سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 

ستاره ای درخشید،

نوری تابید،

آسمان عطرآگین شد و دیگر هیچ ...

دیگر هیچ نمی توان گفت در بلندای قامت نور،

در وصف شور،

در ستایش غرور ...

دیگر هیچ نمی توان گفت از میلاد مولودی که در آمدنش،

هیچ نتوانست بگوید کاخی و از شرم فرو ریخت

هیچ نتوانست بگوید دریاچه ای و از خجلت قالب تهی کرد

هیچ نتوانست بگوید آتش دیرنده پا بر جایی و به سردی گرایید ...

و اینگونه است که

ستاره ای درخشید،

نوری تابید،

آسمان عطرآگین شد و

دیگر هیچ ...

 

چند وقتیه ارتباطم با آسمونا قطع شده. هر چی میخوام Connect بشم، راه نمیده و DC میشه! نمیدونم Account من ته کشیده، یا Servrer خدمات نمیده!! ... با تلفنم نمیشه ... در جواب تمام تماسهام فقط یه جمله پخش میشه: « No response to paging!». حتی SMSهامم، همه Fail میشه! شاید بخاطر این باشه که یکی دو قبض قبلی رو پرداخت نکردم که امروز نمیتونم تماس بگیرم و SMS بزنم!! ... ولی اگرم اینجوری باشه، که اینجوریم هست! پس از اون ور چرا هیچ خبری نمیشه؟!!

ببین کار به کجا رسیده که حتی مادربزرگمم که حداقل یه روز در میون حالم رو می پرسید، از وقتی رفته اونجا، بی خیالم شده و نه حال و احوالی، و نه پند و نصیحتی. خیلی وقته در حسرت شنیدن طنین صداشم ...

قبل‌ترها گاهی با هر قطره ای که توی چشمم بزرگ و کوچیک میشد و می افتاد روی زمین، یکی میامد دستمو میگرفت و می برد اون بالاها، یه دوری می زدیم و یه خورده برام لواشک و آلوچه می گرفت و وقتی که از نق و نوق کردن میافتادم، برم میگردوند پایین. اما چند وقتیه که نه قطره ای افتاده پایین و نه کسی اومده منو ببره بالا ...

خلاصه همه جوره شده عینهو ساعتای اول زلزله بم، که آدما زیر آوار مردن، و یا در حال جون دادن بودن و دستشون به هیچ جا بند نبود و هیچ کس آه و نالشون رو نمی شنید.

ولی من یه راه خوب پیدا کردم! میخوام یه روز برم روی قله اورست واستم و یه چارپایه هم بزارم زیر پام تا در نزدیکترین نقطه بهش، صداش کنم. شاید صدامو بشنوه و جوابمو بده ...

 




:: برچسب‌ها: چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٧ فروردین ۱۳۸٥
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم