سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

هفته‌ی گذشته برای تهیه گزارشی، با عیال محترم عزم شهرکرد و استان چهارمحال و بختیاری کردیم.

پروازهای این شهر با توپولوف انجام می‌شد و با از رده خارج شدن این هواپیماها از ابتدای اسفند، هواپیمای دیگری جایگزین آن نشده بود. بنابراین مجبور شدیم به اصفهان رفته و از آنجا با تاکسی به شهرکرد برویم. (تقریبا یک ساعت و نیم راه است)

به رغم انجام هماهنگی‌های قبلی، حدود 45 دقیقه در فرودگاه اصفهان منتظر شدیم تا بالاخره سر و کله‌ی راننده‌ی‌ای که قرار بود ما را به شهرکرد ببرد، پیدا شد و با کلی شرمندگی و خجالت گفت: «ببخشید! کمی دور شد!»

با شنیدن این جمله فکر کردم احتمالا راه اصلی را بسته‌اند و بنده‌ی خدا مجبور شده از مسیر دورتری به اصفهان بیاید. بهرحال سوار ماشین شدیم و به سمت اصفهان و شهرکرد، راه افتادیم. (فرودگاه اصفهان حدود 40 کیلومتر با شهر فاصله دارد)

هنوز 10 کیلومتر به شهر اصفهان مانده بود که راننده با لحنی انتقادآمیز گفت: «فرودگاه اصفهان خیلی از شهر دیره!»

با گفتن این جمله بود که متوجه شدیم در گویش اهالی شهرکرد، «دور» یعنی «دیر» و «دیر» یعنی «دور»!

حالا تصور کنید وقتی از شهرکرد عازم فرودگاه اصفهان بودیم، چه شرایط سخت و دشواری را سپری کردیم تا به راننده بگوییم: «تندتر برو که راه دور است و پروازمان دیر شده»!




:: برچسب‌ها: طنز, چاردیواری, سفر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٧ اسفند ۱۳۸٩
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم