سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

برای تو ... خواننده دوست داشتنی «یادداشتهای ضایع» ...

گاهی وقتها آدم برخلاف میل باطنیش و علاقه قلبیش، کاری میکنه و چیزی میگه که به همون اندازه که برای گفتنش دلیل و توجیه داره، برای نگفتن هم میتونه بهانه داشته باشه!!

گاهی وقتها آدم کاری میکنه و چیزی میگه که نباید بگه، و گاهی وقتها هم کاری نمیکنه و چیزی نمیگه که باید بگه!!

اما کاش با همه این بایدها و نبایدها، همیشه، همه چیز، همونجور که ما دوست داشتیم پیش می‌رفت!

 

کاش کمی «خودخواه» بودم، بی خیال دیگران!

کاش میتونستم بگم برای چی مجبورم «خودخواه» باشم!

کاش مجبور نبودم «خودخواه» باشم!

 

کاش «آدم آهنی» بودم، بی روح و بی احساس!

کاش میتونستم بگم برای چی مجبورم «آدم آهنی» باشم!

کاش مجبور نبودم «آدم آهنی» باشم!

 

کاش «سنگ» بودم، سخت و نشکستنی!

کاش میتونستم بگم برای چی مجبورم «سنگ» باشم!

کاش مجبور نبودم «سنگ» باشم!

 

تا اطلاع ثانوی خداحافظ ...

این روزها گویی «سلام» هم قید مرا زده و در آغوش «والسلام» و «خداحافظ» تنهایم گذاشته! بیخود نیست که روزی در جایی نوشتم:

«خداحافظی غم بارترین مرثیه زندگی است که از ترسش دوست ندارم به کسی سلام کنم»

 




:: برچسب‌ها: شعر و هذیان, چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٠ مهر ۱۳۸٤
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم