سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 

میدان جنگ یکی بود، اما رزمنده هزار هزار ... یکیشون موقع رفتن پا داشت، اما روی ویلچر برگشت. یکی دیگه موقع رفتن چشم داشت و راحت نفس می کشید، اما موقع برگشتن فقط گوش واسش موند و صدای خس خس سینه. اون یکی موقع رفتن دست تکون می داد و می خندید، اما وقتی خاک رویش می ریختند، تکون نمی خورد و می خندید ... اما یکیشونم موقع رفتن هیچی نداشت و وقتی برگشت به همه چی رسید!




:: برچسب‌ها: نکته
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۳ مهر ۱۳٩۳
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم