سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

فـضای تــنگ سـینه‌ام مـثـل بـیـن الـحـرمـیـنـه

نصف قلبم با ابالفضل، نصف دیگش با حسینه

با خواندن این نوشته روی ماشین جلویی، با اینکه 24 ساعت نبود که از کربلا برگشته بودیم، ولی دوباره دلمان هوایی شد و پر کشید و همراه کبوترهای حرم اباعبدلله شد.

ساعت 19.48 شب قبل از سفر:

در میان ازدحام مسافران مترو، در ذهنم چک می‌کنم تا چیزی از قلم نیافتاده باشد. مدام با خود فکر می‌کنم، التماس دعای دوستان و اسکناس هزارتومانی  آقای ... برای حرم امام حسین و دو رکعت نماز درخواستی خانم ... و سفارش یادآوری آقای ... در بین الحرمین را کجا بگذارم که یادم نروم و مدیونشان نشوم؟!

حس غریبی است که سفیر و فرستاده عده ای باشی که گوشه ای از دلشان را به دستت سپرده اند تا به مقصد برسانی ...

نکند پیام رسان خوبی نباشی؟! آیا واقعا لایق آنجا هستی؟!

ساعت 9.25 سوار هواپیما:

سرمهماندار هواپیما: «مسافران محترم، لطفا کمربندهای خود را بسته نگه دارید. در حال کم کردن ارتفاع به سمت فرودگاه بغداد هستیم ...»

چه روزگار غریبی است! زمانی عباس بابایی‌ها همین مسیر را طی می کردند تا بغداد را بمباران کنند و حالا ...




:: برچسب‌ها: چاردیواری, سفر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٦ بهمن ۱۳٩٠
نظرات ()

شکر خدا، همانطور که رئیس جمهور بارها گفته، وضع اقتصادی مردم روز به روز بهتر می شود. در این راستا اخیرا مردم مانده اند که با این وضع خوب اقتصادی چه کنند و پول خود را چگونه خرج کنند؟! برای همین به سمت فروشگاه ها هجوم برده و کارتن کارتن خرید می کنند! به گونه ای که مشاهدات عینی نشان می دهد، چند روز پیش مردم فروشگاه هایپر استار را جارو زدند و هرچه درون آن بود با خود بردند! کم مانده بود قفسه‌های فروشگاه را هم بار بزنند و ببرند!

به گفته شاهدان عینی، وقتی یک چیپس در قفسه باقی مانده بود، همزمان دو هزار دست برای برداشتن آن دراز شد که بعد از له و لورده شدن شاهد عینی ـ در کسری از ثانیه ـ چیپس نیز ناپدید شد!

بنابراین خدا خیر بدهد رئیس جمهور را که وضع اقتصادی مردم را اینقدر خوب کرده که همه در حال خرج کردن هستند و کارتن کارتن خرید می کنند و بعد از آن نیز برای خرج بقیه درآمدشان راهی بانک و بازار سکه شده و ارز و دلار می خرند.

خدا پدر و مادر احمدی نژاد را بیامرزد.




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم