سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

۱

با سلام خدمت همه دوستان و همراهان عزیز.

یادداشتهای ضایع از این پس به صورت هفتگی منتشر می شود! این اقدام خودسرانه! در پی انسجام بخشیدن و منظم تر کردن مطالب منتشر شده در این وبلاگ بوده و نتیجه آن مسلما به نفع اسلام و مسلمین خواهد بود!!

بنابراین دوستداران یادداشتهای ضایع! می توانند در پنجشنبه یا جمعه هر ماه منتظر انتشار شماره جدید هفته نامه باشند. (که اگر استثنا در پنجشنبه یا جمعه هفته ای چند برنامه فشرده مثل بازدید از نمایشگاه کتاب و فتح قله های مرتفع درکه! در دستور کار نویسنده وبلاگ قرار داشت! تاریخ به روز رسانی، اتوماتیک مثل امروز به شنبه موکول می شود!!)

به گزارش خبرگزاری پت نیوز! (در ادامه با این خبرگزاری بیشتر آشنا می شوید!) در هفته نامه یادداشتهای ضایع که پیش شماره آن هم اکنون پیش روی شماست، سرویس های مختلفی وجود دارد و مطالب مختلفی برای سلیقه های مختلف نوشته خواهد داشت. از سیاست تا شعر و ادبیات و حتی لینک موسیقی!! (اصلا قراره براتون یه آش شله قمکاری در بیارم که تا حالا تو عمرتون ندیدید و نشنیدید!!)

 

۲

جایی نوشته بود: «همیشه تو یه ارتفاعی از زمین دیگه ابری وجود نداره. اگه یه روز آسمون دلت ابری بود، بدون که به اندازه کافی اوج نگرفتی»

بنابراین اوصیکم و نفسی به «اوج گرفتن»!!

البته بر اساس تجربیات شخصی، این جمله در جاهایی جواب میده! اما هیچوقت باعث نمیشه تصویر آزاردهنده ابرهای سیاه به کل از ذهن انسان پاک بشه. اوج گرفتن و نزدیک شدن به آفتاب مهر، فقط و فقط تحمل خاطره و یاد ابرهای سیاه رو سهل و آسون تر از قبل می‌کنه!

بر اساس تجربه دیگری، یکی از بهترین راه های اوج گرفتن کوهستان رفتنه.

اما بدا به روز کسی که ابرهای سیاه دست در دست همدیگه جلوش صف آرایی کرده باشن و هیچ منفذی برای اوج گرفتن براش باقی نمونده باشه!!

 

۳

پنجشنبه به اتفاق موسی و حنیف برای انجام کاری به خیابان پاسداران، تقاطع زعفرانیه رفته بودیم و در شرایط کاملا بحرانی دنبال یکی از شعبه های بانک ملی می گشتیم!! برای اینکه شرایط بحرانی ما را تجسم کنید، به نکات زیر توجه فرمایید:

الف) آخرین مهلت انجام کار مذکور پنجشنبه هفته قبل بود، که یک هفته تمدید شده بود و این پنجشنبه ای که ما بالاخره تصمیم به انجامش گرفتیم! آخرین روز از مهلت تمدید شده بود!!

ب) تا از خواب بیدار بشیم و چند تا کار دیگه رو انجام بدیم و بریم دنبال حنیف، در نهایت ساعت 11.30 رسیدیم حوالی منطقه مورد بحث و تازه دنبال محل مورد نظرمون می گشتیم!!

ج) پنجشنبه ها، بانک ها ساعت ۱۲ می بندند!

با توجه به نکات فوق احتمالا دریافته اید که فوق العاده عجله داشته و به نوعی در شرایط مرگ و زندگی قرار داشتیم!!

خلاصه! در پشت یکی از چراغ قرمزها، در حالی که از دیگر رانندگان سراغ نشانی مورد نظر را می‌گرفتیم، حنیف با تعجب به ساختمانی در کنار خیابان اشاره کرد و به من گفت: «اونجا رو نگاه کن!!» وقتی برگشتم و نگاه کردم، یک لحظه تمام عجله و اضطرابم برای پیدا کردن مکان مورد نظر فراموش شد و به موسی گفتم: «بدو چند تا عکس بگیر که به درد وبلاگ می خوره!!» این شد که عکسهای زیر تهیه شد!

این اتفاق می تواند چند نتیجه داشته باشد:

الف) ما به هیچ وجه اهل کارهای دقیقه 90 نیستیم!

ب) چه بخواهیم و چه نخواهیم، خبرنگاری در خون ماست!

ج) دوربین موبایل موسی با کیفیت تر از بقیه ماست!

د) مدیران شهرداری منطقه 1 هم معصوم نیستند!

در ضمن هر کسی که مسیرش به اینجا افتاد، لطفا از طرف ما بپرسد در اینجا چکار می کنند؟!!؟!!!

 

 

 

 

۴

پنجشنبه پس از اتفاق مذکور، با دوستان به نمایشگاه مطبوعات و کتاب رفتیم.

شاید در روزهای اول قضاوت کردن در مورد نمایشگاه مطبوعات کار درستی نباشد، اما اگر قرار باشد این کار نادرست را انجام دهم! باید بگویم امسال نمایشگاه به هیچ وجه نشاط، پویایی و طراوت نمایشگاه های سالهای گذشته را نداشت.

در میان غرفه های مختلف، با آن همه آدمهای مطرح و شخصیتهای سیاسی ـ اجتماعی کمتر می‌شد سراغی از بحث های داغ سالهای گذشته گرفت.

یادش به خیر نمایشگاه سال 80 و بحثهای داغ انتخاباتش ... حتی سالهای قبل و بعد هم نشستهای خوبی برگزار شد و باعث افزایش انگیزه برای حضور در همه آنها می شد. یادم میاد سالهای 80 تا 83 تقریبا هر روز به اتفاق دوستان در نمایشگاه پلاس بودم و هیچ نشستی را از دست ندادم!! اما امسال نه وقتش را دارم و نه انگیزش را !!

 

 از راست: موسی، حنیف و من

 

۵

هفته گذشته مریم، یکی از دوستان روزنامه نگارم، بالاخره شاخ غول را شکست و مرتکب وبلاگ نویسی شد و به جمع نویسندگان این رسانه واقعا بین المللی پیوست!

وی از عناصر حرفه ای مطبوعات محسوب می شود که «صاحب قلم» و سبک است!

شایان ذکر است نامبرده در روزهای خاطره انگیز و فراموش نشدنی نهمین انتخابات ریاست جمهوری، در یکی از مراکز خبری افتخار دبیر سرویس بودن اینجانب (ضایع نویس) را نیز برعهده داشت!! (واقعا چقدر یه خانوم خبرنگار میتونه بد شانس باشه؟!!)

 

 

 

۶

همچنین در راستای ارج نهادن به نهادهای اجتماعی، چندی پیش انجمن بین المللی دیگری تحت عنوان انجمن بین المللی سه پایه آغاز به کار کرده است.

این انجمن با تلاش شبانه روزی ۳ تن از جوانان غیور و همیشه در صحنه! در جهت آرمانهای بلند نهضت آنتی فمینیستی تلاش می کند و تا کنون در این راه از هیچگونه ارعاب، تهدید، تطمیع و ... باک به دل را نداده و همچنان استوار و محکم گامهای بعدی را بر می دارد!

در همین جا از همه دوستان، به خصوص بانوان گرامی که جهت همراهی و همیاری در پیشبرد اهداف بشردوستانه این انجمن، دعوت به همکاری می شود و با آغوش باز پذیرای آنها هستیم و دستشان را به گرمی می فشاریم! (البته واضح و مبرهن است که دو جمله آخر فقط شامل عناصر ذکور می شود!!)

 




:: برچسب‌ها: نکته, چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٥
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم