می‌ماند عسل خاطره‌هاست.

4ـ زندگی قصه‌ای است که کودکان از آن آگاهند، برای همین زندگی را با گریه آغاز می‌کنند.

5ـ زندگی چون ته خیار تلخ است!

6ـ زندگی دو نیمه است، نیمه اول در انتظار نیم دوم، و نیمه دوم در حسرت نیمه اول.

7ـ زندگی دریای بیکران عشق است، پارو بزن تن‌پرور!

8ـ زندگی بی آب از گلوی ماهی پایین نمی‌رود!

9ـ زندگی گل زردیست به نام غم، فریاد بلندیست به نام آه، مروارید غلتانیست به نام اشک و آینه شکسته ایست به نام دل.

10ـ زندگی دو چیز به من آموخت: آرزوی مرگ و مرگ آرزو.




:: برچسب‌ها: داستان کوتاه, چاردیواری, طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٠ خرداد ۱۳۸٥
نظرات ()

 چاردیواری

سلاممممم ... دارم روی یکی دو تا تئوری کار می کنم! هر چند که می‌دونم زندگی بدون تئوری خیلی قشنگ تره!

کاش می‌شد همونجور که هستیم و همونجور که دوست داریم زندگی کنیم، نه در غالب تئوری‌ها و نقش‌هایی که این تئوری‌ها به عهده‌مون میذارن!!

 

 

 ضایع نامه

با نزدیک شدن به ایام جام جهانی، تب این مسابقات منو گرفته! و الان شدیدا تب دارم! اونم نه یکی دو درجه! بلکه 40 درجه!! بنابراین چند شماره آتی ضایع نامه را به این پدیده اعجاب انگیز می پرازم! (البته طرح این نوشته برای رادیو به ذهنم رسید، اما اولا که در زمان مقرر فرصت نوشتنش رو پیدا نکردم و بعدش هم اینکه در صورت نوشتن هم احتمالا اجازه اجرا و پخش نمی گرفت!!)

 

 

ارتباط جام جهانی و انتخابات ریاست جمهوری!

اصولا و اساسا به نظر ضایع نویس هر چیزی که تو این دنیا وجود داره، به هر چیز دیگه‌ای که اونم وجود داره! مربوط میشه! حتی الیگودرز به شقایق!! بنابراین «جام جهانی» و فوتبالیستهایش هم می تواند ارتباط منطقی و فراوانی با «انتخابات» و کاندیداهایش داشته باشد!! و پر واضح است و ناگفته پیداست که کشف این ارتباطات در تخصص ضایع نویس است و از عهده هیچ کس دیگری برنمیاد!!

 1ـ قبل از برگزاری هر کدام از آنها افراد درگیر آنها (فوتبالییستها و کاندیداها) به اردوی آمادگی می‌روند و همینجوری فرت فرت پول خرج میکنن و به اینور و اونور سفر می‌کنن!! البته وجه مشترک این سفرها این است که معمولا با پول بیت المال انجام می شود و برای سفرشون حق ماموریت هم دریافت میکنن!! که بنا به گفته شاهدان عینی مبلغ آن عبارت است از یک 1 و تعداد متنابهی صفر جلوی آن!!

2ـ «جام جهانی» برای روزنامه های ورزشی درست مثل روزهای «انتخابات» برای روزنامه‌های سیاسی می‌مونه!! با نزدیک شدن به این دو دوره، همیطوری روزنامه های رنگ وارنگ است که فرت فرت منتشر میشه! چرا که در این روزها حتی خواننده هایی که سال به دوازده ماه هم سراغ روزنامه ای رو نمی گیرن، روزنامه خون میشن و یه دفعه تیراژ روزنامه ها مثل موشک شهاب 3 سر به فلک می کشه! البته ناگفته نمونه که بعد از اتمام جام جهانی و همچنین انتخابات، پس از این صعود سرافرازانه، تیراژ مطبوعات شروع به سقوط کرده و سرافکنده میشه!! تجربه نشون داده علاوه بر کاهش تیراژ، حتی دوره انجام وظیفه و عمر بعضی از اونا هم تموم میشه و تا انتخابات و جام جهانی بعد انتشارشون متوقف میشه و صاحبانشون میرن پولهایی که در این ایام پارو کردن رو خرج میکنن!!

3ـ برخی از بازیکن ها و کاندیداها از ایام جام جهانی و انتخابات نهایت استفاده رو می برن تا بعد از اون به موقعیت بهتری دست پیدا کنند! بازیکن ها به تیمهای مطرح اروپایی میرن و کاندیداها نیز گاهی از شورای امنیت ملی یا شهرداری سر در میارن!!

 

 

 عکس هفته

توجه! توجه! عکسهای این هفته به هیچ وجه مناسب حال نازکدلان نیست!! لذا خواهشمند است بیماران قلبی، عناصر اناث و همچنین عناصر ذکوری که پشت ستاره حلبی، قلبی از طلا دارند! از دیدن این تصاویر خودداری نمایند!!

1ـ قبلا شنیده بودم عربها سوسمار می‌خورن! اما تا ندیده بودم، باورم نمی‌شد!!

2ـ کودکی که دو میلگرد از گردنش وارد شده و از گیجگاهش خارج شده! اما جان سالم بدر برد!!

 

 

 

 

 شعر

محمدعلی بهمنی در فروردین 1321 در شهر دزفول به دنیا آمدند و اکنون در بندرعباس زندگی می‌کند. اشعار «از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب» و «بهار بهار» با صدای ناصر عبدالهی و «دهاتی» با صدای شادمهر عقیلی، گوشه‌ای از هنر وی است. اما به نظرم شعر زیر شاهکار اوست.

 

در این زمانه بی‌‌های و هوی لال پرست / خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را / برای این همه ناباور خیال پرست

به شب نشینی خرچنگهای مردابی / چگونه رقص کند، ماهی زلال پرست

رسیده‌ها چه غریب و نچیده می‌‌افتند / به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

رسیده‌ام به کمالی که جز اناالحق نیست / کمال دار برای من کمال پرست

هنوز زنده‌ام و زنده بودنم خاری است / به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

 

 

 اس ام اس

1ـ عشق حماقتی است که هر عاقلی به آن گرفتار می‌شود!

2ـ عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا.

3ـ عشق را نصیب کسی کن که لایق آن باشد، نه تشنه آن. زیرا هر تشنه‌ای روزی سیراب می‌شود. «شکسپیر»

4ـ عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست، عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچوقت نداند که چرا خیس نشد.

5ـ عشق از دوستی پرسید تفاوت من و تو در چیست؟! دوستی گفت: من دیگران را به سلامی آشنا می کنم و تو به نگاهی. من آنها را با دروغ جدا می‌کنم تو با مرگ.




:: برچسب‌ها: طنز, عکس, شعر و هذیان
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٢ خرداد ۱۳۸٥
نظرات ()

 سلام

سلام! همان چیزهایی که هفته‌های پیش گفتم!

 

  ضایع نامه

تا اطلاع ثانوی هیچ نویسنده‌ای حق ندارد در مورد «سوسک» مطلبی بنویسد و هیچ کارکاتوریستی هم حق ندارد دراینباره طرحی بکشد! و اگر هم نوشت و کشید، حق ندارد از عبارت فرا زبانی و مرسوم «نه منه» استفاده کند! اگر نویسنده و کاریکاتوریستی توصیه‌های برادرانه ما را بکار نگرفت و مرتکب این جنایت نابخشودنی شد! حتما از خوابگاه سوسکها، یا همان هتل «اوین» سر در می آورد!!

دوست عزیزم و دبیر کل حزب لیبرالهای غیرت مدار و دیگر دوستان به جهت آشنایی بیشتر با مواضع نویسنده این وبلاگ در مورد تجمعات و اعتراضات دانشجویی اخیر پیرامون طنز و کاریکاتور روزنامه ایران، می توانند مطلب جنبش دانشجویی در مرخصی استعلاجی را بخوانند!

 

  چاردیواری

درست روزی که در خلوت خودت و خودت صحبت از تسکین و مسکن می کنی و می نویسی: «هر آدمی در شرایط خاصی به شدت نیازمند یک مسکن یا مخدر است. نیازمند تسکین و تخدیری که بین او و دنیایی که در آن زندگی می‌کند، فاصله بیندازد. تا در دنیای دیگری تجدید قوا کرده و رویین تن شده و به دنیای خود بازگردد ... به نظرم بهترین، موثرترین و بی‌خطرترین مسکن و مخدر «نوشتن» است. وقتی شروع به نوشتن می کنی آنقدر غرق در موضوع نوشته‌ات می شوی که نه گذران زمان را درمی‌یابی و نه آنچه در این گذر زمان بر تو می رود.»

درست در چنین روزی اتفاقی همه معادلات ذهنت را شخم می‌زند و بدون هیچ تخدیر و تسکینی، همان دنیایی که در آن زندگی می‌کنی را معطر و دوست داشتنی می‌کند. طوری که آنقدر سرمستش می‌شوی که موضوع هر نوشته‌ای را هم از یاد می‌بری و آزاد از قید و بند هر کلمه و حرفی، کل وجودت، لبریز می‌شود از حس بودن.

روزگار غریبی است! آنقدر غریب که یک روز، هم می‌تواند از تلخ‌ترین روزهای عمرت باشد و هم شیرین‌ترینش! به یادماندنی‌ترین و فراموش‌نشدنی‌ترینش ... روزی که در پایانش سلول سلول وجودت ایمان و اطمینان می آورد به اینکه:

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است         گر در آن دوست نباشد، همه درها بسته است

 

  عکس هفته

   

 

 شعر

شاعر این شعر را نمی‌شناسم، اگر کسی به من بگوید بینهایت خوشحال می‌شوم.

 یک روز رسد غمی به اندازه کوه             یک روز رسد نشاط به اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است عزیز            در سایه کوه باید از دشت گذشت  

 

 اس ام اس

1. A lucky star fell on the earth last night. It asked me: what you wanted? A million dollars or a great friend? I piched a million dollars because I already have you.

2. To love someone means to see them az god intended them …

3. Do you know that the three most difficult things to say are: I love you, sorry and help me?

4. god gave U 2 legs, 2 hands, 2 eyes, 2 ears … why he gave U only 1 heart? Because he gave the other one to someone to find it for ever.

5. Some love 1, some love 2 … I love 1, I love you

6. if 100% of people love you, I am one of them. If 99% of people don’t love you, I'm at 1% that love you. If 100% of people don't love you, surely I have died.

7. The people thing sky is blue. But I thing sky is black, because I see sky in your eyes.

8. A  B  C  D  E  F  G  H  I  J  K  L  M  N  O  P  Q  R  S  T … V  W  X  Y  Z  ……….. Oh! Where is U?! It is in my heart.

9. The life without love, like is fifty without five.

10. If you found yourself in a closed area, don’t worry. If it was a dark room, don’t be afraid. If the walls were bloody, never scare. Because you are in my heart.




:: برچسب‌ها: چاردیواری, عکس, شعر و هذیان
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٥ خرداد ۱۳۸٥
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم