سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 چاردیواری

می‌گویند تن سالم در بدن سالم است. بنابراین اوصیکم و نفسی به ورزش کردن!! بنده هم در همین راستا دوباره به میادین ورزشی بازگشتم! و در سلسله مسابقات فوتسال جام رسانه‌ها شرکت کردم.

در اولین قدم، تیم ما موفق شد چهارشنبه گذشته، تیم روزنامه «اعتماد ملی» را با نتیجه 6 بر 2 در هم بکوبد! (آخه خداییش فوتبال بازی کردن هادی حیدری به اندازه کاریکاتور کشیدنش خوب نبود!!)

 

 عکس

با توجه به فرا رسیدن «شب انار» (یا همان شب یلدا)، اطلاعات جامع و کاملی در مورد بهترین خوردنی دنیا برایتان جمع آوری کردم که می توانید بیننده و خواننده آن باشید.

 

 

 هذیان

فصلی دیگر ورق خورد

شاید فصلی هم بر زندگی رقم خورده باشد

فصلی زرد، با عطر سدر و کافور

در مرگ «فصل مرگ»،

صدایی مرا می‌خواند به دورهای دور

اما آسمان ابری است و راه عبورم کور

قلم و قدم به گل نشسته و در برزخم

در برزخ مرگ و حیات

کجاست اسرافیل و صورش؟

یخبندان غوغا می‌کند

عقربه‌ها یخ بسته و نبض زمین نمی‌زند

ضربان زمان و تپش حیات به شمارش افتاده

نه گلی، نه گلبرگی

برای فرزند بهار نه نفسی مانده، نه همنفسی

لحظه‌ی آخر نزدیک است

سوز سرما بیداد می کند

زیر شلاقش، گونه‌ها سرخابی شده و

چشمها چون صدف

زمین آراسته از مروارید

کودک فقیر دیروز،

اکنون ثروتمندترین مرد زمین است ...

سروده ای از سیدحسین قوامی

 

 از اون لحاظ

واقعا ایران کشور عجیب و خارق العاده‌ای است!

تنها در ایران امکان دارد که در یک صبح نه چندان دل‌انگیز پاییزی مصوبه افزایش قیمت نان را به نانوایان ابلاغ کنند و بعد از ظهر سه روز بعد، نانوایی‌هایی که نان را گران کرده اند را پلمپ کرده و جریمه کنند!!

فقط در ایران ممکن است که در لیست حامیان دولت (رایحه خوش خدمت)، نفرات صدر لیست در انتخابات موفق نباشند، اما دو نفر از اعضای آن لیست (پروین احمدی نژاد و خسرو دانشجو) که از قضا خیلی اتفاقی! خواهر رئیس جمهور و برادر استاندار تهران هستند! جزو نفرات انتخاب شده برای شورای شهر باشند!!

 

  اس ام اس

1ـ شادیهایت به بلندی شب یلدا و غمهایت چون عمر بدخواهان به کوتاهی روزش باد

2ـ عمرتان 100 شب یلدا، دلتان قد یه دریا، توی این شبای سرما، یادتون همیشه با ما

3ـ روی شمابه سرخی انار، شب شمابه شیرینی هندوانه، خند‌تان مانند پسته، و عمرتان به بلندی یلدا

4ـ بیا ای دل کمی وارونه گردیم، برای هم بیا دیوونه گردیم، شب یلدا شده نزدیک ای دوست، برای هم بیا هندونه گردیم!

5ـ تو خوشگل‌ترین، خوش‌تیپ‌ترین، باکلاس‌ترین و باحالترین آدم روی زمین هستی ... (اینم هندونه‌های شب یلدا)




:: برچسب‌ها: چاردیواری, عکس, طنز, شعر و هذیان
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱ دی ۱۳۸٥
نظرات ()

 هذیان

ناجی در گور خفته است و شبهای ظلمانی به تاراج خواب و خوشی می آیند و حجم «سکوت» استخوانهای ترد را می شکند و نمی شکند.

قریبی، غریبه می‌شود و از زمین و زمان بر خاک تشنه‌ی کویر می‌بارد و نمی‌بارد.

گویا پایان محتوم روشنی، تاریکی است و شب، روز ...

 

 عکس

 

 از اون لحاظ

آخ که من چقدر ایام انتخابات رو دوست دارم! فقط سه چیز میتونه تو این دنیا منو خوشحال کنه! اولیش ترشی و آخریشم فضای انتخاباتیه! (لابد می پرسید دومیش چیه؟! خب لابد نخواستم بگم که نگفتم دیگه!)

در فضای انتخاباتی ممکلت گل و گلاب میشه! آخر عشق و حال! و مردم برای مدتی ولی نعمت و چشم و چراغ نامزدها میشن! در این ایام به قدری همه چیز ایده‌آل میشه که بعضیا رو جو میگیره و احساس میکنن از این به بعد براحتی میتونن خونه خریده و و ازدواج کنن! بعضیا هم فکر میکنن از فردای انتخابات قراره تهران زیر و رو بشه و ترافیک، گرانی، چاله و چوله ها و بیکاری و همه و همه برطرف بشه و شاید پرونده هسته ای ایرانم ختم به خیر شد و حتی ممکنه رئیس جمهور لبنانم به خیر و خوشی از خر شیطون پیاده بشه و کرسی ریاست جمهوری رو دو دستی تحویل تحصن کنندگان بده!! یک تعداد قلیلیم امیدوار میشن که تهران، لوسانجلس بشه و به اونا بگن: Black Cats !!

خلاصه روزگار غریبی است! انتخابات به «آدم»، زنده است و آدم به امید! خدایا امید هیچ آدمی رو نا امید نکن! الان تقریبا بیست و هشت یا بیست و نهمین باریه که این دعا تکرار میشه!

این سری که دو سه تا انتخاباتم خورده به پست هم و همه چی به خوبی داره پیش میره! فضا کاملا انتخاباتی شده و جو همه رو گرفته! رایحه خوشخدمتی میاد! همه الان خدمتگزار، آبادگر، ایثارگر و حامی شدن! بعضی حامی دولتن! بعضی حامی قالیباف، بعضی حامی امام اول و دوم! برای بعضی هم نون تو مستقل بودنه!!

القصه! مردم تا دیروز «ناصر» بودن اما امروز «ناصب» شدن! تا فردا خدا بزرگه!

اصولگراها اصلاح طلب شدن و اصلاح طلبا اصولگرا! فرقی نمیکنه که کی چی بوده! مهم اینه که مردم الان چی دوست دارن!

صدا و سیما 36 ساعت در روز به مردم میگه شما حق انتخاب دارید و میتونید تعیین کنید که چی سر سفرتون باشه!

زندگی دگمه بازگشت نداره! اما «سونی» اینکارو برای مردم راحت کرده! کافیه با زدن دگمه Rew ببینن که با یه انتخاب قرار بود ایران برای همه ایرانیان باشه و با یه انتخاب دیگه قرار شد نفت سر سفرشون بیاد! اما اگه دستشون رو از روی دگمه Rew بردارن و یه خورده دگمه Forward رو بزنن می بینن که نفت بو میده و اخه!! پس بزار دست همونایی که عاشق چیزای بد بو هستن، بمونه! ایرانم که برای همه ایرانیانه! منم چند سالیه دارم جون میکنم تا سیتیزن ایران بشم و اسمم رو جزو اتباع ایرانی ثبت کنم! ولی هنوز موافقت نشده! آخه میگن ظرفیت ایران فقط 100 تا 120 هزار نفره!!

28 و 29 چیه؟! کوتوله لوس تلویزیون یه میکروفون گرفته دستش و از اینو اون می پرسه! به یکی از چهره های معروف سینما میرسه و میگه: «شما چرا در انتخابات شرکت می کنید؟!» اونم نیاز نیست زیاد به مخش فشار بیاره! پس بدون هیچ مکثی، بلافاصله میگه: «چون وظیفه شرعی هر ایرانیه‌» ... خدا کنه فردا سی دیش در نیاد !!




:: برچسب‌ها: نثر ادبی, عکس, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٢ آذر ۱۳۸٥
نظرات ()

 هذیان

فصل مرگ داره جون میده و نفسای آخرشو میکشه! شمارش معکوس برای فصل مرگ آغاز شده و تا چند روز دیگه می‌میره! هوا همچنان سرده، شاید جوانمردانه، شایدم ناجوانمردانه! ... اونقدر که تن خورشید هم شبا سگ لرزه میزنه و بدنش از زور سرما سر میشه. اگه دم دمای صبح بری تماشاش، می‌فهمی که خیلی کند و آروم حرکت میکنه و نای بالا اومدن نداره. یادش بخیر! اواسط تابستون خیلی تند و بانشاط بالا می‌اومد و به همه جای زمین سرکشی میکرد و بالای سر همه میرفت و همه چیز و همه کس رو زیر نظر میگرفت. ولی الان نمیتونه تن خسته و سرمازدش رو خیلی بالا ببره. الان همینقدر که خودی نشون بده و اعلام موجودیت کنه، براش کافیه و نمیخواد به خودش زحمت بده و بالاتر بره. شایدم نمیتونه ...

 

 عکس

 

 

 از اون لحاظ

به توجه به فرا رسیدن 16 آذر، اینجانب در اقدامی سراسر خلاقیت و نوآوری و البته خودسر، تصمیم به تبیین اختلافات و تفاوت‌های موجود میان «دانشجویان» و «تیر چراغ برق» گرفتیم، تا در جهت اعتلای دانش و بینش خوانندگان عزیز و اطلاع رسانی شفاف و بی پرده قدمی هر چند با کمک عصا برداشته و موجب تمایز این دو گردم، تا دیگر دانشجویان با تیر چراغ برق اشتباه  گرفته نشوند!

1ـ برای جلوگیری از لغزش تیرهای چراغ برق، قسمتی از آنها را در زمین می‌کارند! در حالی‌که برای جلوگیری از لغزش دانشجویان، آنها را کامل در زمین می‌کارند!

2ـ از هر دو بالا می‌روند منتهی از تیر چراغ برق هنگامی که لامپش سوخته باشد، ولی از دانشجویان بیشتر قبل از انتخابات‌ها!

3ـ بر روی تیر چراغ برق می‌توان پوستر، تبلیغات، اطلاعیه فوت و ... زد و چسباند، در حالی که روی دانشجویان فقط می‌توان انگ و برچسب و تهمت زد!

4ـ اگر نور چراغ برق باعث نمایان شدن جریانات پنهان شد، می‏توانیم با یک تیر کمان مگسی ترتیبش را بدهیم؛ ولی در مورد دانشجویان کار به این راحتی نیست!




:: برچسب‌ها: شعر و هذیان, عکس, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ آذر ۱۳۸٥
نظرات ()

  هذیان

بعضی چیزا رو میشه با هر کسی تقسیم کرد تا همه داشته باشن، مثل یک سیب. اما بعضی چیزا رو نمیشه با هیچکسی تقسیم کرد، چون اونوقت هیچکس هیچی نداره! مثل یک بادکنک!

  

 از اون لحاظ

اصولا و اساسا مهمترین وظیفه یک «از اون لحاظ»نویس تحلیل، تفسیر، تبیین و تشریح مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی است! بنابراین پر واضح و ناگفته پیداست که اکنون که در شرایط حساس انتخابات قرار داریم، بیشترین ایام کاسبی این قشر زحمتکش جامعه باشد!

اما چندی پیش در جلسه مناظره ای که در دانشگاه شریف برگزار شد، خانم معصومه ابتکار پا توی کفش اهالی این صنف کرد و گفت: «شهرداران در تهران یا زندانی می‌شوند یا رئیس‌جمهور!»

بنابراین برای آنکه از حقوق صنفی خود دفاع کنم! در مورد سرنوشت دیگر اقشار ایرانی، تحلیل و تفسیرهای زیر ارائه می‌شود:

 

رئیس جمهورها در ایران یا تفکراتشان جهانی می شود، یا احکام محکومیتشان!

 




:: برچسب‌ها: نکته, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٥ آذر ۱۳۸٥
نظرات ()

 هذیان

انسانها بر خلاف دیگر موجودات دارای ابعاد شخصیتی و روحی مختلف هستند. هر چند که ممکن است در ظاهر، این ابعاد مخالف و گاه متضاد با یکدیگر باشد، اما وجود دارد و واقعی است. به عبارتی شاید یکی از معدود موقعیتهایی که جمع نقیضین دیده شود، اینجاست!

هر انسانی در هر لحظه ای ممکن است دارای ابعاد شادی و سرور، غم و اندوه، فکور و با دقت، کم حواس و ساده نگر، مهربان، سنگدل، صبور، عصبی، احساساتی، منطقی و ... باشد. و جالب اینجاست که همه این ابعاد متنوع و گاه متضاد شخصیتی، کم و بیش در کنار هم وجود دارند و هیچگاه از هم جدا نمی شوند. تنها ممکن است در شرایط و مکان خاصی، برخی از آنها ظهور و بروز داشته باشد. برای همین است که گاهی به فردی گفته می شود: «چه جالب! من اصلا انتظار نداشتم تو اینجوری باشی!» یا «اصلا به قیافه ات نمی‌خورده همچین چیزی بنویسی!»

شاید وقت آن رسیده است که در بکار بردن این جمله بیشتر تعمق، تامل و بازنگری کنیم که «رنگ رخساره نشان می دهد از سر ضمیر»

 

 از اون لحاظ

یادش بخیر! در روزنامه آفتاب یزد ستونی داشتم به نام «از اون لحاظ» که به طنز و نغز، وزیر و وکیل را از دم تیغ تیز می گذراندم و به قول آشنایی با پنبه سرشان را می بریدم!

اما مدتی است که این سلاخی متوقف شده و تیغ تیز در نیام زنگار بسته است!

و نویسنده بی نوشته های طنز، به مرد بی سبیل ماند که داشتن و نداشتنش توفیری ندارد! بنابراین بودنش به از نبودنش است! پس می خواهم به دوران نه چندان دور برگردم و یاد و نام آن ستون استوار را زنده نگه دارم!

گاهی رجعت و واپس گرایی، نه نشانه پسرفت، که دلیل پیشرفت است. گویا بهار و تابستان و پاییز و زمستانی را پشت سر گذاشته ای و دوباره بهار. یکسال بزرگتر. روز از نو و روزگار از نو. اما تو امانت دار پیراهن پاره‌های بسیاری شده‌ای که می‌توانی در گفتگوهای دوستانه از آنها استفاده کنی و بگویی: «من چند تا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم»!!

رئیس جمهور، هاله نورانی و زنان رقاص!

رئیس جمهور خیلی مردمی ایران با حضور در مراسم رقص و آواز خوانندگان زن در مراسم افتتاحیه بازی‌های آسیایی دوحه قطر، موجب بهت و حیرت محافل آگاه و مجامع نا آگاه شد! (البته برخی شاهدان عینی می‌گویند: «مگه رئیس جمهور دل نداره؟!»)

این در حالی است که منابع نزدیک به رئیس جمهور پیش از این از رویت هاله نورانی پیرامون ایشان خبر داده بودند! بنابراین احتمالات زیر محتمل به نظر می رسد:

1ـ هاله نورانی مخصوص بلاد کفر است (مخصوصا اماکن بین المللی مانند مجمع عمومی سازمان ملل!) و در سرزمینهای (ظاهرا) اسلامی از کار می افتد!

2ـ به دلیل وجود رقص نور و پروژکتورهای قوی در استادیوم، زنان خواننده متوجه هاله نورانی رئیس جمهور نشدند! وگرنه چنین جسارتی به ساحت رئیس جمهوری که به اذعان خود با راز و نیاز مردم سر کار آمده نمی کردند!

3ـ رئیس جمهور پیش از این در بازدید از صدا و سیما گفته بود: «تفکر احمدی نژادی دارد جهانی می شود»! بنابراین نامبرده احتمالا تصور کرده که هنوز آن بانوانی که در حال اجرای حرکات موزون هستند، با تفکر ایشان بطور کامل آشنا نشده اند، و قصد آشنا کردن معدود نفرات باقی مانده با تفکر احمدی نژادی را داشته است!

4 و 5 و ...




:: برچسب‌ها: نکته, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٢ آذر ۱۳۸٥
نظرات ()

 هذیان

گویا خدا «تن»ها را تنها آفرید تا مراقب حضورش باشند و فراموشش نکنند. اما امان از فراموشی و غفلت ...

در برهوت خشک و لم یزرع نبودنش سرگردانی و طلب جرعه‌ای آب داری و غرق نیازی، که فرا می‌رسد و می‌بارد بر سرت سنگ! آنقدر که سخت شده و مدهوش و بیهوش شوی و تن کرخت خود را بر شن‌های روان، روانه کنی و سرگردان و بی‌خود شده، خود واقعی خود را طلب کنی. که باز می رسد و تیر خلاص ...

وای که من از تو چه غریبم و تو از من چه قریب! خرده‌ای نیست که تو خود منی و من از آن تو ... هیچ ندارم بگویم جز آنکه ملالی نیست جز دوریت. سنگ سختت، سختم کرد و کنون تیر خلاصت، خلاصم. هر چه از دوست رسد نیکوست و سزاوار بندگی اطاعت ...

 

 عکس هفته

 

 شعر

تو غروب سرد پاییز

تو نگاه دزد سرما

میون اون همه برگ ریز

توی آذر غم انگیز

گلی از شاخه جدا شد

گلی از جنس محبت

گلی از روح عبادت

گلی از مهر تبسم

گلی از نور صداقت ...

(12 آذر 83)

 

 اس ام اس

1ـ به خیال آنکه پادزهر داری زهر مخور. (ضرب المثل عربی)

2ـ برای مورچه، چند قطره باران سیل است. (ژاپنی)

3ـ بدبختی یکی است، ولی برای افراد ناشکیبا دو تا می شود. (عربی)

4ـ به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستی، یک شمع روشن کن. (چینی)

5ـ به گرگ گفتند تو را چوپان کرده اند، گریست! گفتند چرا گریه می کنی؟ گفت: می ترسم دروغ باشد! (آذربایجانی)




:: برچسب‌ها: نثر ادبی, عکس, شعر و هذیان
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٠ آذر ۱۳۸٥
نظرات ()

 چاردیواری

چند صباحی، دوستان و عزیزانی می‌گفتند نام این وبلاگ با محتوا و قالب جدید آن چندان سنخیتی ندارد و خواستار تغییر نام آن بودند. خود نیز چندان بی میل به این تغییر نبودم، اما عنوانی که بتواند برایم جذابیت داشته باشد، پیدا نمی‌کردم، تا اینکه هفته گذشته مثل هیچکس را یافتم.

این نام از دو جهت برایم جاذبه داشت.

اول آنکه در جهان خلقت، هر موجودی (در عین برخورداری از شباهتهایی) متفاوت از دیگران است و آنقدر تنوع در مخلوقات وجود دارد که به نظر می‌رسد، هدف خالق آن بوده که بگوید «هارمونی و تقارن محدودیت ندارد و نامتناهی است». بنابراین هر موجودی (به خصوص هر انسانی) مثل هیچکس است و مشابه ندارد.

از طرف دیگر، معمولا در اصول و تعالیم انسانی (اعم از الهی و غیر الهی) بیان شده است که برای «باقی» شدن، باید «فانی» شد. یعنی از «فرش» است که به «عرش» می‌توان رسید و برای «همه» چیز شدن، باید «هیچ» بود. یک ضرب المثل هندی می گوید: «برای آنکه بزرگ باشی، نخست کوچک باش»

بنابراین مثل هیچکس را برگزیدم تا تولد و آغازی دیگر را در راه وبلاگنوسی تجربه کنم. لذا از همه دوستان و عزیزانی که گهگاه گذر و نظری به این خانه دارند، خواهشمندم که لینک این وبلاگ را در صفحات خود با نام نویسنده یا عنوان مثل هیچکس ثبت نمایند.

 

 شعر

سکوتم را نمی‌خواهم

زبان در کام خشکیده

دلم سرد و تنم لرزان و رنجیده

صدایم در گلو بسته نفس را راه و من آزرده می‌گردم

هوا سنگین شده گویی

زمین دلمرده،

بذرها بلعیده و رستن نیاموخته

فقط خار است و خاشاک و صدای سوز سرما

که گاهی بر حصار خانه می‌کوبد و

تا استخوان را مغز می‌شکافد

ناگزیرم بر سکوتی ممتد و مبهم

بر سکوتی ترجمان صد هزاران داد و بیداد از زمانه

ولی ... هی هی و هیهات

سکوتم را نمی‌خواهم

سکوتم منجمد در کوچه ها،

پس کوچه های مبهم و تاریک تاریخ است

سکوتم حاصل مرگ زمان است و

سکون و ماه و خورشید و

توقف در شبی یلدا

سکوتم را چه خوش جغدان سرودند و

پلشتان بانگ سر دادند

ولیکن چشم به فردایی دگر دارم

سکوتم را نمی‌خواهم

(29 آبان 81)

سروده ای از سیدحسین قوامی

 

 اس ام اس

1ـ شیرینی یک بار پیروزی به تلخی صدبار شکست می‌ارزد. (سقراط)

2ـ همه ما بینش داریم، اما طرز استفاده از آنرا اغلب نمی‌دانیم. (اراسم)

3ـ از موفقیت دیگران شاد باش تا از شکست تو متاثر شوند. (علامه اقبال)

4ـ فقط به موفقیت فکر نکن، به راه رسیدن به آن نیز توجه کن. (آلفرد نوبل)

5ـ پیروزی حق کسانی است که از شکستهای خود درس گرفته‌اند. (فرانسیس بیکن)




:: برچسب‌ها: چاردیواری, شعر و هذیان
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۳ آذر ۱۳۸٥
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم