سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

این روزا برزخی‌ام، خـیلی خرابم، داش آکل

یه چیزایی می بینم، انگاری خوابم، داش آکل

قیصر، اون روزا به خونخواهی فرمون میومد

خود فرمون شده آبمنگلی امروز، داش آکل

اونیکه اون قدیما یه تهرونو سیاه میکرد

سر چهارراه شده امروز حاجی فیروز داش آکل

آدما مشتی بودن، ناکس و نالوطی نبود

ولی امروز، لوطی بازی توی قصه اس داش آکل

اون روزا تو قلب مردم، پر شور و عشق بود

ولی حالا، تو دلا، یه کوه غصه اس داش آکل

زیر بازارچه تا چارسوق و تموم سنگلج

اسم تو، تو همه جا، ورد زبون بود داش آکل

پای هم آدما وای میستادن و مشتی بودن

معرفت، تو رفقا، خیلی کلون بود داش آکل

یه روزی سید ما واسه خودش قدرتی بود

حالا قدرت، شده پول و سکه و زر، داش آکل

مرد و مردونگی رو جدی نگیر که قصه بود

توی طوقی، تو گوزنا، توی قیصر، داش آکل

منبع: اینترنت / شاعر: ناشناس




:: برچسب‌ها: شعر و هذیان
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٥ مهر ۱۳٩۱
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم