سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

سال نو مبارک ... صد سال به از این سال ها ...

روزهای آخر سال به قدری کار سرم ریخته بود که فرصت سر خاراندن باقی نگذاشت. برای همین بدقول شدم و سفرنامه عراق، شروع نشده با وقفه چند هفته‌ای مواجه شد.

برای جبران این بدقولی، سعی می کنم به اختصار مواردی از این سفرنامه را مرور کنم.

روز اول

با نشستن هواپیما در فرودگاه بغداد، سفر 8 روزه ما شروع شد.

بعد از چک کردن ویزای دسته جمعی کاروان که حدود یک ساعت طول کشید و دریافت ساک و چمدان ها، سوار اتوبوس هایی شدیم که جلوی فرودگاه منتظر بودند.

هر اتوبوس یک کاروان حدود 35 تا 40 نفره می شد و هر کاروان نیز یک مدیر و یک مداح یا روحانی داشت. که خوشبحتانه مدیر و مداح ما هر دو با آن تصویری که هر کسی از چنین افرادی در ذهن دارد، متفاوت بودند و به قدری شوخ و باحال بودند که موجب لذت بخش تر شدن سفر شدند.

از بغداد راهی شهر کاظمین (در فاصله 8 کیلومتری اش) شدیم و نماز جماعت ظهر را در مزار شریف امام جواد الائمه و امام موسی کاظم خواندیم.

شهر بغداد با اینکه پایتخت کشور عراق بود، اما اوضاع چندان سامان یافته ای نداشت و دارای ساختمان های حداکثر سه طبقه و خیابان های نه چندان تمیز، اما ماشین های مدل بالا بود. (به خصوص ماشینهای آمریکایی مثل شورلت در آن زیاد دیده می شد)

هر رهگذری با گشت و گذار در خیابان های هر کدام از شهرهای عراق به این نتیجه می رسد آنها نمای ساختمان هایشان را با «سیم» درست می کنند! یا فکر می کند که سوغاتی عراق «سیم» است!

در عراق هر طرف را که نگاه می کنید، پر است از سیم های که از در و دیوار و آسمان آویزان است!

علاوه بر سیم، دو چیز دیگر در عراق بسیار دیده می شود: 1) تصاویر امامان (که البته همه آنها مشابه هم هستند!) 2) دیش ماهواره!

بعد از خواندن نماز ظهر و عصر، بلافاصله سوار اتوبوس شده و راهی نجف شدیم. راهی که حدود 4 ساعت طول کشید و خیلی خسته‌مان کرد.

در طول راه تنها درختی که دیده می شد، نخل بود و نخلستان.

اولین چیزی که خبر از ورود ما به شهر نجف می داد، قبرستان وادی السلام بود که با اتوبوس حدود 10 دقیقه طول کشید تا یک ضلع آن را پشت سر بگذاریم.

حدود ساعت6 بعد از ظهر به هتل الساقی رسیدیم و با تحویل گرفتن اتاق ها به استراحت پرداختیم.

هتل های عراق به نسبت ایران در سطح پایین تری قرار داشته و حداقل 2 ستاره اختلاف دارند. یعنی هتل 5 ستاره آنها ـ حداکثر ـ سه ستاره ماست.

حدود ساعت 9 شب هم راهی حرم امام علی (ع) شدیم.

روز دوم

بعد از خوردن صبحانه راهی حرم امام علی شدیم و برای ناهار به هتل برگشتیم.

بعد از ناهار راهی مسجد حنانه و زیارت مقبره کمیل شدیم و بعد آن به مسجد سهله رفته و اعمال آنها را بجا آوردیم.

روز سوم

بعد از صبحانه عازم مسجد کوفه شدیم و از صبح تا حدود ساعت 15 بعد از ظهر حدود 60، 70 رکعت نماز خواندیم! (مداح کاروانمان می گفت: وقتی برگشتید تهران تا دو سه ماه دیگه لازم نیست نماز بخونید!)

روز چهارم

بعد از خوردن صبحانه راهی کربلا شدیم و بعد از حدود یک ساعت و نیم به هتل ضیوف الباقر رسیدیم. هتلی 5 ستاره که به نسبت مابقی هتل های عراق بسیار تمیزتر و شیک تر بود. غذا به صورت سلف سرویس بود.

برنامه این روزمان زیارت حرم امام حسین و حضرت ابوالفضل بود.

روز پنجم

بعد از صبحانه راهی مقام امام زمان شدیم و از آنجا به محل شهادت علی اکبر و علی اصغر و سپس به محل جدا شدن دست های قمر بنی هاشم و سوراخ شدن مشک ایشان رفتیم که به میدان مشک معروف شده است.

روز ششم

به تل زینبیه و خیمه گاه رفتیم

روز هفتم

قبل از طلوع آفتاب به راه افتادیم و صبحانه را در اتوبوس خوردیم و بعد از حدود 6 ساعت راه خسته کننده و آزار دهنده، به سامرا رسیدیم. نماز جماعت را در حرم امامان حسن عسگری (ع) و هادی (ع) خواندیم و بعد از نماز دیدیم که همه به سمت در غربی حرم در حال حرکت اند که با پرس و جو متوجه شدیم بعد از نماز، ناهار حضرتی داده می شود که قسمت ما هم شد.

بعد از سامرا به سمت کاظمین راه افتادیم و ناهار را در حیاط حرم سید محمد (عموی امام زمان) خوردیم و به سمت کاظمین راه افتادیم که حدود ساعت 8 شب به آنجا رسیدیم.

روز هشتم

بعد از صبحانه به زیارت حرمین کاظمین رفتیم و بلافاصله به سمت فرودگاه راه افتادیم.

 در حاشیه

در عراق برای ورود به هر منطقه زیارتی حدود سه مرحله گشت یا به قول خودشان «تفتیش» وجود دارد که مراحل اول و دوم سهل انگارانه و مرحله آخر بسیار جدی است.

ورود هرگونه موبایل و دوربین به داخل اماکن زیارتی ممنوع بوده و این قبیل وسائل باید به امانت داری سپرده شود. برای همین اکثر مواقع ترجیح می دادیم کلا قید بردن دوربین و موبایل را بزنیم تا درگیر امانت دادن و گرفتن نشویم. برای همین عکس های این سفرمان بسیار کم و مختصر شد.

پ.ن: اگر مجالی باشد، به متن و تصاویر این سفرنامه به مرور اضافه می شود.




:: برچسب‌ها: چاردیواری, سفر, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۸ فروردین ۱۳٩۱
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم