سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

زمین در گردش است و مسافران خود را می‌گرداند.

حرکت ذات زمان است و رکود و جمود و سکون حاصلی جز ـ مرداب‌وار ـ ماندن و مردن ندارد.

همیشه باید رفت، که «ماندن» رکود و جمود است و «رفتن» جوهر وجود. اما حیف بر رونده‌ای که بی‌مقصد است و پرنده‌ای که در قفس.

اما مثلث «رفتن» و «رفتن» و «رسیدن»  با 3 وجه کامل می‌شود: «مقصد»، «مسیر» و «مرکب».

مقصد، هدف است. مانند فانوس دریایی که شباهنگام از دور می‌درخشد و در دل تلاطم امواج و یورش مواج دریا، ساحل نجات را نشانمان می‌دهد. نقطه‌ایست که باید چراغش را برای خود بیافروزیم تا اسیر گرداب و تندبادها نشویم و سر از ناکجا آباد درنیاوریم.

مسیر، راه رفتن و برنامه‌ی گریختن است از رکود و جمود و سکون. جریان رسیدن رود است به دریا. گذرگاهی است که دست ما را در دست مقصد و مقصودمان می‌گذارد و ارزش انتخاب‌هایمان را صدچندان می‌کند.

راست یا چپ؟ بالا یا پایین؟ زندگی مجموعه‌ایست از انتخاب‌ها. و با این مجموعه است که به مقصد نزدیک‌تر می‌شویم و گاهی نیز دورتر.

و مرکب، پای رفتن و بال پریدن و سودای رسیدن است. تیغ بریدن بند است و گریختن از قربانگاه «ماندن» و «مردن». برای رسیدن به ساحل نجات قایق گزیدن است و بال درآوردن برای به آغوش کشیدن آسمان.

...




:: برچسب‌ها: نثر ادبی, یادداشت
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم