سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 

                      

 

اینقدر اظهار نظرهای متفاوت و گاه متناقض در مورد کاندولیزا رایس، وزیر امورخاجه آمریکا وجود دارد که علاقه مند شدم از نزدیک ببینمش!! آخه از قدیم گفتن: «شنیدن کی بود مانند دیدن؟!»

مثلا شکرالله عطارزاده، عضو کمیسیون انرژی مجلس که چندی پیش طی تحقیقاتی! کشف کرده بود که علت دشمنی رایس با ایران شکست عاطفی وی در رابطه ای بوده که با یک جوان قزوینی داشته است! در آخرین اظهار نظرش در نطق پیش از دستور مجلس گفت: «دستیابی به دانش و فناوری صلح آمیز هسته‌ای حق مسلم ملت ایران است و در راه دستیابی به انرژی و فناوری صلح آمیز هسته‌ای، نه از اهانت‌های کفتار پیر انگلیس خم به ابرو می آوریم و نه از بی‌ادبی‌های آن پیردختر ولگرد آمریکایی که کینه شتری از ناکامی‌های جنسی‌اش او را به یک عنصر عقده‌ای و روانی تبدیل کرده‌است، واهمه ای داریم»!!

از طرفی نیز بر خلاف این نماینده مجلس، جک استرا، وزیر امور خارجه انگلیس ‌نظر دیگری در مورد رایس دارد!!

وی طی مقاله‌ای در روزنامه آبزرور نوشت: من به عنوان وزیر امور خارجه، با افراد زیادی دیدار می‌کنم و تعداد زیادی از آنها از سراسر جهان هستند. یکی از مسائلی که آنها از من می‌پرسند، این است که «کاندولیزا رایس چه جور آدمی است؟» من باید بگویم که وی جذاب، بذله‌گو و نخبه است [!] وی همچنین سیاه‌پوست است و من فکر می‌کنم این محشر است؟ [!] به همین دلیل است که من مطمئنم آمریکا به جنگ ایران نمی‌رود [!] ... من این مسئله را به کاندولیزا گفته‌ام و وی گفت: «چه قدر غیرمحتمل؟» و من گفتم: «کاملا». آنگاه با تشخیص آنچه که من گفتم وی سرخ شد و گفت: «کاملا برای من کافی است» و به اتاقش رفت. هنگامی که کاندولیزا اتاق را ترک کرد، عطر ادکلن شکوفه‌های هلو در فضا پیچید [!!]

وی همچنین اظهارکرد: «من چشم در چشم رایس نشستم و گفتم: «شما می‌توانید بگویید آمریکا با ایران به جنگ می‌رود؟» و وی با چشمانش به من نگاه کرد. نمی‌توانم پاسخ وی را به خاطر بیاورم [!!]

خلاصه من که نفهمیدم، رایس چه جور جونوری است؟!! یک پیردختر ولگرد است که کینه شتری از ناکامی‌های جنسی‌اش او را به یک عنصر عقده‌ای و روانی تبدیل کرده؟! یا سیاه پوست محشری است که وقتی با چشمانش نگاه می کند، حافظه آدم از بین می رود؟!! بنابراین قضاوتم را موکول می کنم به بعد از دیدنش!!!




:: برچسب‌ها: یادداشت
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٤ فروردین ۱۳۸٥
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم