سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

استانبول واقعا شهر شکموهاست! فرهنگ غذایی این شهر بسیار شبیه ایرانی‌هاست. از انواع کباب گرفته تا کوفته و دلمه و ...

برای دیدن ادامه تصاویر و توضیحات به ادامه مطلب بروید


ما که بهش می گفتیم: «خرچنگ»! ولی خودشون می‌گفتن: «لابستر»! وقتی پشت ویترین رستوران دست و پا می زد، فوق العاده چندش آور بود!! (دست‌های قیچی مانندنش را هم بسته بودند که آسیب نزند!) 

غذاهای دریایی از مهمترین غذاهای رستوران‌های استانبول است 

باورتون نمیشه آدم با دیدن رنگ و روی میوه‌های موجود تو فروشگاه‌های استانبول، آب دهانش راه می افتاد! 

فکر می کردیم تمام این سبزیجات و میوه ها مصنوعی است! 

اینقدر اشتها آور بودن که یک کیلو گوجه فرنگی خریدیم (5 لیر) و خام خام شروع به خوردن کردیم!

بلوط کبابی نیز یکی از معروفترین خوردنی های استانبول است که بر روی چرخ دستی در همه جا دیده می شود 

رستوران ها و اغذیه فروشی های استانبول با وجود آنکه بسیار شبیه ایران است، ولی یک تفاوت بسیار مهم دارد! تمام رستوران‌های ترکیه، حتی جیگرکی ها و فلافلی‌های آن بسیار تمیز و بهداشتی است! همه چیز در رستوران های استانبول برق می زند 

 حتی آشپزهای استانبولی نیز از تمیزی و بهداشت، برق می‌زنند! در ضمن قیمت و هزینه‌های خوراکی های آنجا بسیار مناسب است. (در بعضی از مواقع حتی از تهران هم ارزان تر است)

کباب دونر (کباب ترکی) معروف‌ترین غذای ترکیه است که امکان ندارد در خیابانی قدم بزنید و آنرا نبینید!

در استانبول، ذرت را کبابی نمی‌کنند و به صورت آب پز عرضه می‌کنند 

رستوران‌دارها با تبلیغات مواد غذایی خود، به جذب مشتری می پردازند. (البته بر خلاف ایران، در استانبول حتی سر غذا هم می شود چانه زد!) 

در خیابان های استانبول برش‌های هندوانه را در ظرف‌های یک بار مصرف به قیمت 3 لیر می فروشند 

برش‌های هندوانه بسیار دل‌نواز است و آب را از لب و لوچه آدم راه می اندازد! 

در کنار هندوانه، چرخی هایی وجود داشت که ماهی کلیکای سرخ شده عرضه می کرد! 

بوی ناجور این ماهی کلیلکاها، حس و حال دیدن آن هندوانه‌ها را از بین می برد و خنثی می کرد! 

البته در کنار اینها خیارفروش‌ها هم حضور داشتند که یادم رفت از آنها عکس بگیرم! جالب بود که خیارها را پوست می کنندند و نمک می زندند و به مشتریان عرضه می کردند! 

باورتان نمی شود تا به حال توت فرنگی به این درشتی و خوش مزگی ندیده بودم! در یک مرحله خرید، دو کیلو توت فرنگی را تقریبا تک و تنها به معده زدم!! 

کباب دونر به قدری فراگیر و مردمی بود که حتی سر و کله آنرا در ماشینها نیز می شد پیدا کرد! 

البته از نظر بهداشت هیچ چیزی از فروشگاه های لوکس کم نداشت 

صدف هم از دیگر خوردنی هایی بود که عرضه می شد. اما به قدری ظاهر لزج داشت که دلم نیومد امتحانش کنم! 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مطالب مرتبط:

قسمت اول سفرنامه استانبول: نقشه + عکس + مسیرهای حمل و نقل عمومی

قسمت دوم سفرنامه استانبول: مسجد سلطان احمد

قسمت سوم سفرنامه استانبول: مسجد ایاصوفیه

قسمت چهارم سفرنامه استانبول: میدان تکسیم و خیابان استقلال

قسمت پنجم سفرنامه استانبول: جزیره بیوک آدا (جزایر پرنس)

قسمت ششم سفرنامه استانبول: کاخ دلمه باغچه

قسمت هفتم سفرنامه استانبول: خوراکی‌های استانبول

قسمت هشتم سفرنامه استانبول: در حاشیه سفر به استانبول

قسمت نهم و آخر سفرنامه استانبول: کودکان کار در استانبول

کلمات کلیدی این پست:

سفرنامه استانبول / سفر به استانبول / نقشه استانبول / گردشگری در استانبول / مسجد ایاصوفیه / مسجد سلطان احمد / تراموا در استانبول / مترو در استانبول / اتوبوس های استانبول / اتوبوس در استانبول / حمل و نقل عمومی در استانبول / حمل و نقل عمومی استانبول / میدان تکسیم استانبول / خیابان استقلال استانبول / جزیره بیوک آدا / جزایر پرنس استانبول / جزائر پرنس استانبول / کشتیرانی در استانبول / کاخ دلمه باغچه / خوراکی های استانبول / خوردنی های استانبول / کباب دونر در استانبول / نقشه وسائل حمل و نقل عمومی استانبول / سفر به ترکیه / سفرنامه ترکیه / اسکله کاباتاش / محله آکسارای / محله لالعلی / چهارشنبه بازار استانبول / چهارشنبه بازار در استانبول / جمعه بازار استانبول / جمعه بازار در استانبول / محله فاتیح / فروشگاه هیستوریا / آگبیل / ژتون تراموا و ...




:: برچسب‌ها: چاردیواری, عکس, سفر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۸ خرداد ۱۳٩۱
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم