سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

سلام همسرم!

با دیدن کامنت «ش ج» برای پست قبلی که با این جمله خاتمه می‌یابد: «اگه زنده گذاشتنت بازم بنویس ...» احساس کردم که شاید در حالی که ما سرمان در کار خودمان هست و کار به کار دیگران نداریم، دیگران هم سرشان در کار ماست و کاری به کار خودشان ندارند. بنابراین گفتم در روزهایی که همه مشغول نوشتن نامه سرگشاده هستند، من هم ابتکاری به خرج دهم و یک وصیت‌نامه سرگشاده بنویسم.

همسرم!

دوستان محبت دارند و گهگاهی سری به این خانه می‌زنند و کامنتی می‌گذارند و لینکی می‌دهند. اما معمولا فرصت و مجال پاسخگویی پیدا نمی‌شود و تنها شرمندگی‌اش برایم باقی می‌ماند. به عنوان اولین وصیت خواهش می‌کنم چراغ این خانه را روشن نگهداری و اگر رفتنی شدم راهم را ادامه دهی و به کامنت‌هایم پاسخ دهی. (روحم شاد و راهم پر رهرو باد!)

همسرم!

وصیت می‌کنم حالا که مجمسه‌های شهر یکی یکی به سرقت می‌روند، مراقب مجسمه‌های روی میز تلویزیون خانه‌مان باشی. دیروز شنیدم مجمسه گوساله‌ی دانشگاه تهران را هم دزدیده‌اند. پس، از آن شتر قهوه‌ای رنگ بیشتر از بقیه مراقبت کن. چون لب و لوچه آویزان و رنگ و رویش بسیار با حال و روز این روزهای مردم سنخیت دارد. (کاش تمام گوساله‌ها را دزد می‌برد تا در آینده هیچ گاوی نداشته باشیم!)

گفتم «قهوه‌ای» و داغ دلم تازه شد! وصیت می‌کنم زباله‌های خیس را در سطل آشغال نریزی تا به وقت انتقال به سطل سرکوچه، ردی قهوه‌ای از خود بر جا نگذارد! ... البته الان که خوب فکر می‌کنم می‌بینم زیاد هم بد نیست! اینطوری وقتی می‌روم، همه می‌گویند کاش نرفته بود! بنابراین این وصیتم را پس می‌گیرم. لطفا همچنان به ریختن زباله‌های خیس ادامه بده! در ضمن «خشک» یا «ترش» زیاد مهم نیست؛ یادت نرود که با برخی زباله‌ها با احترام فراوان برخورد کن؛ چون ممکن است بعدا بازیافت شده و مهم شوند.

همسرم!

شنیدم سرقت کابل در یکی از مناطق مخابرات تهران باعث قطع ارتباط اینترنت پرسرعت برخی مشترکان شده، بنابراین حالا که ارتباطات مشروع نیز دیگر امنیت ندارد، مراقب باش بعد از رفتنم، در یک جای امن و امان فاتحه برایم بخوانی تا فاتحه‌هایت را روی هوا نزنند یا رویش پارازیت نیاندازند و ارتباط DC نشود تا روحم شاد شود و حال کنم.

راستی اگر رفتم و نتوانستم به خوابت بیایم، بدان که در گل گیر کرده‌ام! آخر به ما پرایدسوارها بعید می‌دانم در آن دنیا هم مرکب شاسی بلند بدهند! بنابراین یک تراکتور پیدا کن و بیا دنبالم. آخر نیسان که غیرت ندارد!

همسرم!

خوب می‌دانی که خیلی به آتش‌افروزی علاقه داشتم و هرجا که می‌رفتیم آتش به پا می‌کردیم. حالا اگر راست باشد که «هرکس با هرچه دوست دارد محشور می‌شود»، چه مستوجب عذاب و عقوبت باشم و چه مستحق نعمت و رحمت، در هر دو حالت سرنوشتی جز آتش ندارم! بنابراین یادت باشد برایم جوجه بدون استخوان در پیاز و زعفران خوابیده خیرات کنی! (سس مایونز و گوجه فراوان یادت نرود!)

راستی شنیده بودم تنها حیوانات، آن هم تنها چند دقیقه قبل از زلزله می‌توانند آن را پیش‌بینی کنند، اما اخیرا می‌گویند قرار است به زودی در تهران زلزله بیاید. بنابراین مرا خارج از تهران چال کن که تنم در گور نلرزد.

در ضمن شب اول قبر تلویزوین خانه‌مان را خاموش کن تا روح سرگردان من آزارونده نشود. آخه دیدن نکیر و منکر بهتر از دیدن آن است!

همسرم!

ابوالصادق محصولی گفته که همت مضاعف و کار مضاعف یعنی اینکه مردم بیشتر بچه‌دار شوند. بنابراین ما نه تنها همت نداشتیم، بلکه جزو جامعه محترم بی‌کاران نیز به حساب می‌آییم. پس بعد از رفتنم، جهت اخذ بیمه بی‌کاری اقدام کن.

حالا که دارم وصیت‌نامه سرگشاده می‌نویسم فکر می‌کنم اگر کامنت «ش.ج» نیز جدی نباشد، با چیزهایی که دارم می‌نویسم حتما جدی می‌شود! بنابراین بیشتر از این وصیت نمی‌کنم. مراقب خودت باش. مراقب منم باش!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظرات ()

به گزارش خبرآنلاین، سرپرست فدراسیون شنا گفته «کارمندان فدراسیون شنا از 18 اردیبهشت با لباس ورزشی مرتبط با رشته شان به محل کار می روند!»

هرچند که ممکن است برخی این طرح را در راستای صرفه‌جویی در مصرف البسه قلمداد کنند، اما از سوی دیگر در صورت اجرای این طرح پر واضح و نگفته پیداست که امنیت روانی جامعه با مخاطره مواجه می‌شود! بنابراین نهادهای مختلف در مقابل این طرح واکنش‌های متفاوت نشان دادند. 

سازمان گردشگری امارات متحده عربی این طرح را در راستای کسادی سواحل جمیرا ارزیابی کرده و آنرا شدیدا و قویا محکوم کرد. همچنین سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور رسما اعلام کرد: «اگر این طرح لغو شود، حاضریم از خر شیطان پیاده شده و تا آخر عمر از نام صحیح «خلیج فارس» استفاده کنیم.»

شرکت‌های هواپیمایی نیز در صورت اجرای این طرح نسبت به کاهش چشمگیر پروازهای آنتالیا، دبی، پاتایا و ... هشدار دادند و پیشاپیش اعلام برشکستگی کردند!

راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ نیز به علت ایجاد ترافیک در خیابان‌های منتهی به فدراسیون شنا، اعلام کرد:‌ در صورت اجرای این طرح معابر اطراف فدراسیون جوابگوی حجم انبوه بازدیدکنندگان نیست؛ بنابراین خواستار تغییر محل فدراسیون شنا شد. (هم اکنون این طرح به کمیسیون تغییر محل نمایشگاه‌های بین المللی ارجاع شده، بنابراین امید است تا 50 سال آینده به نتیجه برسد.)

همچنین برادران و خواهران محترم گشت‌های ارشاد با توجه به آنکه روزهای پر کاری را درپیش خواهند داشت، طی بیانیه‌ای خواستار اضافه حقوق و مزایا شده‌اند.

در حالی که انبوه واکنش‌ها نسبت به این طرح همچنان ادامه دارد، اما تا لحظه تنظیم این گزارش، خبری از صحت و سلامت سرپرست فدراسیون شنا در دست نیست!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظرات ()
...

هنوز مرد پیدا میشه؛

             اما نامرد بیشتره ...




:: برچسب‌ها: نکته
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظرات ()

به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمود احمدی‌نژاد روز سه‌شنبه در جمع کارگران نمونه کشور گفت: «... یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خانواده‌ای دارای سه فرزند و یا چهار فرزند می‌شود به آن خانواده اعتراض می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند روزی این خانواده را بدهند. به شما چه که چند بچه کافی است؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی از سه بچه بیشتر حق ندارد داشته باشد؟ ...»

بنابراین ظاهرا به قدری رفاه و آسایش و آرامش مردم زیاد شده و مشکل بیکاری و بی‌خانمانی و بی‌پولی و ... برطرف شده که فرمان ازدیاد موالید صادر شده و رئیس جمهور در پی احقاق حقوق شهروندی برخواسته و علیه قوانین محدودیت‌زای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده قیام کرده است!

با یادآوری مدارس سه شیفته و لشکر پشت کنکوری و اینکه در دهه 60 کلی آدم عقلشان را روی هم ریختند و برای جلوگیری از افزایش بی‌رویه جمعیت و جلوگیری از ایجاد مشکلات تامین معاش و تحصیل و کار و ... قوانین کنترل جمعیت را پایه‌ریزی کردند و تقریبا طی دو دهه تا حدودی موفق به اجرای آن شده‌اند، درمی‌یابیم که گفته‌های رئیس جمهور چقدر حساب‌شده است و ایشان فی الواقع به فکر بسط و گسترش حقوق شهروندی و آزادی‌های فردی است! بنابراین در ادامه آزادی‌خواهی و تاکید ایشان بر حقوق شهروندی، فرازهایی از سخنرانی‌های آتی ایشان را پیش‌بینی می‌کنیم:

1ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خودروی خانواده‌ای وارد طرح ترافیک شد، آن را جریمه می‌کنند. انگار که آن‌ها خرج خرید خودرو و تعویض روغن و ... این خانواده را می‌دهند. به شما چه که هر فردی با ماشینش کجا می‌خواهد برود؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی که در فلان خیابان آمد باید جریمه شود و در فلان خیابان جریمه نشود؟

2ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و سوخت خودروی خانواده‌ها را سهمیه بندی می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند پول بنزینش را بدهند. به شما چه که هر کسی چقدر بنزین مصرف می‌کند؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی از 260 لیتر بیشتر حق ندارد در هر فصل بنزین 100 تومانی داشته باشد؟

3ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خانواده‌ای دیش ماهواره روی بام خود نصب کرد، به آن خانواده اعتراض می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند روزی این خانواده را بدهند. به شما چه که کسی ریسیور ماهواره دارد؟ چرا قانون می‌گذارید که ماهواره ممنوع است؟

4ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که مردم نمی‌توانند خودشان تصمیم بگیرند که چه ببینند و به محض این‌که خانواده‌ای خواست اخبار ماهواره را ببیند روی آن پارازیت می‌اندازند. انگار که دایه مهربان‌تر از مادر هستند. به شما چه که چه کسی چه چیزی می‌بیند و چه چیزی می‌شنود؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی حق ندارد فلان چیز را ببیند؟

5ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که رستورانی بعد از ساعت 12 شب باز بود، به آن اعتراض می‌کنند. انگار که آن‌ها دارند برای آن مغازه کار می‌کنند. به شما چه که چه مغازه‌ای چه ساعتی می‌بندد؟ چرا قانون می‌گذارید که مغازه‌ای حق ندارد بعد از ساعت 12 باز باشد؟

6ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و مردم را زور می‌کنند که فرم اقتصاد خانوار پر کنند و بگویند که چی دارند و چی ندارند. انگار که آن‌ها برای مردم ملک و ماشین فراهم کردند. به شما چه که مردم چه چیزهایی دارند؟ چرا قانون می‌گذارید که در زندگی مردم تفتیش کنید؟

7ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که اعوذ بالله خدا هستند و با اعلام وقوع زلزله خانواده‌ها را نگران می‌کنند، انگار از طرف خدا آمده‌اند. شما از کجا می‌دانید که کی زلزله و سیل و طوفان می‌آید؟ چرا بر استرس و اضطراب خانواده‌ها می‌افزایید؟

8ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که عمر مردم دست آنهاست و به خانواده‌های تهرانی امر و نهی می‌کنند که از ترس زلزله پنج میلیون نفر باید از تهران بروند. انگار که حیات و ممات مردم دست آنهاست. به شما چه که چند نفر از تهران می‌روند و چند نفر می‌مانند؟ چرا قانون می‌گذارید که هر کسی که برود تسهیلات می‌گیرد؟




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم