سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 چاردیواری

همانطور که قابل پیش بینی بود، نظرات بسیار خواندنی، جالب و متنوعی برای پست قبلی داده شد که توصیه می‌کنم اگر تا کنون نخوانده‌اید، حتما نگاهی به آنها بیاندازید.

 

 تئوری

اخیرا در حال ارائه یک تئوری جدید هستم!

بر مبنای این تئوری افراد در مقابل سئوالاتی که جواب مشخصی داشته باشد، به جای استفاده از قدرت فکر، بیشتر از قدرت حافظه و تجربه استفاده می‌کنند و به آن سئوال پاسخ می‌دهند.

بر اساس این تئوری مثلا وقتی از فردی پرسیده شود «پایتخت اروگوئه کجاست؟»، «فرمول آب چیست؟»، «غذا چی میل دارید؟» یا «دو دو تا؟» و یا در مقابل هر سئوال مشابه دیگری که بطور روزمره هزاران بار استفاده می‌شود و پاسخ مشخص و معینی دارد، درصد ناچیزی از سلولهای خاکستری (به معنای قدرت تفکر و تعمق) بکار گرفته می‌شود و بیشتر مخاطبان بر اساس شواهد، تجربیات، حفظیات و دانسته‌های خود به آن پاسخ می‌دهند.

اما وقتی هر کدام از ما در مقابل نوعی سئوال انتزاعی (مانند صفر یا یک؟) قرار می‌گیریم که پاسخ معین و مشخصی ندارد، دیگر نمی‌توانیم با توجه به دانسته‌های گذشته به آن پاسخ گوییم و در این شرایط قدرت تعمق و تامل بیشتری می‌طلبد و فکر خلاق‌تر و پویاتر می‌شود و در بسترهای جدیدی به دنبال جواب می‌گردد و در نتیجه در مقابل اینگونه سئوالات، دامنه گسترده‌تری از پاسخها ثبت خواهد شد.

تنوع و تفاوت پاسخهای داده شده به سئوال پست قبل فرضیه مورد بحث را تایید می‌کند.

در واقع سئوالات انتزاعی محرک و کاتالیزور فکر است و باعث بروز خلاقیت می‌شود. یا به تعبیر شاعرانه: سئوالات انتزاعی به مخاطب قدرت پریدن و پرواز کردن را بازآموزی می‌کند و او را از حصار و زندان روزمرگی‌ها (حتی برای لحظه‌ای) می‌رهاند تا سستی و رخوت را فراموش کرده و دو بال قوی در اختیارش قرار می‌دهد تا در سرزمینهای گوناگون، بر فراز کوه و دشت و جنگل و دریا پرواز کرده و هرآنچه که علاقه مند است برگزیند و با خود به ارمغان بیاورد.

(البته این 40 درصد فرضیه‌ایست که بر رویش کار می‌کنم! شاید در آینده‌ای نزدیک به طور تمام و کمال ارائه دادم!)

 

 هذیان

اما اگر خود بخواهم به این سئوال انتزاعی پاسخ دهم، باید بگویم که از دید من «صفر یا یک؟» یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال مدرنترین سئوالات موجود در جهان است!

به نظرم وقتی شکسپیر می‌گوید «بودن یا نبودن، مسئله این است»، به نوعی بر سئوال «صفر یا یک؟» تاکید می‌کند.

در فنآوری روز نیز بحث معروف صفر و یک در انواع مدارات و سیستمهای دیجیتالی نمایان می‌شود. که صفر به معنی عدم وجود جریان یا ارتبط و یک به معنای وجود آن است.

در واقع از بدو پیدایش هستی، برخی پدیده ها فقط و فقط دو فازی بوده و بیشتر از دو حالت نه امکان دارد و نه متصور است. اینگونه پدیده ها از سیستم باینری تبعیت می‌کنند.

بعنوان مثال برای یک لامپ، تنها و تنها دو حالت «روشن» و «خاموش» متصور است و هیچ گزینه دیگری پیش رویمان وجود ندارد و هر چه که هست (اعم از لامپ سوخته، نیمه روشن، کم نور، شکسته، خراب و ...) زیر مجموعه این دو حالت قرار می‌گیرد.

در مقابل آن، برخی پدیده ها از قانون فازی تبعیت می‌کنند. در اینگونه پدیده‌ها هزاران گزینه میان صفر و یک، یا به عبارت بهتر ماکزیمم و مینیمم هر چیزی وجود دارد.

بعنوان مثال رنگ از این قبیل پدیده‌هاست. یعنی بین قرمز و بنفش، طیف گسترده ای از انواع گوناگون رنگها وجود دارد که نه تنها این پدیده را از دو گزینه‌ای بودن رها می‌کند، بلکه اصولا و اساسا ایجاد محدودیت را بر نمی‌تابد و بی نهایت گزینه متفاوت میان دو گزینه ماکزیمم و مینیمم پیش رویمان قرار داده و به نوعی حق انتخاب بیشتری در اختیارمان قرار می‌دهد.

 

 عکس هفته

چندی پیش به اتفاق جمعی از خبرنگاران در ضیافتی که احمدی نژاد برگزار کرده بود، حاضر شدیم که ماحصل آن یک نهج البلاغه منقوش به نوشته یادگاری رئیس جمهور شد!

 

 

 

وقتی برای دریافت این نهج البلاغه نسبتا نفیس رفته بودم، یک لحظه تصور کردم اگر رئیس جمهور نوشته‌هایم در مورد خودش را خوانده بود، به جای این پیام یادگاری چه چیزی برایم می‌نوشت؟!!




:: برچسب‌ها: نکته, عکس, یادداشت
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٥ آبان ۱۳۸٥
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم