سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

زینب شریفی / منبع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)

چکیده 

روابط عمومی چه نقشی در ارتقای سطح دانایی و آگاهی جامعه دارد؟ در این مقاله برای پاسخ به این پرسش، ضمن ارایه برخی تعاریف در مورد روابط عمومی و اشاره به کارکردهای آن، و ویژگی های روابط عمومی ها با تاکید بر عنصر اطلاع رسانی ، توانایی روابط عمومی ها در ارتقای سطح آگاهی مردم از طریق برقراری ارتباط با مخاطبان در بستر رسانه ها بررسی می شود. همچنین بر مبنای نظریه هایی همچون نظریه سیستم ها و نظریه نقش واسطه ای رسانه ، نقش روابط عمومی به عنوان نهاد یا بخشی از سازمان های مختلف اجتماعی، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی در جامعه که منبع اخبار و اطلاعات هستند، تبیین می شود.در نهایت با بررسی وظایف روابط عمومی و اجزای آن ، مهارتهای مورد نیاز برای افراد دست اندرکار و شاغل در روابط عمومی و تاکید هر کدام از این بخش ها بر نقش وسایل ارتباط جمعی به عنوان عنصر اساسی اشاعه اطلاعات در روابط عمومی،  این نتیجه به دست می آید که که روابط عمومی ها با به کار بردن کانال های ارتباطی به عنوان واسطه ای بین خود و جامعه و تقویت محتوای آنها، یعنی ارایه اطلاعات در مورد سازمان خود، سطح آگاهی و دانش مردم را بالا می برند.بر این اساس، روابط عمومی ها، از طریق فعال کردن بخش امور رسانه ای خود، با سپردن آن به افراد متخصص و ماهر در رشته های ارتباطات ، روزنامه نگاری و به کار بردن تکنیک های روابط عمومی ، می توانند در ارتقای سطح آگاهی افکار عمومی و مخاطبان خود نقش داشته باشند.

1- مقدمه 

تصور دنیای امروز بدون اطلاع و آگاهی از رویدادهای مختلف سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جهت برنامه ریزی و بهبود سطح زندگی برای گروه ها و اقشار مختلف جامعه امکان پذیر نیست.بر این اساس، بررسی نقش روابط عمومی به عنوان یکی از نهادهایی که می تواند نقش بسزایی در ارتقای سطح آگاهی جامعه داشته باشد، ضروری است.

     با توجه به اینکه ما در عصری زندگی می‌کنیم که به عصر ارتباطات و اطلاعات مشهور شده‌است و هر بیست ماه یک بار میزان دانش و آگاهی انسان‌ها دو برابر می‌شود، به هر میزان که سازمان‌ها و موسسات و نهادهای دولتی و غیردولتی با انسان‌ها و افراد پرسشگر و کنجکاو و حساس و علاقه‌مند به کسب اطلاعات از طریق فعالیت‌های روابط عمومی به صورت دو طرفه یا دو سویه و با استفاده از ابزار و ادوات ارتباطی مختلف و گوناگون (شفاهی و کتبی و دیداری و شنیداری) به ارتباط که تعریف خلاصه آن یعنی مبادله اطلاعات و اخبار به منظور هدایت رفتار انسانی است، بپردازد و به نقش و اهمیت آن آشنا باشند،همانا مشارکت و در نتیجه پیشرفت و توسعه روزافزون را به‌ دست خواهند آورد.(عباس زاده،1389) علاوه بر توسعه، سطح آگاهی و اطلاعات مردم نیز ارتقا خواهد یافت.

در این مقاله با بررسی دقیق تر مفهوم روابط عمومی ، وظایف و اجزای آن ، نقش آن در ارتقای سطح آگاهی و دانش افکار عمومی بررسی می شود. زیرا هر روابط عمومی داده های مربوط به سازمان اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی خود را منتشر می کند که مجموع این انتشار اطلاعات، موجب افزایش سطح اطلاعات مردم در مورد موضوعات و مقوله های مختلف در جامعه خواهد شد.

به اعتقاد علی اکبر جلالی ، نویسنده کتاب روابط عمومی 2 ، روابط عمومی[1] عصر حاضر، بر مبنای اصول جامعه اطلاعاتی ، باید توجه خاص خود را به دو عنصر اطلاعات و ارتباطات معطوف کند.تولید اطلاعات، توزیع اطلاعات و استفاده از اطلاعات از یک سوی و ارتقای دانش نظری روابط عمومی، تسلط بر ارتباطات اجتماعی و استفاده مناسب از رسانه های نوین در جهت شکل دهی به افکار عمومی از سوی دیگر، نیازهای عصر حاضر در روند سیر تکاملی روابط عمومی هزار سوم می باشند.( 1388، 11 )

2- چارچوب نظری

برای کسب شناخت بیشتر در مورد روابط عمومی و نقش آن در ارتقای سطح آگاهی مخاطب، می توان به خیلی از منابع علمی و پژوهشی مراجعه کرد.

حقیقت این است که روابط عمومی موضوعی پیچیده و چند وجهی است و بر نظریه ها و کنش های مرتبط با حوزه های مختلف و متنوعی مانند مدیریت، رسانه ، ارتباطات و روان شناسی مبتنی است.(فاوکس،1389 ،11 ) در عین حال مبنای این اطلاعات را نیز باید مورد توجه قرار داد.لذا در این بخش مبنا و چارچوب نظری این فرض  که « روابط عمومی در بالا بردن آگاهی و دانش جامعه نقش دارد»، به طور خلاصه شرح داده می شود.

2-1 - نظریه سیستم ها[2]

به اعتقاد صاحب نظران پیشرو در این نظریه، اطلاعات کمیتی است که بین سازمان ها و اقشار مختلف مردم با سطح تغییر متفاوت منتقل می شود و  کارگزاران روابط عمومی، مدیریت این تبادل اطلاعات را بر عهده دارند.

2-2- نقش واسطه ای رسانه های همگانی

     صاحبنظران ارتباط توده، بطور کلی درباره نقش اساسی رسانه های همگانی در جامعه ، دو پیش فرض را در نظر می گیرند: اول اینکه رسانه ها با عملی که در تولید، تکثیر و توزیع دانش و اطلاعات در جامعه انجام می دهند، به ایجاد ذهنیت و تجربیات مشترک در جامعه کمک می کنند.دوم اینکه رسانه های همگانی یک نقش واسطه ای را بین واقعیت های عینی اجتماعی و تجربه های شخصی ایفا می کنند. (مهرداد،1380 : 56 )

با توجه به نخستین فرض،رسانه های همگانی، از نظر کارکرد،توانایی انتقال همه گونه دانش را دارا بوده و به جای بسیاری از نهادهای دیگر عمل می کنند. با توجه به دومین فرضیه اساسی، صاحبنظران معتقدند که رسانه های همگانی بین واقعیت های عینی اجتماعی و تجربیات شخصی، نقش « واسطه » را بازی می کنند و این نقش را از چند طریق ایفا می نمایند: رسانه ها غالباً بین ما ( به عنوان دریافت کننده ) و آن قسمت از تجربیات بالقوه که خارج از ذهنیت و یا تماس مستقیم با ما است، قرار می گیرند.همچنین بین ما و سایر نهادهایی که با آنها سروکار داریم قرار می گیرند، مانند نهادهای دولت و تشکیلات وابسته به آن و نهادهای صنعتی. (همان منبع : 57 ) نهادهایی و سازمان هایی که تشکیلات روابط عمومی آنها بیشترین بهره را از رسانه ها ( به عنوان واسطه ) می برند.

3- تاریخچه روابط عمومی

روابط عمومی، پدیده ای است متعلق به قرن بیستم، که ریشه هایش به اعماق تاریخ بر می گردد، به شکلی که قدمتی به اندازه ارتباطات انسانی دارد.در تمدن های نخستین همچون تمدن های بابلیان[3]، یونان و روم مردم را با بهره گیری از تکنیک هایی که هنوز هم مورد استفاده اند به پذیرش اقتدار دولت و دین ترغیب می کردند.(ویلکاکس و دیگران، 1386 ، 48 )

کاربرد اصطلاح روابط عمومی به معنای مصطلح آن برای اولین بار به سال ۱۸۹۷ باز می گردد. این واژه در سالنامه ادارة اتحادیه راه آهن ایالات متحدة آمریکا به کار رفته است. اگرچه از گذشته های دور پادشاهان و فرمانروایان از برخی روش ها و تکنیک های روابط عمومی بهره می جستند که شواهد و علائم این کوششها نشانگر نوعی برقراری ارتباطات و روابط عمومی است. اما تغییر و تحول در روشهای ارتباطی به صورت مدرن و امروزی آن با تأسیس واحدها و دفاتر روابط عمومی از آمریکا شروع شد.(امیرصالحی و میرگلوبیات، 1388 )

روابط عمومی در دهه اول و دوم قرن بیستم ( 1910 و 1920 ) برای جلب افکار عمومی توسط صاحبان صنایع رشد کرد. و  در سال ۱۹۰۶ اولین شرکت خصوصی خدماتی تحت عنوان روابط عمومی توسط آی وی لی[4] که فارغ التحصیل دانشگاه پریستون و خبرنگار روزنامه نیویورک ورلد بود ایجاد شد که این فرد را پدر روابط عمومی در آمریکا می نامند.( همان منبع، 1388)

4- تعریف روابط عمومی و ویژگی های آن با تاکید بر عنصر اطلاع رسانی

در هر دوره زمانی و بر اساس شرایط مختلف، تعریف های متفاوتی از روابط عمومی ارایه شده است و صاحبنظران این عرصه، هر کدام، از زاویه دید خود روابط عمومی را تعریف کرده اند.در هیچکدام از این تعاریف به طور مستقیم  اشاره ای به نقش روابط عمومی در آگاهی دادن به مخاطب و جامعه نکرده است.

به اعتقاد ویلکاکس ، روابط عمومی فرایند دربرگیرنده بسیاری از جنبه های دور از دسترس است.روابط عمومی دربرگیرنده تحقیق و تجزیه و تحلیل ، سیاست گزاری، برنامه ریزی ، ارتباطات و توجه به بازخور ارسالی از عموم مردم است.دست اندرکاران امر روابط عمومی، روی دو سطح مشخص عمل می کنند.به عنوان مشاورانی برای کارفرمایان و به عنوان تکنسین هایی که پیام هایی تولید و آنها را از طریق کانال های رسانه ای مختلف منتشر می کنند.(1386 ، 5 )  

تعریف لانگ و هازلتون از روابط عمومی را می توان تا حدودی به موضوع این مقاله که بررسی ارتقای سطح آگاهی جامعه توسط روابط عمومی از طریق وسایل ارتباط جمعی به ویژه فناوری های نوین مثل سایت های خبری اینترنتی و شبکه های ماهواره ای است، مرتبط دانست: روابط عمومی کارکرد ارتباطی مدیریت است که از طریق آن سازمان ها با محیط خود سازگار می شوند، آن را اصلاح می کنند و تغییر می دهند یا آن را حفظ می کنند تا به اهداف سازمانی دست یابند.

همچنین، ادوارد برنیز[5] ، یکی از بنیانگذاران رشته روابط عمومی در تعریف خود بر مفهوم اطلاعات و اطلاع رسانی تاکید دارد: « روابط عمومی عبارتست از ، دادن اطلاعات به مردم و انجام تلاش های ترغیبی به منظور تغییر گرایش ها و رفتار مردم و کوشش برای همبسته کردن نگرش ها و اقدامات یک موسسه با مخاطبان خود و ..... » .( جلالی، 1388 ، 25 )

براساس تعاریف یاد شده، می توان ویژگی هایی را برای روابط عمومی بر شمرد.

ـ روابط عمومی علم و دانشی است

ـ کوشش آگاهانه و برنامه ریزی شده

ـ وسیله جلب نظر، تفاهم و پشتیبانی مخاطبان و حفظ و نگهداری آن با استفاده از وسایل مختلف نظیر رسانه ها

ـ بخشی از وظایف مدیریت سازمان

ـ فعالیتی مبتنی بر تحقیق

ـ روابط عمومی هنر است

ـ توجه به تجزیه و تحلیل گرایش ها

ـ وسیله مشاورة مدیران

ـ وسیله تغییر در افکار عمومی

ـ وسیله اطلاع رسانی به مردم

ـ وسیله ایجاد ارتباط دوسویه بین سازمان با مخاطب و بالعکس

ـ وسیله ایجاد ارتباط اقناعی (امیرصالحی و میرگلوبیات، 1388 )

با توجه به تعاریف و ویژگی های ذکر شده می توان گفت، روابط عمومی با فعالیتهای خود، می توانند بر محیط خود تاثیر بگذارند و سطح اطلاعات و آگاهی مردم را تغییر دهند.

5- وظایف روابط عمومی 

در حوزه نظری در یک روابط عمومی سنتی باید نقش های مختلف آنرا در حوزه کاری و برنامه ریزی شناخت.شناخت محیط کاری، ایجاد توازن و تعادل در سیستم و هدایت و کنترل اطلاعات و دانش شاید جزء وظایف ذاتی روابط عمومی ها باشد که با تغییر فناوری ها از بین نخواهد رفت، بلکه روش های جدید و نوآورانه و خلاق برای انجام بهتر آنها بدست می آید. (جلالی، 1388 ، 17 )

بررسی وظایف روابط عمومی از سوی کارشناسان و فعالان این حوزه نشان می دهد که در همه موارد نامبرده شده ، برقراری ارتباط با رسانه ها برای ارایه اطلاعات به آنها جهت انتشار به طور مستقیم و غیر مستقیم بر آگاهی و دانش مخاطبان تاثیر مثبت دارد.در این بخش برخی از این وظایف که در آنها به رسانه ها نیز اشاره شده است، به صورت تیتروار ذکر می شود:

1-   روابط عمومی باید اطلاعات لازم در باره سازمان خود را قبل از آنکه مورد سوال قرار گیرد از طریق وسایل ارتباطی در اختیار مردم قرار دهد.

2- روابط عمومی می‌بایستی نقش اداره اطلاعات را در پاسخ پرسش‌های مردم در امور مربوط به سازمان دارا باشد.

3- برقراری تماس‌های لازم و دائم با ارباب جراید، رادیو و تلویزیون، خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری و تهیه فیلم‌های خبری و مستند از فعالیت‌های سازمان از دیگر وظایف روابط عمومی است.

4- انتشارات و برنامه‌ریزی مربوط به آن، تهیه و بهروز رسانه سایت‌ سازمانی و تهیه نشریه داخلی، پوستر، سالنامه، خبرنامه و انتشار گزارش‌هایی در باره معرفی و پیشرفت سازمان و تلاش در انتشار اخبار و رویدادهای مهم سازمان.

5- تهیه خبر و تحریر گزارش و مقاله برای رسانه‌ها و سایت‌ سازمان .

6- بیان اهمیت و اثرات نتایج برنامه‌های اصلاحی برای مردم از طریق وسایل ارتباط جمعی و سایبر.

چهره واقعی سازمان با کوشش‌هایی که در زمینه‌های فرهنگی، ‌اجتماعی، خبری و آموزشی انجام می‌دهد و موفقیت‌هایی که به آن نایل شده است و تحولاتی که به تدریج شکل می‌گیرد، به تناوب وسیله سایت‌ها و رسانه‌ها در صورت ضرورت به زبان‌های مختلف به همه بشناسند و علایق صاحب‌نظران را نسبت به فعالیت‌های سازمان جلب کند و پیوند‌های موجود را مستحکم‌تر سازد.با توجه به اینکه ارقام وظیفه گویایی در ارشاد و آگاهی مردم عهده دار است، بهره‌مندی روابط عمومی از یک واحد اطلاعات و اخبار و آماری کاملاً ضروری به نظر می‌رسد و موجب تشویق مردم به دوری از دیر باوری می‌شود.( دفتر موج )

6- روابط عمومی و رسانه ها

روابط عمومی به عنوان علم ، هنر و فن نقش سازنده و تعیین کننده ای در برقراری تفاهم و اعتماد متقابل بین افراد و نهادهای مختلف اجتماعی به عهده دارد. و به کمک تکنیک های خاص خود می تواند به نحو مطلوب به اهداف خود در جهت اطلاع رسانی نایل آید.( سعیدی، 1387 ، 12 )

 

روشن است  که وسایل ارتباط جمعی اهداف گوناگون از جمله تهیه و ارسال خبر، آموزش، سرگرمی و رهبری افکار عمومی را به عهده دارند و در این راستا موظف هستند که سطح آگاهی مخاطبان خود را افزایش داده و اندیشه های درست و منطقی را در میان آنها افزایش دهند،(علیپور ملاباشی، 1389، 10 )

و این وسایل ، رسانه هایی هستند که بیش از همه با روابط عمومی ارتباط دارند.این رسانه ها به ارتباط گران اجازه می دهند با هزینه پایین ( در مقایسه با هزینه برقراری تماس به شکل فرد به فرد) با شمار زیادی از افراد که پیش از این تصمیم به انتخاب، خریداری و استفاده از آن روزنامه ، مجله یا برنامه خاص گرفته اند، ارتباط برقرار کنند.

بخش عمده ارتباطات روابط عمومی شکل واسطه ای دارد، هر چند باید به خاطر داشت که روابط عمومی از واسطه های مستقیم مثل برشورها یا ویدئوهای تولیدی شرکت هم استفاده می کند که محتوای آنها به طور کلی توسط فرستنده ( روابط عمومی ) کنترل می شود.نکته جالب اینکه اینترنت امکان برقراری هر دو نوع ارتباط را فراهم می کند.برخی وب سایت ها مربوط به سازمان های رسانه ای هستند که در آن ها مطالب ورودی در کنترل روزنامه نگارن است.( فاوکس، 1389 ، 45 )

علاوه بر این ، ارتباط روابط عمومی ها با رسانه ها، یکی از وظایف اصلی روابط عمومی است؛ به گونه ای که یکی از تعاریف روابط عمومی، آن را « کابرد خردمندانه »رسانه ها برای نفوذ در« افکار عمومی» می داند. بنابراین توفیق روابط عمومی در تاثیرگذاری کامل بر افکار عمومی نیازمند بهره برداری بهینه از ارتباط سنتی، رسانه ای و مستقیم است.

بیش تر ژورنالیست ها، به دلیل ماهیت شغلشان ، از طریق یک کانال با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کنند، یعنی از راه رسانه ای که فعالیت های کاری آنها را منتشر یا پخش می کند.حرفه ای های روابط عمومی از کانال های مختلفی برای برقراری ارتباط با مخاطبان از پیش تعیین شده خود استفاده می کنند.این کانال ها، می توانند ترکیبی از رسانه های جمعی باشند مانند روزنامه ها، مجلات ، رادیو و تلویزیون، یا شامل کانال هایی چون ارسال پست مستقیم[6]، توزیع جزوات، پوسترها، خبرنامه ها، بروشورهای تجاری و نمایش پیام ها روی اینترنت.( ویلکاکس و دیگران،1386 ،24 )

وسایل ارتباط جمعی با داشتن ویژگی هایی نظیر سرعت انتشار پیام، گسترة توزیع پیام، افزایش گیرایی و جذابیت پیام و نیاز نداشتن به صرف هزینه های زیاد، از قابلیت شایان توجهی برای کاربرد در روابط عمومی برخوردار هستند، به عبارت صریحتر روابط عمومی بدون کاربرد رسانه ها ، نمی تواند به اهداف خود دست یابد و برای توفیق خود، محتاج و نیازمند ارتباط اصولی با رسانه هاست. تأمل در کارکردهای رسانه ها و روابط عمومی، نشان می دهد که این دو از لحاظ شیوه های کاری و اهداف، دارای شباهت و فصل های مشترک زیادی هستند که در زیر به دو مورد از آنها اشاره می شود.

1- اطلاع رسانی: یکی از وظایف اصلی رسانه ها، اطلاع رسانی به مردم است. رادیو، تلویزیون و مطبوعات، هر روز انبوهی از اطلاعات و پیام ها را به صورت نوشته یا صدا و تصویر در قالب های مختلف همچون خبر، گزارش، مقاله، مصاحبه، فیلم، نمایش و .... به مردم عرضه می کنند. از طرف دیگر، مطالعة شرح وظایف روابط عمومی حاکی از آن است که روابط عمومی نیز همچون رسانه ها، درصدد اطلاع رسانی است و این از وظایف عمدة آن محسوب می شود.

2- تاثیرگذاری بر افکار عمومی: تاثیرگذاری بر افکار عمومی و جلب توجه آن، از اهداف مشترک رسانه ها و روابط عمومی است. همچنین، هردو، از افکار عمومی تاثیر پذیرفته و سعی دارند برای کارآیی بیشتر، پس فرمت های آن را درباره عملکرد خود بررسی کنند. ( امیرصالحی, میرگلوبیات، 1388 )

7- نتیجه گیری 

با توجه به آنچه که بیان شد و در تعریف های روابط عمومی ، ویژگی های بیان شده توسط صاحبنظران روابط عمومی، مهارت ها،  فعالیت ها و عملکرد سازمان ها در بخش روابط عمومی و تاکید این بخش ها به سنجش نظر مخاطبان به منظور ارتقای سطح اطلاع رسانی و آگاهی بخشی می توان گفت  که روابط عمومی ها از طریق رسانه ها و فناوری های نوین ارتباطات اجتماعی که به عنوان بستر و وسیله ای تاثیرگذار در دستان کارگزاران روابط عمومی عمل می کنند، توانایی و قدرت بالایی در افزایش سطح آگاهی و دانایی مخاطبان دارند.بنابراین، فعال کردن بخش ارتباطات و امور رسانه ای در روابط عمومی های سازمان های مختلف اجتماعی، فرهنگی و غیره می تواند موجب افزایش آگاهی گروه های مخاطب مختلف در جامعه شود.

بر این اساس ، روابط عمومی ها به عنوان واحدهای اطلاعاتی و ارتباطی باید همواره پویا، علمی و اثربخش عمل کنند و به دنبال روش های نوین و جدیدی برای دریافت و انتقال اطلاعات به مخاطب و برقراری ارتباطی موثر و اثربخش و سریع با مخاطبان خود باشند.

منابع :

  • جلالی، علی اکبر،1388، روابط عمومی 2 ،  تهران، نشر کارگزار روابط عمومی.
  • سعیدی ، رحمان ، 1387 ، تکنیک های روابط عمومی، تهران ، نشر سمت.
  • مهرداد، هرمز، 1380 ، نظریه ها و مفاهیم ارتباط جمعی، ، چاپ اول ، تهران ، نشر موسسه فاران.
  • ویلکاکس، دنیس ال و گلنت تی کمرون، ترجمه سید محمد اعرابی و داوود ایزدی ، 1386، روابط عمومی، نقش ، فرایند و استراتژی ، تهران، نشر دفتر پژوهشهای فرهنگی.
  • فاوکس، جوانا، ترجمه مهرداد ملایی ، 1389 ، روابط عمومی، تهران، نشر همشهری.
  •  فاوکس، جوانا، ترجمه مهرداد ملایی ، 1389 ، روابط عمومی و ارتباطات، تهران، نشر همشهری.
  • علیپور ملاباشی، یاور ، 1389، آگهی تبلیغاتی و از خودبیگانگی انسان ، ماهنامه علمی – تخصصی انجمن روابط عمومی ، شماره 72، 1389 ، خرداد و تیرماه.
  • امیر صالحی ، احمد و معصومه میرگلوبیات، 1388 ، اصول و مبانی روابط عمومی قابل دسترس در  http://www.modiryar.com/index-management/cultural/relation
  • عباس زاده ، هوشنگ، روابط عمومی، پل ارتباط، ادراک و پیوستگی ، قابل دسترس در http://www.prr.ir/fa/105/289.htm ، تاریخ بازدید: 1389
  • http://etedalejavan.parsiblog.com/-1422901.htm وبلاگ دفتر موج ، تاریخ بازدید : 1389



:: برچسب‌ها: علوم ارتباطات, روابط عمومی
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٧ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

یک مسافر: چیزی است که پولش از جیب ما درمی‌آید و خودش به خورد ماشین و سودش به حساب راننده می‌رود!

راننده‌ی مسافرکش: چیزی است که برای زدنش باید از ماشین پیاده شویم و برای جبران پولش، باید مسافران را پیاده کنیم!

یک راننده‌ی غیر مسافرکش: چیزی که قبلا ما آن را می‌سوزاندیم و حالا آن است که ما را می‌سوزاند!

یک راننده‌ی پیکان گوجه‌ای لاستیک دور سفید (یک عدد سی دی هم ز آینه وسطش آویزان است و از این مجسمه‌های سگ که در هر دست‌انداز سرش تکان تکان می‌خورد روی داشبود آن قرار دارد!): بنزین یعنی عشق و مرام! الهی هیچوقت بی بنزین و بی کارت سوخت نمونی! ... بنزین ماشینتیم! گاز بده ما رو بسوزون!

یک رهگذر: چیزی است که با بالا رفتنش، همه چیز بالا می‌رود؛ از قند و عسل و شیر و شکر گرفته تا فشار خون و تری گلیسیرید ما !

یک خلبان: چیز توپی است که وقتی به هواپیما می‌زنم، هوا می‌ره، نمی‌دونی تا کجا می‌ره!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٢ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

امروز روزنامه اطلاعات 85 ساله شد و این موضوع برای بسیاری از روزنامه نگارانی که در آرزوی 85 ماهه شدن روزنامه خود هستند، فی نفسه عجیب، خارق العاده و محیر العقول است!

روزنامه شرق در ویژه‌نامه 18 تیر به این موضوع پرداخته و در مطلبی به قلم دکتر کاظم معتمدنژاد آورده است: «ادامه حیات چند روزنامه غربی به عنوان نشریات پایدار، برای آن کشور امر عادی تلقی می‌شود. زیرا کشورهایی که از تمامی امکانات تامین و تضمین آزادی و استقلال مطبوعات برخورداند، با توجه به تحولات دهه‌های اخیر در اوضاع احوال داخلی کشورها و پویا شدن همبستگی‌های ملی، برای همکاری در جهت استقرار آزادی و استقلال مطبوعات شرایط مساعدتری هم پیدا کردند. اما وجود نمونه‌های روزنامه پایدار در مصر، ترکیه و ایران به واقعیت پیچیده‌تری اشاره دارد [که نشان می‌دهد این] نشریات تحت تاثیر همکاری و همراهی با قدرت دولتی موقت یا مدیریت هوشمندانه گردانندگان آنها در پیروی از سیاست‌های مصلحت آمیز و اعتدال به حیات خود ادامه [می]دهند.»




:: برچسب‌ها: روزنامه نگاری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

رئیس جمهور بعد از 6 سال، تازه به یاد بازنشستگی پیش از موعد اعضای هیات علمی افتاده و خطاب به وزیر علوم نوشته:

«شنیده شده است که اساتید بی رویه بازنشسته می‌شوند. ضروری است تا بررسی و تصویب آئین نامه بازنشستگی اعضاء هیئت علمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی از هر نوع بازنشسته نمودن اعضاء خودداری شود ...»

از رئیس جمهوری که از طرح نابارورسازی ابرها توسط اروپاییان و برنامه ریزی ترور خودش در عراق، قبل از همه جهانیان خبردار می‌شود، بعید است که بعد از 6 سال تازه موضوع بازنشستگی اعضای هیات علمی را شنیده باشد!

حتی خواجه حافظ شیرازی نیز از این موضوع باخبر است و با رفیق اهل ادب و طربش «سعدی»؛ در فراق بازنشستگی اجباری اساتیدی چون میرجلال الدین کزازی ـ که وقتی راه می‌رفت همینطور ادبیات فارسی بود که از سر و رویش می‌ریخت! ـ می ها خوردند و آه ها کشیدند. آنوقت دکتر ما بعد از 6 سال تازه می‌گوید: «شنیده شده است که ...»؟!

با این حساب اصلا بعید نیست، 6 سال دیگر دست به قلم شده و بنویسد:

  • شنیده شده است که با وجود تصویب قانون، هنوز هیچ بودجه ای به متروی تهران داده نشده ...
  • شنیده شده است یک میلیارد دلار از تفریق بودجه سال 86 و همین حدود از تفریق بودجه‌های سال 87 و 88 گم شده ...
  • شنیده شده است که برخی از نزدیکان ما پرونده‌های جدی در مفاسد اقتصادی دارند ...
  • شنیده شده است که قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان تصویب شده و منتظر وزیر است ...
  • شنیده شده است که نرخ رشد اقتصادی کشور در سال 89 زیر 1% بوده، در حالی که طبق برنامه باید دست کم 8% باشد ...
  • شنیده شده است که معلوم نیست مبلغ 1500 میلیارد تومان بودجه ارتقای شاخص های فرهنگی کشور در قانون بودجه سال 1389 چگونه هزینه شده است ...
  • شنیده شده است که سهم بخش تولید صنعتی و کشاورزی در طرح هدفمندی یارانه‌ها تاکنون به درستی پرداخت نشده ...
  • و ...

بنابراین بر خلاف گفته‌های اصولگرایان که قانون‌شکنی رئیس جمهور را ناشی از روحیه ایشان می‌دانند، ظاهرا مشکل در عدم خبردار شدن وی از وقایع و اتفاقات است. بنابراین برای حل این مشکل، بهتر است چیزی را که ایشان قرار است 6 سال دیگر بشنوند، همین حالا بگویید تا تمام مشکلات مملکت حل شود!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

به گواه موتور جستجوگر گوگل، مطلب طنز وام ازدواج برای خروس ها در بیش از 40 سایت و وبلاگ دیگر کار شده و در قریب به اتفاق آنها نیز خبری از نام نویسنده و وبلاگ مرجع نیست! فقط سایت خبری عصر ایران محبت و لطفش شامل حالمان شده و در انتهای مطلب به جای نام نویسنده یا عنوان وبلاگ، نوشته: «منبع: ضایع نوشت»!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٤ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

نوشته زیر را برای ماهنامه تخصصی «روابط عمومی» نوشتم که در شماره اردیبهشت منتشر شد.

همه می‌دانیم که اولین‌ها همیشه به یاد می‌مانند: اولین روز ورود به دانشگاه، اولین روز حاضر شدن بر سر کار و اولین برخورد با دوست، همکار و ...

جمله‌ی معروفی می‌گوید: «در مورد کتاب از روی جلدش قضاوت نکن.» اما درست یا نادرست، خیلی از ما افراد را ظرف مدت چند ثانیه از اولین برخورد ارزیابی می‌کنیم و عقاید خود درباره اطرافیان‌مان را در مدت زمانی کوتاه از برخوردهای جدید شکل می‌دهیم. نکته تعجب‌آور این است که تحقیقات نشان داده مغز ما در زمانی کمتر از ۱۰‌ ثانیه بعد از ملاقات شخص جدید، تفکرات خود را در مورد فرد ملاقات‌کننده شکل می‌دهد، بدون اینکه حتی طرف مقابل سلام کرده باشد.

حتی ترتیب اطلاعاتی که  درباره یک نفر به ما منتقل می‌شود نیز تصور ما را نسبت به وی دگرگون می‌سازد. در تحقیقی که توسط هارولد کلی (Harold Kelley) در سال 1950 صورت گرفت، کاغذی با دو نوشته به دانشجویان داده شد که در آن در مورد خصوصیات یک سخنران نوشته بود:

الف- آدمی نجوش، جدی، قاطع، سختکوش، با اراده

ب-  آدمی خونگرم، جدی، قاطع، سختکوش، با اراده

دانشجویانی که خصوصیات فرد سخنران در سطر  (الف) را خوانده بودند تصور نامساعدتری نسبت به وی داشتند تا دانشجویانی که خصوصیات همین فرد در سطر (ب) به ایشان عرضه شده بود. به طوری که ملاحظه می‌کنید تمامی کلمات دو سطر ـ به استثنای کلمه اول ـ مشترکند. زمانی که کلمه اول را می‌خوانیم تمام خصوصیات دیگر از فیلتر تصور اولیه‌ی ذهن ما نسبت به فرد عبور کرده و ما او را فردی نجوش یا خونگرم تصور می‌کنیم.

بنابراین در اولین برخوردها توصیه می‌شود:

1) لبخند بزنیم: در اولین لحظه دیدار هیچ‌چیز تاثیرگذارتر از یک لبخند نیست. بزرگی می‌گوید: «لبخند و تبسم قدرتمندترین صلاح است. تو حتی می‌توانی یخ را با تبسم بشکنی.»

2) ارتباط چشمی را فراموش نکنیم: این کار نشان می‌دهد که به صحبت‌های طرف مقابل توجه داریم.

3) آراسته و مرتب باشیم: واضح است که هیچکس برای ملاقات با افراد نامرتب و شلخته اشتیاق نداشته باشد!

4) احوالپرسی و گفت‌وگو: گفت‌وگو مانند خیابانی دوطرفه است که در آن گوش دادن به اندازه صحبت کردن اهمیت دارد. سعی کنیم در اولین ملاقات همیشه راجع به نکات مثبت سخن بگوییم و به طرح مقابل نیز اجازه سخن گفتن بدهیم.




:: برچسب‌ها: روابط عمومی, علوم ارتباطات
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۱ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

بعضی چیزها وجود دارد به هم نمی‌آیند. یعنی هر کاری کنی جور نمی‌شوند! یکی از این وصله‌های ناجور، برنامه 90 است که هرطوری فکر کنی، با صدا و سیمای ما جور در نمی‌آید و با وجود آن می‌توانی برنامه‌های صدا و سیما را به دو قسمت گروه کنی: گروه اول؛ «برنامه 90» و گروه دوم؛ «برنامه‌های دیگر»!

اما موضوع این نوشته، عادل فردوسی‌پور و برنامه‌اش نیست؛ بلکه می‌خواهم در مورد محمد دلاوری و صرفا جهت اطلاعش صحبت کنم که اخیرا داشت خود را به گروه اول اضافه می‌‌کرد و برنامه‌ی 90 را از مهجوریت درمی‌آورد؛ ولی با هشیاری و وسواس بالای مدیران صدا و سیما در این راه ناکام ماند!

«صرفا جهت اطلاع» جزو معدود برنامه‌هایی بود که تا حدودی به حرف‌هایی که مردم در کوچه و خیابان و مترو می‌زنند، نزدیک شد و کمی تا قمستی حرف دلشان را زد. بنابراین در بیابان صدا و سمای ما، لنگه کفشی بود که طرفداران زیادی پیدا کرد و حتی بسیاری از بینندگان ماهواره را نیز شب‌های جمعه پای صدا و سیما نشاند. اما همانطور که می‌دانید آستانه‌ی تحمل در ایران مانند کاراکتر «رشید» (بازیگر اصفهانی تئاتر طنز) است! یعنی بر خلاف نام و ادعایش، بسیار کوتاه و کوتوله است! بنابراین اصلا جای تعجب نداشت که این برنامه هم بعد از چند دفعه سانسور و پخش نشدن، دچار تغییراتی چون کاهش زمان پخش و تغییر مجری شود.

از این هفته قرار است صرفا جهت اطلاع در زمانی حدود 4 تا 5 دقیقه به روی آنتن رود و احتمالا در آینده‌ای نزدیک نیز کلا از روی آنتن سقوط کند و محکم بر زمین بخورد!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چندی پیش در دنیای مجازی، مصاحبه‌ی کوتاهی با محمد دلاوری داشتم که در ادامه می‌آید:

1ـ بیشتر رسانه‌های تصویری را می‌پسندی یا رسانه‌های مکتوب؟

هر دو

2ـ تا چه میزان صحت و اعتبار اخبار وابسطه به رسانه است؟

بسیار

3ـ آیا اخبار تولیدی خود را می‌بینی یا می‌شنوی؟ چه حسی داری؟!

بله ... خوب

4ـ در هنگام تهیه خبر، بیشتر چهره‌ی سردبیر و مافوق‌تان پیش چشمتان تداعی می‌شود یا اصول و فنون خبرنویسی؟

سردبیر که اصول را یادآوری می‌کند.

5ـ کدامیک از سبک‌های تنظیم خبر را می‌پسندی و با آن راحت‌تری؟

هرم وارونه

6ـ حجم سوژه های کار شده‌ی شما بیشتر است یا سوژه‌های کار نشده؟

کارشده

7ـ در توضیح وبلاگت نوشته‌ای «اینجا جایی برای شنیدن است» ... وقتی از سطح شهر گزارش تهیه می‌کنی و مردم برای طرح مشکلاتشان به شما مراجعه می‌کنند، چه حسی داری؟

وقتی کاری از دستم نمی اید ناراحت میشوم.

8ـ آیا شنونده‌ی خشک و خالی، فایده‌ای هم دارد؟!

نه اما بعضی ها میگویند فقط بشنو

9ـ چرا بعید است رازهایی که نمی توانی از تلویزیون بگویی، اینجا هم امکان گفتنش را داشته باشی؟

واقعا چرا ؟؟

10ـ وقتی بعید است رازهایی که نمی توانی از تلویزیون بگویی، اینجا هم امکان گفتنش را داشته باشی، پس چرا نام وبلاگت را «اعترافات» گذاشته‌ای؟

آدم ارزوهایش را تبدیل به اسم می‌کند ... اسمم محمد است که شاید کمی مانند آن مرد بزرگ شوم.




:: برچسب‌ها: یادداشت, مصاحبه
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٧ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

در یکی از تابستان‌هایی که به تدریس روزنامه‌نگاری مشغول بودم، یکی پرسید: «چگونه می‌توانم طنزپرداز شوم؟!»، من هم در پاسخش چیزهایی گفتم. اما امروز وقتی ترجمه‌ی مطالب وبلاگم را در Google translate دیدم، متوجه شدم هیچکدام از چیزهایی که در پاسخ به وی گفتم، به اندازه استفاده از این مترجم، نمی‌تواند یک نفر را طنزنویس کند!

برای آنکه به شما هم اثبات شود، کافیست به سایت مذکور مراجعه کرده و توضیحاتی که در قسمت «مشخصات نویسنده» آمده را کپی کرده و بخواهید که به انگلیسی ترجمه کند ... نتیجه به قرار زیر است:

Engineer I | journalist I | Bvdnyha of the "pen" the | Fonts think | «General» I | read stories | tell and write | every | time | a character Dastanym | I do not know how | «Delusions" I | I write | Spring to pomegranates ...

حالا متن ترجمه شده را دوباره در همان صفحه وارد کنید و بخواهید که به فارسی ترجمه کند. خواهید دید که نتیجه‌ی آن یک متن بسیار طنز و زیبا خواهد شد!

مهندس من | روزنامه نگار من | Bvdnyha از "قلم" از | فونت فکر می کنم | «عمومی» من | داستان | گفتن و نوشتن | هر | زمان | Dastanym شخصیت | من نمی دانم چگونه | «هذیان" من | من در نوشتن | بهار تا انار ...




:: برچسب‌ها: طنز, چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٦ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

«نوشتن یا ننوشتن» کنار هم قرار گرفتن این دو کلمه، آن هم در ابتدای یک مطلب، می‌تواند کاملا بی‌ربط باشد، اما اگر این مطلب درباره داستان‌نویسی باشد، آن وقت شاید بشود یک ربطی بین این دو کلمه و مابقی کلماتی که پشت سر هم قطار می‌شوند، پیدا کنیم. برای شروع بد نیست از کلمه دوم شروع کنیم ؛«ننوشتن»

راحت‌ترین کار در عالم انجام ندادن یک کار است. باور نمی‌کنید؛ کلی از کار‌هایی را که باید انجام دهید، فهرست کنید و بعد با خیال راحت روی هر کدام از آنها یک خط سیاه بکشید، آن وقت می‌فهمید که چقدر راحت می‌شود یک کاری را انجام نداد و اصلا به آن فکر هم نکرد. این طوری البته ممکن است در شرایط عادی خیالتان راحت باشد و چون کاری برای انجام دادن ندارید، کلی هم وقت آزاد داشته باشد، اما نمی‌شود تا ابد همین طوری هیچ کاری انجام نداد و همه روز‌ها را پشت سر هم به بطالت گره زد.

مثلا می‌شود مدرسه نرفت و راحت بود؟ یا کار نکرد و راحت بود؟ یا... اما بدون همین‌ها هم نمی‌شود زندگی کرد. نوشتن به عنوان یک کار البته تفاوت‌های اساسی با سایر کار‌هایی دارد که تا به حال در مورد آنها صحبت کرده‌ایم. مثلا تفاوت نوشتن با درس خواندن در این است که اگر درس نخوانیم بی‌سواد باقی می‌مانیم و آینده ما یک جور‌هایی تاریک می‌شود. اما اگر ننویسیم هیچ اتفاقی برای ما نمی‌افتد، انگار نه انگار که کاری را انجام نداده‌ایم. پس کسانی که اصولا خوششان نمی‌آید که کار‌های سختی را انجام بدهند، می‌توانند از همین حالا عطای خواندن ادامه این مطلب را به لقایش ببخشند و از خیر خواندن آن بگذرند.

باور نمی‌کنید، پس بقیه مطلب را بخوانید.

یک دفتر برای نوشتن

خیلی‌ها فکر می‌کنند نوشتن داستان کار سختی است و به همین خاطر عطای این کار را به لقای آن می‌بخشند. اما داستان نوشتن آن طور‌ها هم که همه فکر می‌کنند کار سختی نیست. باور نمی‌کنید، اول چند تا کاغذ سفید پیدا کنید و بعد هم یک خودکار یا مداد. تا اینجای کار بخشی از راهی را که برای نویسنده شدن باید طی کنید، سپری کرده‌اید.

چی بنویسم؟

بعد از تهیه ملزومات نوشتن حالا باید بروید سراغ اصل کار که همان نوشتن است. اما قبل از رسیدن به اصل کار با یک پرسش اساسی روبه‌رو می‌شوید، این که چی بنویسید؟

برای پاسخ دادن به این پرسش، راه‌های زیادی وجود دارد. اما قبلش باید یک هشدار جدی را همیشه آویزه گوشتان کنید.از این لحظه به بعد به صداهایی که مدام به شما می‌گویند، تو نویسنده بشو نیستی، می‌خواهی داستان بنویسی که چی بشود ؟و... اصلا و ابدا گوش نکنید. چون اگر بخواهید به این صدا‌ها گوش کنید، خواسته و ناخواسته به سرنوشت دسته اول دچار می‌شوید و باید دوباره راحت‌ترین کار را (که ننوشتن است)!، انتخاب کنید.

حالا که این وسوسه‌ها را به فراموشی سپرده‌اید، بهتر است بروید سراغ این که چی باید نوشت؟

این مرحله را خیلی‌ها مرحله انتخاب سوژه می‌دانند و می‌گویند این مرحله، مرحله مهمی است؛ چون می‌تواند سرنوشت کار شما را تعیین کند. پس خوب روی این مرحله تمرکز کنید.

گزینه‌های مختلفی برای نوشتن وجود دارد. شما می‌توانید درباره اتفاقاتی که برای خودتان افتاده یا از رویداد‌هایی که برای دیگران روی داده، استفاده کنید و در مورد آنها بنویسید.

یا می‌توانید برای شروع ماجرای یکی از سفرهایتان را شرح بدهید. اگر موافقید می‌توانید همین حالا مثل ما شروع کنید به نوشتن.

«همین که تصمیم گرفتیم برویم شمال، خواهرم تب کرد. یعنی درست یک روز قبل از سفر، مادرم حسابی شاکی شده بود و می‌گفت که باید برنامه را کنسل کنیم.»

شروع خوبی نیست، کاملا با شما موافقم. جمله‌ها را خط بزنید تا از اول شروع به نوشتن کنیم.

خوب دیدن

برای این که بتوانیم خوب بنویسیم، باید یاد بگیریم که خوب ببینیم. در واقع تا نگاه خوبی به دنیای اطرافمان نداشته باشیم، نمی‌توانیم خوب بنویسیم. هر چند اگر تخیل خیلی خوبی داشته باشیم و بتوانیم در عالم خیال تا آنجایی که ممکن است خیالبافی کنیم و آسمان به ریسمان ببافیم.

اما چطور می‌شود، خوب دید و خوب نگاه کرد. خیلی‌ها ممکن است هر روز از یک خیابان بگذرند، اما به جزئیات این خیابان توجهی نکنند، برعکس یک نویسنده که به همه چیز توجه می‌کند و همه چیز را در ذهنش ثبت می‌کند تا موقع نوشتن بتواند به بهترین شکل ممکن از آنها استفاده کند.

البته جدا از دقت به جزئیات مکان (برای پرداخت فضا و مکان در داستان) و دقت به رفتار آدم‌ها (برای شخصیت‌پردازی در داستان) باید همیشه و همه حال از تخیلتان هم بهره بگیرید و آن را بارور سازید.

مثلا توی یک اتوبوس نشسته‌اید و دارید از یک نقطه شهر به نقطه دیگری می‌روید. یک پیرمرد وارد اتوبوس می‌شود، مثل همه می‌ایستد داخل اتوبوس. شما همین طور که به او دارید نگاه می‌کنید، می‌توانید توی ذهنتان پرسش‌های زیادی را در مورد همین پیرمرد طرح کنید و بعد با تخیل خودتان جواب این سوال‌ها را بدهید.

مثلا این پیرمرد چند تا بچه دارد؟ یا الان که دارد به گوشه‌ای از خیابان نگاه می‌کند یاد چه خاطره‌ای افتاده است.

حالا اگر او مثلا یک پلاستیک دارو هم دستش گرفته باشد می‌توانید با این بهانه به بیماری او و این که چند دقیقه قبل، پیش یک دکتر بوده و چه حرف‌هایی بینشان رد وبدل شده فکر کنید و...

این کار را می‌توانید همین طور ادامه دهید و در مواجهه با هر اتفاقی همین‌کار را بکنید و به نوعی برای نوشتن داستان تمرین ذهنی انجام بدهید. تا بعد دوبار برگردید سراغ قلم و کاغذ یا اصلا کیبورد رایانه و نوشتن با کیبورد.

دوباره چی بنویسم؟

حالا که دوباره خودکار را دستمان گرفته‌ایم و کاغذ‌ها هم روبه‌رویمان است باز هم رسیده‌ایم به همان پرسش این‌که چی بنویسیم. اما حالا خیلی راحت می‌شود درباره چی نوشتن فکر کرد. اصلا چطور است شروع کنیم به نوشتن در مورد پیرمردی که توی اتوبوس دیده بودیم.

کار سختی است اما می‌شود این کار را انجام داد.یادتان باشد که شما فقط آن مرد را دیده‌اید و حالا باید به کمک تخیلتان بقیه داستان را بسازید.

اول باید سن و سال او را برای خودتان مشخص کنید، بعد مثلا بیماری‌اش را به یادتان بیاورید، این که چه بیماری دارد. بعد نگاهش به گوشه خیابان را به یادتان بیاورید و این که چه خاطره‌ای می‌تواند از آن خیابان داشته باشد.

جواب همه این سوال‌ها را که پیدا کردید، می‌توانید شروع به نوشتن کنید، اما باید تکلیف یک چیز دیگر را هم روشن کنید این که از چه زاویه دیدی می‌خواهید داستان را روایت کنید.

مثلا می‌خواهید خودتان را جای شخص اصلی داستان بگذارید و راویتان اول شخص باشد یا نه می‌خواهید از زاویه دانای کل به ماجرا بپردازید و مثل یک دوربین که همه چیز را می‌بیند همه چیز را روایت کنید یا.

انتخاب زاویه دید نکته مهمی است که تکلیف شما را با ماجرایی که قرار است روایت کنید، روشن می‌کند. اول بد نیست از زاویه دید دانای کل استفاده کنید و بعد بروید سراغ سایر زاویه دیدها.

اگر آماده‌اید می‌توانیم شروع کنیم. «پیرمرد آرام‌آرام از پله‌های اتوبوس بالا آمد. رفت وسط ردیف صندلی‌ها و دستش را گرفت به میله وسط اتوبوس. همین چند دقیقه پیش دکتر گفته بود که باید حسابی حواسش به قلبش باشد. چند سالی بود که قلبش مثل سابق کار نمی‌کرد اتوبوس راه افتاد و نگاه مرد افتاد به مغازه‌های حاشیه خیابان ولیعصر. چقدر از این خیابان خاطره داشت. خودش هم نمی‌دانست که چرا از بین این همه خاطره یاد روزی افتاده که با خانواده همسرش آمده بود تا کت و شلوار عروسی بخرد. اتوبوس ایستاد و سایه درخت‌ها افتاد روی شیشه، حالا شیشه اتوبوس مثل یک آینه شده بود، آینه‌ای که می‌توانست توی آن صورت خودش را ببیند. هیچ وقت مثل امروز احساس پیری نکرده بود. واقعا پیر شده بود...»

انگار این شروع از شروع قبلی بهتر بود.

حالا باید بقیه داستان را نوشت. می‌توانید یک قلپ چای بخورید و به پیرمرد فکر کنید و بعد دوباره شروع به نوشتن کنید. دید چسباندن کلمات به هم زیاد کار سختی نبود.

زیاد سخت نگیرد

همه کسانی که نویسنده‌های بزرگی شده‌اند از زمانی که به دنیا آمده‌اند نویسنده نبوده‌اند. مثلا گابریل گارسیا مارکز تازه در 30 سالگی اولین کتابش را نوشت و به صورت جدی داستان‌نویسی را شروع کرد. خیلی‌های دیگر هم همین وضعیت را داشته‌اند و دارند. مهم این است که دوست داشته باشید بنویسید و بعد کار دلخواهتان را هم انجام بدهید. بقیه‌اش زیاد مهم نیست. خوشبختانه حالا همه جا کلاس داستان‌نویسی یا انجمن ادبی هست که برای تمرین و یاد گرفتن اصول داستان‌نویسی بروید سراغ آدم‌هایی که بیشتر از شما در این زمینه کار کرده‌اند. تازه اگر دور و بر شما از این خبر‌ها نباشد جای نگرانی نیست می‌توانید بروید سراغ کتاب‌هایی که در مورد آموزش داستان‌نویسی هستند. یکی از این کتاب‌ها کارگاه داستان نویسی است که از سوی نشر نگاه چاپ شده و حسابی می‌تواند به کارتان بیاید. چون در این کتاب 4 جلدی هم مجموعه‌ای از داستان‌های خوب نویسندگان دنیا وجود دارد، هم نقد این داستان‌ها، هم مطالبی در مورد داستان‌نویسی مثل شخصیت‌پردازی، زاویه دید و...

رضا امیدوار




:: برچسب‌ها: داستان کوتاه
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٤ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

روزنامه نگاری - آلبرت ال هستر

مطلب پیش رو از فصل هشتم کتاب "راهنمای روزنامه‌نگاری درجهان سوم" انتخاب شده است. این کتاب را آلبرت ال هستر و وای لان جی تو نوشته اند که در سال 2007 توسط حسن عبدالکریم در عراق به زبان کردی برگردانده شده است.

مقاله حاضر نیز یکی از مجموعه هفده مقاله کتاب فوق است و توسط ال هستر(Albert L. Hester) به نگارش درآمده است. وی در سال 1879در آمریکا به دنیا آمد، سال 1975 در دانشگاه داکوتای جنوبی و سال 1987 در دانشگاه جورجیا استاد ارتباطات بین الملل بوده است. ارتباطات و توسعه، آموزش روزنامه‌نگاران و مشکلات آنان در جهان سوم از جمله مقالات و حوزه های علاقه‌مندی ال هستر است.




:: برچسب‌ها: علوم ارتباطات, روزنامه نگاری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٤ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

امان از دست مشکلات و معضلات اقتصادی که نه تنها دست از سر آدمیان بر نمی‌دارد، بلکه دست از سر جانواران نیز بر نداشته و به سراغ آنها رفته و علاوه بر گریبان، پاچه آنان را نیز گرفته است!

در این راستا برخی منابع آگاه گزارش داده‌اند اخیرا دامنه‌ی مشکلات اقتصادی و گرانی، دامنگیر خروس‌های محترم شده و آنان را در ماتمی عظمی فرو برده است!

این منابع می‌گویند افزایش قیمت‌ها به گونه‌ای بوده که خروسان محترم از پس هزینه‌های ازدواج و تشکیل زندگی مشترک بر نمی‌آیند! لذا دیگر کمتر خروسی یافت می‌شود که تن به ازدواج با مرغی بدهد!

در پی این واقعه‌ی غیر انسانی! زمانی که خروسان محترم تمکن مالی ازدواج را از دست داده‌اند، در نتیجه مرغان محترم بی‌همسر مانده و واضح و مبرهن و آشکار است که نمی‌توانند تخم بگذارند! بنابراین بی‌دلیل نیست که قیمت تخم مرغ به شکل سرسام‌آوری افزایش یافته و سر به فلک کشیده است. پس به جای دست روی دست گذاشتن، برای رهایی از این وضعیت باید دست به کار شد و با اعطای وام و ترویج فرهنگ ازدواج آسان، شرایط ازدواج را برای مرغ و خروس‌های محترم تسهیل کرد.

اگر تسهیلات لازم برای ازدواج و زاد و ولد این موجودات محترم فراهم نشود، هر روز شاهد افزایش قیمت مرغ و تخم مرغ خواهیم بود و در نتیجه ادبیات انسان‌ها نیز دچار دگرگونی می‌شود. در این راستا معنای برخی از واژگان و ضرب المثل‌هایی که در آن از کلمه «مرغ» و «تخم مرغ» استفاده شده تغییر کرده و دچار دگردیسی می‌شود که برخی از آنها را پیش‌بینی می‌کنیم:

خیلی جوجه‌ای: یعنی خیلی آقایی، خیلی سروری، عزیز دل مایی!

رفته قاطی مرغ‌ها: یعنی وضعش خوب شده و توپ تکونش نمی‌دهد!

مثل مرغ پرکنده شده: یعنی با اینکه چپش پر است و پولش از پارو بالا می‌رود، ولی خیلی متواضع و خاکی می‌گردد!

تخم دو زده کرده: یعنی زده تو کار ساخت و ساز برج‌های دو قلو! (حالا فرقی نمی‌کند برج دوقلوی سازمان تجارت جهانی باشد یا برج دو قلوی جزیره‌ی کیش)

هنوز از تخم درنیومده قد قد میکنه: یعنی تازه به دوران رسیده و نو کیسه است

خروس بی‌محل: به خروس آس و پاسی گفته می‌شود که بدون مال و منال به خواستگاری مرغ می‌رود!

مرغ همسایه غازه: یعنی مرغ همسایه بزرگ‌تر از دهان توست و در گلویت گیر می‌کند!

مرغش یک پا داره: یعنی با اینکه وضعش خیلی خوبه، ولی یک دختر بیشتر ندارد. بنابراین زودتر برو خواستگاری دخترش که غفلت موجب پشیمانی است!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم