سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمود احمدی‌نژاد روز سه‌شنبه در جمع کارگران نمونه کشور گفت: «... یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خانواده‌ای دارای سه فرزند و یا چهار فرزند می‌شود به آن خانواده اعتراض می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند روزی این خانواده را بدهند. به شما چه که چند بچه کافی است؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی از سه بچه بیشتر حق ندارد داشته باشد؟ ...»

بنابراین ظاهرا به قدری رفاه و آسایش و آرامش مردم زیاد شده و مشکل بیکاری و بی‌خانمانی و بی‌پولی و ... برطرف شده که فرمان ازدیاد موالید صادر شده و رئیس جمهور در پی احقاق حقوق شهروندی برخواسته و علیه قوانین محدودیت‌زای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده قیام کرده است!

با یادآوری مدارس سه شیفته و لشکر پشت کنکوری و اینکه در دهه 60 کلی آدم عقلشان را روی هم ریختند و برای جلوگیری از افزایش بی‌رویه جمعیت و جلوگیری از ایجاد مشکلات تامین معاش و تحصیل و کار و ... قوانین کنترل جمعیت را پایه‌ریزی کردند و تقریبا طی دو دهه تا حدودی موفق به اجرای آن شده‌اند، درمی‌یابیم که گفته‌های رئیس جمهور چقدر حساب‌شده است و ایشان فی الواقع به فکر بسط و گسترش حقوق شهروندی و آزادی‌های فردی است! بنابراین در ادامه آزادی‌خواهی و تاکید ایشان بر حقوق شهروندی، فرازهایی از سخنرانی‌های آتی ایشان را پیش‌بینی می‌کنیم:

1ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خودروی خانواده‌ای وارد طرح ترافیک شد، آن را جریمه می‌کنند. انگار که آن‌ها خرج خرید خودرو و تعویض روغن و ... این خانواده را می‌دهند. به شما چه که هر فردی با ماشینش کجا می‌خواهد برود؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی که در فلان خیابان آمد باید جریمه شود و در فلان خیابان جریمه نشود؟

2ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و سوخت خودروی خانواده‌ها را سهمیه بندی می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند پول بنزینش را بدهند. به شما چه که هر کسی چقدر بنزین مصرف می‌کند؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی از 260 لیتر بیشتر حق ندارد در هر فصل بنزین 100 تومانی داشته باشد؟

3ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خانواده‌ای دیش ماهواره روی بام خود نصب کرد، به آن خانواده اعتراض می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند روزی این خانواده را بدهند. به شما چه که کسی ریسیور ماهواره دارد؟ چرا قانون می‌گذارید که ماهواره ممنوع است؟

4ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که مردم نمی‌توانند خودشان تصمیم بگیرند که چه ببینند و به محض این‌که خانواده‌ای خواست اخبار ماهواره را ببیند روی آن پارازیت می‌اندازند. انگار که دایه مهربان‌تر از مادر هستند. به شما چه که چه کسی چه چیزی می‌بیند و چه چیزی می‌شنود؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی حق ندارد فلان چیز را ببیند؟

5ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که رستورانی بعد از ساعت 12 شب باز بود، به آن اعتراض می‌کنند. انگار که آن‌ها دارند برای آن مغازه کار می‌کنند. به شما چه که چه مغازه‌ای چه ساعتی می‌بندد؟ چرا قانون می‌گذارید که مغازه‌ای حق ندارد بعد از ساعت 12 باز باشد؟

6ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و مردم را زور می‌کنند که فرم اقتصاد خانوار پر کنند و بگویند که چی دارند و چی ندارند. انگار که آن‌ها برای مردم ملک و ماشین فراهم کردند. به شما چه که مردم چه چیزهایی دارند؟ چرا قانون می‌گذارید که در زندگی مردم تفتیش کنید؟

7ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که اعوذ بالله خدا هستند و با اعلام وقوع زلزله خانواده‌ها را نگران می‌کنند، انگار از طرف خدا آمده‌اند. شما از کجا می‌دانید که کی زلزله و سیل و طوفان می‌آید؟ چرا بر استرس و اضطراب خانواده‌ها می‌افزایید؟

8ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که عمر مردم دست آنهاست و به خانواده‌های تهرانی امر و نهی می‌کنند که از ترس زلزله پنج میلیون نفر باید از تهران بروند. انگار که حیات و ممات مردم دست آنهاست. به شما چه که چند نفر از تهران می‌روند و چند نفر می‌مانند؟ چرا قانون می‌گذارید که هر کسی که برود تسهیلات می‌گیرد؟




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم