سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

روابط عمومی هنر مردم داری است؛ هنر یافتن رمز نفوذ در دلهاست. به همین مناسبت، نکاتی را در این قسمت با هم مرور می‌کنیم:

یکی از پژوهشگران پیشگام علم ارتباطات (رانکین) در مطالعه‌ای به این نتیجه رسیده است که در حدود 70 درصد از زمان بیداری انسان‌ها در ارتباطات می‌گذرد. این زمان به صورت زیر تقسیم می‌شود: 42 درصد گوش دادن، 32 سخن گفتن، 15 خواندن و 11 درصد نوشتن.

اما با وجود آنکه 70 درصد وقت بیداری انسان‌ها در ارتباط می‌گذرد، اما کمتر پیش می‌آید که ارتباط کاملی برقرار شود.

ارتباطات چیست؟

ویلبر شرام در کتاب فراگرد و تاثیر ارتباط جمعی می‌گوید: «در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می‌خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسئله معین همانندی یا اشتراک فکر ایجاد کنیم.»

عمده تعریفی که از ارتباطات مطرح شده و عموماً مبنا برای تعاریف دیگر نیز هست، تعریف دکتر محسنیان راد است: «فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده پیام ایجاد شود.»

این تعریف دربرگیرنده آن است که هرچه بین پیام یا در واقع معنی درون پیام فرستنده و معنی دریافتی از سوی گیرنده شباهت بیشتری باشد ارتباط کامل تر خواهد بود.

روابط عمومی چیست؟

در تعریف «روابط عمومی» ده‌ها و صدها جمله گفته شده که در ادامه برخی از آنها را مرور می‌کنیم. اما به نظرم «هنر مردم‌داری» کوتاه‌ترین و بهترین تعریف است.

  • حسن رابطه و ایجاد حسن نیت بین یک شخص یا یک سازمان با اشخاص یا گروه‌های دیگر ... (فرهنگ وبستر)
  • روابط عمومی بخشی از مدیریت است که وظیفه تقویت روابط دو جانبه، ایجاد تفاهم و همکاری در جلب نظر مردم، حفاظت از منابع سازمانی به همراه بهره‌گیری و هدایت افکار عمومی را به عهده دارد. (تعریف یونسکو)
  • روابط عمومی یعنی سه مفهوم «مردم را مطلع کنید»، «مردم را همگرا کنید» و «مردم را متقاعد کنید.» (ادوارد برنیز، پدر روابط عمومی مدرن)
  • روابط عمومی ارتباط دو جانبه‌ای میان سازمان و افراد را شکل داده و در جهت جلب اعتماد مردم و افرادی که می‌توانند به سازمان کمک کنند، گام بر می‌دارد.
  • روابط عمومی فعالیتی است ممتد، مداوم و طرح ریزی شده که از طریق آن، افراد و سازمان‌ها می‌کوشند تا تفاهم و پشتیبانی کسانی را که با آنها سر و کار دارند به دست آورند و در حقیقت بخشی از مدیریت است و در اغلب موارد نقش مغز متفکر، قلب تپنده، دست اجراء، پای پیشرفت، گوش شنوا، چشم بینا و زبان گویای سازمان مدیریت آن را ایفا می کند.
  • فعالیتی که روابط عمومی انجام می دهد در یک کلمه (ارتباط) از دیدگاه نظری (علم ) از جنبه عملی و اجرایی خود (فن) و از جنبه خلاقانه و زیبایی شناختی (هنر) است و آیینه تمام نمای سازمان و جایگاه دریافت و انتقال اطلاعات است.
  • روابط عمومی در حقیقت شبکه هوشیار، بانک اطلاعات، مغز متفکر سازمان و پل ارتباطی آن با افکار عمومی و مخاطبان خاص و عام و با نگرش ها و تمایلات و عادات و سلایق متفاوت است و باید خصلت‌هایی چون قانون مداری، نظم، شجاعت، ابراز عقیده، تحمل شنیدن آرای مخالفان، احترام به حقوق فردی و اجتماعی دیگران و صداقت رشد و توسعه نماید.



:: برچسب‌ها: علوم ارتباطات, روابط عمومی
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
نظرات ()

به نظرم نخبگان در هر زمینه‌ای اعم از فرهنگی، هنری، علمی، ادبی، سیاسی و ... به ٢ دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند؛ دسته‌ی اول نان را به نرخ روز و دسته‌ی دوم نان را به نرخ دیروز می‌خورند. بنابراین از آنجا که با طرح هدفمند کردن یارانه‌ها قیمت نان گران شده، نانی گیر دسته‌ی دوم نیامده و از گرسنگی می‌میرند!

نتیجه:

١ـ شرط حیات، نان به نرخ روز خوردن است!

2ـ نان به نرخ روزخورها نخبه می‌شوند!

3ـ طرح هدفمندکردن یارانه‌ها، نخبه پرور است!




:: برچسب‌ها: طنز, نکته
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
نظرات ()

یکی‌ از موضوعات‌ مهم‌ برای‌ کسانی‌ که‌ به‌ کار روابط عمومی‌ اشتغال‌ دارند، تفکیک‌ بین‌ تبلیغات‌ و روابط عمومی‌ است‌. اگر اینان‌ بدون‌ ملحوظ داشتن‌ وجوه‌ افتراق‌ تبلیغات‌ با روابط عمومی‌ به فعالیت‌های‌ خود رنگ‌ تبلیغات‌ بدهند، به‌ سمت‌ فعالیت‌هایی‌ گرایش‌ خواهند یافت‌ که‌ تفاوت‌ اساسی‌ با ماهیت‌ فعالیت‌های‌ روابط عمومی‌ دارد. باید توجه‌ داشت‌ که‌ این‌ تفاوت‌ در واقع‌ از سلطه‌جویی‌ بر مخاطب‌ در فعالیت‌های‌ تبلیغی‌ تا ایجاد ارتباط متقابل‌ و مبتنی‌ بر گفت‌ و گو با مخاطب‌ در فعالیت‌های روابط عمومی‌ توسعه‌ پیدا می‌کند. بنابراین‌ رفع‌ ابهام‌ و مشخص‌ کردن‌ تفاوت‌های‌ روابط عمومی‌ با تبلیغات‌ برای‌ شاغلین‌ روابط عمومی‌ بسیار ضروری‌ است‌. هدف‌ این‌ مبحث‌، روشن‌سازی‌ وجوه‌ افتراق‌بین‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌ است‌.

توجه‌ به‌ این‌ نکته‌ اساسی‌ ضروری‌ است‌ که‌ کارکنان‌ روابط عمومی‌ با حرکت‌ به‌ سمت‌ تبلیغات‌ از «ارتباطات‌ مشارکت‌آمیز» به‌ سمت‌ «ارتباطات‌ سلطه‌آمیز» گام‌ بر می‌دارند و گام‌ به‌ گام‌ از فلسفه‌ روابط عمومی‌ که‌ همانا مردمداری‌ است‌، دور می‌شوند.

تعریف‌ و ویژگیهای‌ روابط عمومی‌

برای‌ رسیدن‌ به‌ وجوه‌ افتراق‌ بین‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌ لازم‌ است‌ در ابتدا تعریف‌ آنها را بررسی‌کنیم‌. «جی‌. ای‌. گرونیک» نظریه‌ پرداز معاصر، روابط عمومی‌ را مدیریت‌ بین‌ یک‌ سازمان‌ و کسانی می‌داند که‌ با آن‌ سروکار دارند. از طرفی‌ در تعریف‌ روابط عمومی‌ می‌توان‌ گفت‌: «روابط عمومی‌مجموعه‌ای‌ از عملیات‌ ارتباطی‌ آگاهانه‌ و مبتنی‌ بر تحقیق‌ و برنامه‌ است‌ که‌ با استفاده‌ از شیوه‌های‌ علمی و هنری‌ به‌ دنبال‌ اطلاع‌رسانی‌ به‌ مردم‌ و اطلاع‌یابی‌ از آنان‌، تجزیه‌ و تحلیل‌ گرایش‌های‌ مخاطبان‌ و افکارعمومی‌ به‌ منظور جلب‌ نظر، تفاهم‌ و حمایت‌ مستمر از مخاطبان‌ با کاربرد تکنیک‌ها و ابزارهای‌ ارتباطی نوشتاری‌، گفتاری‌، دیداری‌ و شنیداری‌ است‌. دقت‌ در این‌ تعریف‌ نشان‌ می‌دهد که‌ روابط عمومی‌ بیشتر متکی‌ بر مخاطب‌ و دیدگاه‌های‌ اوست‌ و این‌ مخاطب‌ است‌ که‌ سهم‌ عمده‌ای‌ را در برنامه‌ریزی‌های‌روابط عمومی‌ و تعیین‌ اشکال‌ ارتباط با خود دارد.»

همچنین‌ ویژگی‌های‌ روابط عمومی‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:

1. روابط عمومی‌ در پی‌ ارتباط دو سویه‌ با مخاطب‌ است‌;

2. مخاطب‌ در برنامه‌ریزی‌های‌ روابط عمومی‌ با آگاهی‌ کامل‌ ایفای‌ نقش‌ می‌کند و سهیم‌ است‌ ;

3. روابط عمومی‌ صرفاً به‌ دنبال‌ «اطلاع‌رسانی» نیست‌، بلکه‌ مکمل‌ این‌ فرآیند را «اطلاع‌یابی» می‌داند. در واقع‌، روابط عمومی‌ از طریق‌ «اطلاع‌یابی» بر اهمیت‌ تأثیرپذیری‌ از افکار عمومی صحه‌ می‌گذارد.

تعریف‌ و ویژگیهای‌ تبلیغات‌

بعضی‌ها تبلیغ‌ یا پروپاگاندا (Propaganda) را به‌ معنی‌ پخش‌ یا تحریک‌ و یا به‌ حرکت‌ واداشتن‌ اندیشه‌های‌ ویژه‌ می‌دانند. آنان‌ بر این‌ باورند که‌ پروپاگاندا به‌ معنی‌ دروغ‌، تحریف‌، فریب‌، جنگ‌ روانی‌ و شستسوی‌ مغزی به‌ کار می‌رود و هویت‌ یک‌ پیام‌ به‌ عنوان‌ پروپاگاندا، از معنای‌ منفی‌ و نادرست‌ آن‌شناسایی‌ می‌شود.

با چنین‌ دیدگاهی‌، تبلیغ‌ را به‌ پنج‌ نوع‌ تقسیم‌ می‌کنند:

1. تبلیغ‌ آشوب‌ آفرین‌ یا هیجانی‌: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود مخاطب‌ به‌ سوی‌ اهداف‌ معین هدایت‌ شود.

2. تبلیغ‌ وحدت‌ بخش‌: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌، تلاش‌ منبع‌ در راستای‌ منفعل‌ کردن‌ مخاطب‌ است‌.

3. تبلیغ‌ مفید: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ علی‌رغم‌ این‌ که‌ منبع‌ مشخص‌ است‌ و اطلاعات‌ پیام‌ ارسالی‌ ازطرف‌ او صحت‌ دارد، تلاش‌ منبع‌ ایجاد اعتبار در نزد مخاطب‌ است‌.

4. تبلیغ‌ خاکستری‌: در این‌ تبلیغ‌ ممکن‌ است‌ منبع‌ مشخص‌ و یا نامشخص‌ باشد و احتمال‌ دارداطلاعات‌ پیام‌ نیز درست‌ و یا نادرست‌ باشد.

5. تبلیغ‌ سیاه‌: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌، اطلاعات‌ پیام‌، نادرست‌ و ساختگی‌ بوده‌ و هدف‌ منبع‌، نیرنگ‌آمیز است‌.

اگر در هر یک‌ از انواع‌ تبلیغات‌ دقت‌ کنیم‌، درمی‌یابیم‌ که‌ مهمترین‌ ویژگی‌ آنها، نادیده‌ گرفتن‌ نقش‌مخاطب‌ است‌. همچنین‌ بعضی‌ها معتقدند که‌ در تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود اراده‌ مردم‌، تفکر، نگرش‌ وجهان‌بینی‌ آنان‌ به‌ سوی‌ عوامل‌ تبلیغ‌ جلب‌ شود; یعنی‌ به‌ جای‌ مخاطب‌ خود فکر می‌کند و عقاید خودرا به‌ آنان‌ تحمیل‌ می‌کند.

از ویژگیهای‌ اصلی‌ تبلیغات‌ می‌توان‌ موارد زیر را برشمرد:

1. یک‌ سویه‌ بودن‌ ارتباط مبلغ‌ (منبع‌) با مخاطب‌

2. مشروعیت‌ استفاده‌ از راه‌ها و ابزارهای‌ مختلف‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌

3. توجه‌ صرف‌ به‌ منافع‌ سازمان‌ یا منبع‌

4. دستکاری‌ اطلاعات‌ در جریان‌ تبلیغ‌

5. تحمیل‌ عقاید به‌ مخاطب‌

6. توجه‌ به «اقناع» در شکل‌ متعالی‌ تبلیغ‌

وجوه‌ افتراق‌ روابط عمومی‌ با تبلیغات‌

آوازه‌گری‌ و تبلیغات‌ تجاری‌ شکل‌ یک‌ سویه‌ ارتباطات‌ هستند. در حالی‌ که‌ روابط عمومی‌ آرمانی‌، یک‌ ارتباط دو سویه‌ است‌. یک‌ بنگاه‌ مطبوعاتی‌ با استفاده‌ از تبلیغ‌ می‌کوشد تا به‌ هر قیمت‌، نام‌ مشتری در رسانه‌ها ذکر شود. در حالی‌ که‌ روابط عمومی‌ تنها به‌ این‌ دلیل‌ به‌ تبلیغ‌ می‌پردازد که‌ قصد دارد آن‌ را دردرون‌ برنامه‌ گسترده‌ که‌ اهداف‌ سازمان‌ و افکار عمومی‌ را مدنظر خود قرار می‌دهد، بگنجاند. در تبلیغات‌تجاری‌، پیام‌های‌ ارسالی‌ تحت‌ کنترل‌ مؤسسه‌ تبلیغاتی‌ است‌، در حالی‌ که‌ بیشتر پیامهای‌ روابط عمومی‌غیر قابل‌ کنترل‌ هستند، یعنی‌ چون‌ پیام‌ها در اختیار رسانه‌ها قرار می‌گیرد، توسط آنها دستخوش‌ تفسیر وتغییر می‌شوند.

یکی‌ از تفاوت‌های‌ بسیار اساسی‌ بین‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌، وجود موازین‌ و اخلاق‌ حرفه‌ای‌ درروابط عمومی‌ است‌ که‌ در واقع‌ ضامن‌ سلامت‌ فعالیت‌های‌ روابط عمومی‌ می‌باشد، و آن‌ را به‌ سطح‌ یک‌فعالیت‌ صادقانه‌، صریح‌، روشن‌ و در خدمت‌ مخاطب‌ ارتقاء می‌دهد.

در اینجا، اشاره‌ به‌ یک‌ تفاوت‌ دیگر نیز ضروری‌ است‌. در تبلیغات‌، غرایز طبیعی‌ مورد هدف‌ است‌، در حالی‌ که‌ در روابط عمومی‌، هدف‌ عقلانیت‌ ارتباطی‌ است‌ و روابط عمومی‌ سعی‌ می‌کند ضمن‌ گفت و گو با مخاطب‌، بحث‌ استدلالی‌ و بهره‌گیری‌ از دیدگاه‌های‌ مخاطب‌، به‌ اجماع‌ و نظر مشترکی‌ برسد.

تفاوت‌ روابط عمومی‌ با تبلیغات‌ را باید از نظر غایب‌ و هدف‌ نیز مورد توجه‌ قرار داد. غایت فعالیت‌های‌ روابط عمومی‌، آگاهی‌ بخشی‌ به‌ مخاطب‌ است‌ و مخاطب‌ گزینشی‌ عمل‌ می‌کند و تأثیرپذیری از روابط عمومی‌ ارادی‌ بوده‌ و بین‌ روابط عمومی‌ و مخاطب‌، کنش‌ متقابل‌ دو سویه‌ وجود دارد، در حالی که‌ تبلیغات‌ صرف در پی‌ تحمیل‌ عقیده‌ای‌ است‌ که‌ مورد نظر مبلغ‌ است‌. بنابراین‌ هرگاه‌ مخاطب‌ بدون اطلاع‌ و آگاهی‌ از غایت‌ روابط عمومی‌ تأثیرپذیر شود، تحت‌ تأثیر تبلیغ‌ قرار گرفته‌ است‌.

تفاوت‌ عمده‌ دیگر بین‌ تبلیغات‌ و روابط عمومی‌ این‌ است‌ که‌ روابط عمومی‌ با مخاطب‌ یک‌ تعامل دموکراتیک‌ را دنبال‌ می‌کند و از زبان‌ مخاطب‌ سخن‌ می‌گوید، در حالی‌ که‌ تبلیغات‌ در پی‌ بهره‌برداری‌ ازمخاطب‌ برای‌ تأمین‌ مقاصد مبلغ‌ است‌ و آزادی‌ مخاطب‌ را مورد تهدید قرار می‌دهد.

معیار تفکیک‌روابط عمومی تبلیغات‌

هدف‌تعامل‌ با مخاطب‌ و گفت‌ و گو تسلط بر مخاطب‌، تأمین‌ منافع‌ منبع‌ و با او و جلب‌ وفاداری‌ مخاطب در نهایت‌ امتناع‌ مخاطب‌

ماهیت مشارکت‌آمیز سلطه‌آمیز

ضوابط مدون‌ اخلاق‌ حرفه‌ای دارد ندارد

نقش‌ مخاطب فعال‌ و هوشمند بی‌ نقش‌ و منفعل‌

الگوی‌ ارتباطی‌ روابط عمومی مخاطب‌ (دو سویه‌) منبع‌ مخاطب‌ (یک‌ سویه‌)

وضوح‌ نیت منبع‌ روشن‌ است روشن‌ نیست‌

الگوی‌ انفکاک‌ روابط عمومی‌ و تبلیغات‌

با توجه‌ به‌ بحثی‌ که‌ در این‌ بخش‌ مطرح‌ شد، می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ :

1. روابط عمومی‌ و تبلیغات‌ دو مقوله‌ جدا از هم‌ هستند و از نظر هدف‌، شیوه‌، ماهیت‌، الگوی‌ارتباطی‌، توجه‌ به‌ موازین‌ اخلاقی‌ و نقش‌ مخاطب‌، دارای‌ تفاوت‌ فاحشی‌ هستند.

2. روابط عمومی‌ در صورت‌ استفاده‌ از تبلیغ‌، آن‌ هم‌ به‌ طور محدود، از یکی‌ از انواع‌ تبلیغات‌یعنی‌ «تبلیغات‌ سفید» استفاده‌ می‌کند که‌ البته‌ در این‌ صورت‌ نیز نوع‌ تبلیغاتی‌ که‌ روابطعمومی‌ انجام‌ می‌دهد، با تبلیغاتی‌ که‌ مبلغان‌ مدنظر قرار می‌دهند، تفاوت‌ زیادی‌ دارد. بطورمثال‌، ممکن‌ است‌ درج «گزارش‌ آگهی» در مطبوعات‌ که‌ در قبال‌ پرداخت‌ وجه‌ صورت‌ می‌گیردو روابط عمومی‌ در آن‌ نکات‌ قوت‌ فعالیتهای‌ سازمان‌ را برجسته‌ نشان‌ می‌دهد، نوعی‌ تبلیغ‌محسوب‌ شود، ولی‌ توجه‌ به‌ این‌ نکته‌ ضروری‌ است‌ که‌ روابط عمومی‌ علی‌رغم‌برجسته‌سازی‌ یک‌ جانبه‌ نقاط قوت‌ عملکرد و دستاوردهای‌ سازمان‌، به‌ دور از نیرنگ‌، دروغ‌ وهدف‌ سودجویانه‌ عمل‌ می‌کند و هدف‌ روابط عمومی‌ تنها جلب‌ توجه‌ مخاطب‌ به‌ عملکردبرجسته‌ سازمان‌ است‌.

3 - از کاربرد واژه‌ تبلیغات‌ در روابط عمومی‌ باید تا حد امکان‌ پرهیز کرد. افزون‌ بر مواردی‌ که‌درباره‌ تبلیغات‌ ذکر شد، توده‌ مردم‌ نیز نگرش‌ مثبتی‌ از تبلیغات‌ ندارند و با شنیدن‌ این‌ واژه‌ دربرابر آن‌ موضع‌گیری‌ می‌کنند. از نظر علمی‌ نیز تبلیغات‌ در پی‌ ارتباط یک‌ سویه‌ است‌ و روابطعمومی‌، ارتباط دوسویه‌ را دنبال‌ می‌کند. بنابراین‌ می‌توان‌ بجای‌ تبلیغات‌، از «امور فرهنگی» در روابط عمومی‌ استفاده‌ کرد.

4 - تبلیغات‌ سنتی‌ نیز به‌ لحاظ یک‌ سویه‌ بودن‌ و متکلم‌ وحده‌ بودن‌ مبلغ‌، به‌ نظر می‌رسد که‌کارایی‌ خود را از دست‌ داده‌ باشد. در چنین‌ تبلیغاتی‌، مخاطب‌ دارای‌ نقش‌ منفعل‌ است‌ و به‌پرسش‌های‌ او پاسخ‌ داده‌ نمی‌شد.

 برگرفته از سایت انجمن متخصصان روابط عمومی




:: برچسب‌ها: روابط عمومی, تبلیغات
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
نظرات ()

امروز داستان زیبایی برایم ایمیل شد که حاوی نکات ارزشمند و مفیدی است:

می‌گویند حدود 700 سال پیش، در اصفهان مسجدی می‌ساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام می‌دادند.

پیرزنی از آنجا رد می‌شد. وقتی مسجد را دید، به یکی از کارگران گفت: «فکر کنم یکی از مناره‌ها کمی کجه!»

کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: «چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر ... !!!»

و مدام از پیرزن می‌پرسید: «مادر، درست شد؟!»

مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: «بله ! درست شد!» تشکر کرد و دعایی کرد و رفت.

کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسیدند؟!

معمار گفت: «اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت می‌کرد و شایعه پا می‌گرفت، این مناره تا ابد کج می‌ماند و دیگر نمی‌توانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم. این است که گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم!»

در دانش روابط عمومی می‌گویند «اگر در مورد فرد یا سازمانی، یک مطلب منفی منتشر شد، باید حداقل پنج برابر آن مطلب مثبت منتشر کرد تا اثر آنرا خنثی کند.» ... بنابراین پیشگیری همواره عاقلانه تر از درمان است!




:: برچسب‌ها: روابط عمومی, داستان کوتاه
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
نظرات ()

موارد زیر جزء عناصر اصلی داستان محسوب می‌شود که دانستن آنها برای هر داستان‌نویسی لازم و کارگشاست:

کشمکش (CONFLICT)

منظور از کشمکش، درگیری ذهنی یا اخلاقی شخصیت داستان است که از امیال یا آرزوهای برآورده نشده یا مغایر ناشی می‌شود. در داستان باید دید آیا کشمکش عاطفی شخصیت اصلی و نیز کشمکش بین شخصیت‌های دیگر وجود دارد؟ و نویسنده تا چه حد توانسته کشمکش بین شخصیت‌ها و کشمکش شخصی قهرمان داستان را نشان دهد.

طرح (PLOT)

مبحث طرح یکی از مباحث پیچیده و اساسی در داستان است. اما این‌جا به‌طور گذرا می‌گوییم منظور از طرح، نقشه، ‌نظم، الگو و شمائی از حوادث است. به بیان بهتر، حوادث و شخصیت‌ها طوری در داستان شکل می‌یابند که کنجکاوی و تعلیق خواننده را به دنبال می‌آورند. خواننده حوادث داستان را پی می‌گیرد و می‌خواهد علت وقوع آنها را بداند. شاید لازم باشد بگویم که طبق تعریف ای.ام.فورستر بین داستان و طرح، فرق است. داستان نقل رشته‌ای از حوادث است که بر طبق روالی زمانی ترتیب پیدا کرده‌اند. اما طرح، نقل حوادث است با تکیه بر موجبیت و روابط علی و معلولی. در این قسمت از نقد باید نکاتی را که مرتبط با طرح است در نظر بگیریم: آیا طرح اصلی واضح و قابل باور است؟ آیا شخصیت اصلی مسأله‌ی تعریف شده‌ای برای حل کردن دارد؟ آیا خواننده می‌تواند زمان و مکان داستان را به آسانی تشخیص دهد؟

فضاسازی داستان (SETTING)

در این قسمت باید دید آیا توصیف کاملی از پس زمینه‌ی داستان ارائه شده است! آیا نویسنده اسم‌های خوبی برای آدم‌ها، مکان‌ها و اشیا به کار برده است؟ آیا بین زمان و نظم حوادث در داستان هماهنگی است؟

شخصیت‌پردازی (CHARACTERIZATION)

شخصیت در تعریفی ساده، انسانی است که با خواست نویسنده پا به صحنه‌ی داستان می‌گذارد و کنش‌های مورد نظر نویسنده را انجام می‌دهد و سرانجام از صحنه‌ی داستان بیرون می‌رود. البته در نگاهی دیگر، شخصیت موجودی پویا است که در کنش‌های داستانی ظاهر می‌شود و اگرچه از طرح کلی داستان پیروی می‌کند ولی گاهی خود ابتکار عمل به دست گرفته و همه‌چیز را رهبری می‌کند. در نقد داستان باید دید آیا شخصیت خوب پردازش شده است؟ آیا تصویر استادانه‌ای از فرهنگ، خصوصیات، دوره‌ی تاریخی و موقعیت مکانی شخصیت اصلی ارائه شده است؟ آیا حس تناقض و کشمکش درونی شخصیت به خوبی نشان داده شده است؟

دیالوگ (DIALOGUE)

در این قسمت باید دید آیا کلماتی که از دهان شخصیت‌ها بیرون آمده تناسبی با خلق و خوی آنها دارد؟ آیا خواننده قادر است از خلال دیالوگ بین شخصیت‌ها به فضاسازی‌ها و توصیف‌های نویسنده پی ببرد؟ اگر چنین باشد می‌توان داستان را دارای نقطه‌ی قوت دانست.

زاویه دید (POINT OF VIEW)

زاویه دید منظری است که نویسنده ـ راوی و یا شخصیت‌ها از طریق آن به داستان و حوادث آن می‌نگرند. این منظر، به‌طور عمده دو ساحت دارد: ساحت چشم و ساحت فکر. ساحت چشم نگاه یا نظر (PERSPECTIVE) را به بار می‌آورد و ساحت فکر، ایدئولوژی و وجهه‌ی نظر را. در داستان باید دید زاویه‌ی دید اول شخص است یا سوم شخص و یا دانای کل. در عین حال تغییر زاویه دید در داستان به چه شکلی است؟ آیا این کار به شکلی استادانه انجام می‌شود؟ و اصولاً آیا در داستان ما شاهد تعدّد زاویه دیدها هستیم یا یک زاویه دید واحد بر داستان حاکم است؟




:: برچسب‌ها: داستان کوتاه
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
نظرات ()

از شوش تا اهواز حدود 100 کیلومتر فاصله است که بعد از طی 10 کیلومتر یک خرجی به سمت چغازنبیل وجود دارد.

«چغازنبیل» واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» (در زبان لری به معنی «تپه») و زنبیل (به معنی «سبد») است که اشاره‌ای است به مکان معبد «زیگورات» که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند.

حدود 30 کیلومتر که به سمت شوشتر پیشروی کنیم، به معبد بزرگ «زیگورات» می‌رسیم.

کلمه زیگورات ریشه اکدی (یکی از اقوامی که در همسایگی عیلام زندگی می کردند) دارد. معنی کلمه زیگورات صعود به آسمان است. شاید کسانی که این معبدها را می ساختند فکر می کردند که هرچه به خدایان نزدیک تر باشند بهتر می توانند عبادت کنند. بنابر این اگر خدایان در بالا و در آسمان زندگی می کردند باید ساختمان های بزرگ تر و طبقات بیشتری ساخته می شد تا به آنها نزدیک تر شد. در آخرین طبقه این معابد که مهم ترین طبقه نیز بود، خدای آفرینش نگهداری می شد.

زیگورات ها هرمی شکل بودند و در چند طبقه ساخته می‌شدند و با پلکان‌های متعدد می شد به طبقات بالا ‌رسید. زیگورات ها برخلاف اهرام مصر از سنگ ساخته نشده اند. بلکه از آجر گلی یا خشت هستند. شیوه ساختن زیگورات هم این گونه بوده که ابتدا یک طبقه بزرگ از آجر گلی ساخته می شد و سپس یک طبقه کمی کوچک تر روی آن ساخته می شد و همین طور طبقات چیده می شدند و در آخر هم معبدی درست در نوک زیگورات ساخته می شد.

بزرگترین و سالمترین زیگورات باقی مانده جهان زیگورات چغازنبیل (زنبیل وارونه) است که توسط اونتاشگال پادشاه عیلامی برای خدای اینشوشیناک حدود ۱۲۵۰ سال قبل از میلاد، در ۴۲ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش ساخته شده‌است. این زیگورات با ابعاد ۱۰۳ در ۱۰۳ متر و به بلندای ۵۲ متر در ۵ طبقه ساخته شده بود که اکنون ۲۵متر از آن باقی مانده‌است.

زیگورات عیلام هفت دروازه داشته و پلکان‌هایش سقف دار بوده است و از این نظر با زیگورات‌های بین النهرین تفاوت داشته است. این معبد برای "شوشینک" خدای عیلامی ها ساخته شد. عیلامی‌ها معتقد بودند که هنگام غروب خدای بزرگ شوش از آخرین طبقه زیگورات به آسمان پرواز می‌کند و روز بعد باز می‌گردد. پس آخرین طبقه محل سکونت خدای شوشینک بود و تنها کاهن‌ها و خانواده شاهی اجازه ورود به آن طبقه را داشتند. مردم آداب دینی را در فضای آزاد معبد به جای می‌آوردند. در ساخت بنا از کاشی‌های لعابدار سبز و آبی استفاده شده است.

زیگورات دارای طبقات مجزا بوده که راههای دسترسی متفاوت دارند و اجازه ورود به هر طبقه از دروازه ورودی آن مشخص بوده‌است. وجود طاقهای گهواره‌ای در پلکانها و راهروها، ساخت یک سیتم پیشرفته آبرسانی و تصفیه آب جهت شرب عبادتگران، وجود آفتاب سنجهای آجری جهت رصد و استخراج تقویم آفتابی و تعییین اعتدالهای بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی و تعیین فصلها، متن مشترک نقش بسته بر روی تعداد زیادی از ۵۰۰۰ آجر نوشته دار و امکان چیزی شبیه به صنعت چاپ در آنها، کشف حیوانی به شکل گاو نر نسبتا بزرگ از جنس سفال لعابدار مسلح شده با مفتولهای فلزی که عنوان نگهبان یکی از دروازه‌ها را داشته، کلونها و لولاهای در و پاشنه‌های سنگی، مهره‌هایی از جنس خمیر شیشه و انگشتر مفرغی با روکش طلای قلم زنی شده، وجود سکوهایی که محراب، قربانگاه، پایه مجسمه و یا تریبون سخنرانی خوانده شده‌اند از جمله شگفتیهای این معبد زیبای تاریخی است که با جلوه طبیعت اطراف و مناظره ماه و خورشید به هنگام غروبش از عزیزترین مکانهای سرزمین گرانقدرمان است.

این زیگورات در سال ۱۹۷۹ در یونسکو به ثبت رسیده و نماینده زیگوراتها در شرق باستان به حساب می‌آید.




:: برچسب‌ها: سفر, چاردیواری, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم