سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 «[یا رسول الله] پدر و مادرم فدای تو گردد. با فوت تو رشته نبوت و وحی الهی و اخبار آسمان ها ـ که هرگز با مرگ کسی بریده نمی شود ـ قطع گردید.» (نهج البلاغه، خطبه 23)

 

در نیمروز دوشنبه 28 ماه صفر سال یازدهم هجری قمری،(۲) آفتاب عالم تاب بشریت غروب کرد و آخرین فرستاده و واسط وحی، چشم از جهان فرو بست، در حالیکه در بستر اهتزار نگران سرنوشت امت خود بود و برای هدایت و رهنمود آنها طلب کاغذ و قلم نمود، اما کسانی که از بیم روشنگری و آگاه شدن مردم هواره سعی می کردند دست ها را از قلم ها جدا کنند، مانع این امر شدند و بعد از پیامبر نیز ـ خود و تابعانشان ـ دستهایی که به سوی قلم روشنگری دراز شد را قلم کردند تا باطل خود را در پشت ظاهر آراسته شده‌ای مستتر کنند.

بعد از رحلت معمار اسلام، خشت‌های نامناسبی بر پیکره این بنای الهی و استوار نهاده شد تا بر خلاف حدیث تقلین که از دو امانت بزرگ نزد مردم صحبت شده است، کار به جایی رسید که بعد از خلیفه دوم، «رفتار دو خلیفه قبل» در کنار «عمل بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر»، جزو شروط خلافت بر مسلمانان شد و نپذیرفتن آن از جانب شایسته‌ترین فرد برای تصدی این مقام، دوره ولایت او را پس از تاخیر 13 ساله، 11 سال دیگر به تعویق انداخت. تا پس از گذشت 24 سال و رسیدن امانت به اهلش نشان دهد حکومت داری و اداره نظام اسلامی تنها بر پایه «کتاب خدا» و «سنت پیامبر» کار دشواری است که از عهده هر کسی بر نمی آید. و سزاوارترین فرد برای اداره حکومت اسلامی نیز تابع نظر و خواست مردم است، ولو آنکه مردم قطع یقین راه به بیراهه رفته باشند و وی از جانب خدا برگزیده شده باشد و خاتم فرستادگان خدا در حج الوداع معرفیش کرده باشد.

اینگونه است که سردمداران دیانت و شریعت به ما آموخته اند مردم «ناصب» ولایت اند، نه «ناصر»

 

پی نوشت ها:

1ـ چندی پیش این مطلب را بنا به درخواست یکی از دوستانم برای فصلنامه‌ای نوشتم، که به دلایلی که ناگفته پیداست! اجازه انتشار پیدا نکرد و همچنان در آرشیو مطالب چاپ نشده ام باقی ماند، اما در روز رحلت پیامبر خواندن وبلاگ حکایتنامه، انگیزه ای شد تا بخشی از آن یادداشت را با کمی تغییر و تحول در این فضای مجازی منتشر کنم.

۲ـ در اینکه وفات پیغمبر در روز دوشنبه از هفته بوده است خلافی نیست ولی عامه مورخین روز دوازدهم ربیع الاول و محدثین شیعه روز 28 ماه صفر را روز رحلت پیامبر می دانند. (تاریخ اسلام، علی اکبر فیاض، نشر دانشگاه تهران، ص 111)




:: برچسب‌ها: یادداشت
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٩ فروردین ۱۳۸٥
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم