سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

رسم روزگار ازلی است که برای ابدیت و بقا، باید فنا شد و فانی، تا به دیار باقی رسید. این رسم مرسوم زمانه است که خرد و کلان و پیر و جوان هم نمی‌شناسد و هرازگاهی رخ می‌نمایاند.

روز قبل از تاسوعا نیز عموی بزرگ‌تر بنده که طبیعتا هم فامیلی و دست بر قضا هم نام بنده است، ترک دار فانی کرد و هیچ ماوا و آرامگاهی جز جوار جدش حسین (ع) نیافت و به دیدار حق شتافت و حقیقت شد.

بهشت زهرا و مراسم تشییع و تدفین، همه اش تذکر و تلنگر است که «ماندن همیشگی نیست» و «کل نفس ذائقه الموت»؛ اما وقتی «سید حسین قوامی» در پیش چشمان «سید حسین قوامی» به خاک سپرده می‌شود، چیزی فراتر از تذکر و تلنگر است ـ چیزی مثل و مانند وضعیت قرمز و زنگ خطر ـ انگار نمایشی ترتیب داده‌اند تا صحنه‌ی تشییع و تدفین خود و واکنش اطرافیان را ببینی و وقتی تلقین میت را می‌خوانند، با خود بیاندیشی که چه کرده‌ای و بیاندیشی که چه داری و بیاندیشی چه می‌بری و بیاندیشی و بیاندیشی و بیاندیشی ...

بشنو و بفهم اى سید حسین! (اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ)

آیا تو بر آن پیمانى که از ما جدا شدى هستى که عبارت بود از گواهى دادن به این که نیست معبودى جز خداى یگانه‌اى که شریک ندارد و این که محمّد صلى الله علیه وآله بنده و رسول او و آقاى پیمبران و خاتم رسولان است و این که علیّ امیرمؤمنان و آقاى اوصیاست؟! (هَلْ اَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذى فارَقْتَنا عَلَیْهِ مِنْ شَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، عَبْدُهُ وَ رسُولُهُ، وَ سَیِّدُ النَبِّییّنَ، وَ خاتَمُ الْمُرْسَلینَ، وَ اَنَّ عَلِیّاً اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ، وَ سَیِّدُ الْوَصِیّینَ ...)

یا سید حسین! براستى خداى تبارک و تعالى خوب پروردگارى است و محمّد صلى الله علیه وآله نیکو رسولى است و امیر مؤمنان على‌بن‌ابى‌طالب و فرزندانش امام‌هاى یازده‌گانه نیکو امامانى هستند و براستى هر چه را محمّد صلى الله علیه وآله آورده است همگى حق است و مرگ حق است و سؤال نکیر و منکر در قبر حق است و برانگیخته شدن حق است و دوباره زنده شدن حقّ است و صراط حق است و میزان حق است و پراکنده شدن نامه‌هاى اعمال بر مردم حق است و بهشت حق است و دوزخ حق است و قیامت آمدنى است که شکى در آن نیست و خدا برانگیزد هر که در گور است. (فُلانَ بْنَ فُلان، اَنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالى نِعْمَ الرَّبُّ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى الله عَلَیْهِ وَ آلِهِ نِعْمَ الرَّسُولُ، وَ اَنَّ اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ عَلِیَّ بْنَ اَبى طالِب، وَاَوْلادَهُ الاْئِمَّةَ الاَْحَدَ عَشَرَ نِعْمَ الاَْئِمَّةُ، وَ اَنَّ ما جآءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَقٌّ، وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ سُؤالَ مُنْکَر وَ نَکیر فِى الْقَبْرِ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَالنُّشُورَ حَقٌّ، وَالصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمیزانَ حَقٌّ، وَ تَطایُرَ الْکُتُبِ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ النّارَ حَقٌّ، وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لارَیْبَ فیها، وَاَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ)

آیا فهمیدى سید حسین؟! (اَفَهِمْتَ یا فُلانُ)




:: برچسب‌ها: نثر ادبی, نکته, چاردیواری, یادداشت
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٧ آذر ۱۳٩۱
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم