سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 هذیان

فصل سرخ، فصل سبز، فصل زرد و فصل سفید ...

چهار فصل عجیب، چهار فصل غریب، چهار فصل تنها، چهار فصل نا آشنا ...

چرا هر کدام از فصل‌ها ساز خود را کوک می‌کنند و رنگ خود را دارند، مگر یکرنگی و یکدلی چه ایرادی دارد؟

چرا هیچکدامشان تا کنون دیگری را ندیده و هیچ سلامی را علیک نگفته است؟

 

 گفت و گو

A: بخش قابل توجهی از خصوصیات افراد اکتسابی است.

B: بخش قابل توجهی از خصوصیات افراد ذاتی است.

A: قبول داری همیشه راه برای اصلاح شدن آدمها وجود دارد؟!

B: نه!

A: ولی خدایی که تو بنده اش هستی، این را قبول دارد! به خاطر همین است که همیشه راه بازگشت را باز گذاشته است.

B: سعدی می‌گوید:

چو بود اصل گوهری قابل / تربیت را در او اثر باشد

هیچ صیقل نکو نداند کرد / آهنی را که بد گوهر باشد

خر عیسی گرش مکه برند / چو بیاید هنوز خر باشد

A: «حر» هم همینطور بود؟! ... چطور اصلاح شد؟!

B: من در مورد اصل گوهر صحبت کردم، نه رفتارهای آنی و کوتاه مدت. یعنی به اعتقاد من نطفه و اصل آدمی تغییر ناپذیر است. یه سری خصوصیات اخلاقی و رفتاری در جوهر آدمی وجود دارد و در DNA اش ثبت شده که هر کاری کنی، نمی‌توانی تغییرش بدهی. مثل رنگ مو. مثل رنگ پوست و رنگ چشم. شاید فقط 20 درصد خصوصیات اخلاقی قابل اصلاح و تغییر باشد. تغییراتی که با اصل و جوهره آدمی سازگار نباشد، کوتاه مدت و موقتی است.

A: هابیل و قابیل هم از یک آدم و یک ذات بوجود آمدند! اما چرا فرق داشتند؟! چرا یکی خوب و دیگری قاتل شد؟! یا حکایت حضرت یوسف و برادرانش ... آدمها تغییر می کنند و در محیط رشد می‌کنند و بسیاری چیزها را فرا می‌گیرند و کسب می‌کنند. تنها بخشی از خصوصیات رفتاری و حرکتی بستگی به ذات انسانها دارد، اما نه همه آن. هر کسی با برادر و خواهرش فرق می کند. خودت با برادر و خواهرت یک جور هستی و یک جور فکر می‌کنی؟!

B: شاید آدمها تغییر کنند، ولی ذات و سرشت آنها ثابت و بدون تغییر است. و تغییراتی که با سرشت و جوهر انسانها همخوانی و تطابق نداشته باشد، کوتاه مدت و گذراست.

A: رفتار آدمها تا اندازه‌ای وابسته به ذاتشان است، اما قسمتی که وابسته نیست، به خود انسانها بستگی دارد و هر لحظه می‌تواند آدم را به عرش ببرد یا به فرش برساند.

B: ذات یکی پلید است! هر کاری هم می‌کند، نمی‌تواند این پلیدی را حذف کند و خوب باشد. یکی هم ذاتا آدم مهربانی است و هر کاری می‌کند نمی‌تواند بدجنس باشد.

A: نه! می‌تواند! هر چیزی شرایط خودش را می‌طلبد. برای همین هم دنیا مزرعه آخرت است.

B: یک داستانی بود که می گفت پادشاهی چند گربه را پرورش داده بود که از میهمانان پذیرایی کنند. پیش همه هم افتخار می‌کرد که من این گربه‌ها را پرورش داده‌ام. روزی یکی از مهمانان تصمیم گرفت حال پادشاه را بگیرد! برای همین وقتی گربه ها شروع به پذیرایی کردند، یه موش از جیبش درآورد و در میان آنها انداخت. گربه ها به یکباره بی خیال پذیرایی شده و دنبال موش راه افتادند! ... یعنی عوامل محیطی و اکتسابی، اگر ذات آدم پذیرای آن نباشد و با آن تطابق نداشته باشد، اثر مقطعی و کوتاه مدت دارد.

A: پس پیامبران و راهنمایان برای چه آمده‌اند؟! ... برای اینکه آدم را در کوتاه مدت اصلاح کنند. مگر پیام و هدف قرآن و دیگر کتابهای آسمانی غیر از این بوده است.

B: من منکر صددرصد تغییر و تحول نبوده و قائل به جبر و اجبار هم نیستم. و اعتقاد دارم که همه آدمها مسئول رفتار خودشان هستند و نباید برای اینکه از بار مسئولیت شانه خالی کنند، آنرا تقصیر تقدیر و سرشت و ذاتشون بیندازند. یعنی فردی که دزدی می‌کند، بگوید ذات من اینگونه است و من بی‌تقصیرم! ... نه، اصلا منظور من این نیست. فقط فکر می‌کنم بخش قابل توجهی از خصوصیات اخلاقی را نمی‌شود عوض کرد.

A: گاهی پیش می‌آید به کسی می‌گویی صبور باش، ولی او اینگونه نیست و تلاشی برای اینکه صبور باشد، نمی‌کند. یعنی ذاتا آدم صبوری نیست. با این وجود چرا می‌گویی که صبور باشد؟! مگر نمی‌گویی ذات آدمها تغییر نمی‌کند؟! پس برای این به او می‌گویی که فکر می‌کنی ذات آدمها قابل تغییر است. درسته؟! وگرنه هیچ وقت هیچ کس را به کار و عملی توصیه نمی‌کردی؟!

B: گفتم که با تغییر و تحول به شکل مطلق مخالف نیستم. ولی مثالی می‌زنم که منظورم را کاملا بیان می‌کند. اتفاقا این مثال دقیقا منطبق بر چیزی است که باور من است. تصور کن دو نفر هستند (که در اطراف هر کدام از ما ده‌ها نمونه وجود دارد) یکی چاق و دیگری لاغر است. هر دو هم به میزان مشخصی غذا می‌خورند. ولی یکی از آنها ذاتا چاق است و دیگری ذاتا لاغر. حالا اگه آدم چاق تصمیم بگیرد و واقعا بخواهد، می‌تواند طبق یک رژیم و برنامه ریزی دقیق لاغر شود. ولی خیلی باید تلاش کند. وی اگر کوچکترین غفلتی هم مرتکب شود، سریع به حالت اول برمی‌گردد. برای همین باید همیشه رژیم و برنامه غذایی خود را حفظ کند تا لاغر بماند. ولی آدمی که ذاتا لاغر است، بدون هیچ رژیم و برنامه ای لاغر است ... من دقیقا منظورم این است.

 

 اس ام اس

1ـ اگر همه چیز را بخواهی، همه چیز را از دست خواهی داد. (ضرب‌المثل یوگسلاوی)

2ـ آتش را نمی‌توان با آتش خاموش کرد. (یونانی)

3ـ اگر از گرگ در زمستان نگهداری کنی، در تابستان ترا می‌خورد. (یونانی)

4ـ اگر روباه را برای دزدیدن مرغ ببخشی، گوسفندت را هم خواهد برد. (گرجستانی)

5ـ اصطراب رفیق دائمی حسادت است. (استرالیایی)




:: برچسب‌ها: شعر و هذیان, چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٠ آبان ۱۳۸٥
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم