سيدحسين قوامي
آثار نویسنده
لینکستان
امكانات جانبي
 

برای مشاهده صفحه قلم اندیش2 (علوم ارتباطات، روابط عمومی، روزنامه نگاری و ...) به اینجا مراجعه کنید

 

به نظر شما مادرشون کجاست؟!

  1. اگه مادرو رو دوچرخه بکشن، همه به جای بچه بیشتر، میرن دنبال دوچرخه سواری!
  2. سر زای پنجمی ریق رحمت رو سر کشیده!
  3. زایشگاست؛ داره شیشمی رو پس میندازه!
  4. مادر ندارن، از زیر بوته عمل اومدن!



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۳ آذر ۱۳٩٢
نظرات ()
در دوران خاتمی، هر 9 روز یک بحران برای رییس جمهور درست می کردن و در زمان احمدی نژاد، رییس جمهور هر 9 روز یک بحران برای کشور درست می کرد!
اما انگار در دوره روحانی قراره هر 9 روز یک بحران حل و فصل بشه!
روحانی مچکریم!



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٩ شهریور ۱۳٩٢
نظرات ()
حدود یک سال پیش یک مفتی وهابی از کشور تونس با صدور فتوایی با نام «جهاد نکاح» از دختران و زنان عرب خواست برای تأمین نیازهای جنسی جنگجویان مسلح که علیه حکومت سوریه می جنگند،‌ به خاک سوریه بروند.
«محمد العریفی» از مفتی‌های سرشناس وهابیت عربستان نیز با صدور فتوایی، اعلام کرد که حتی زنان شوهردار هم می توانند تن به «جهاد نکاح» بدهند! چندی پیش نیز شیخ «ناصر العمر» از شیوخ سلفی سعودی با صدور فتوایی جدید، جهاد نکاح با محارم را نیز حلال اعلام کرد! بر اساس فتوای او، اگر جنگجویان دختر یا زنی برای نزدیکی با وی پیدا نکردند،‌ می‌توانند با محارم خود این کار را انجام دهند!
اصولا و اساسا همیشه میان «ما» و «آنها» اختلاف فرهنگی وجود داشته است؛ مثلا ما به «گچ» می‌گوییم: «گچ»! در حالی که یک وهابی عرب‌زبان هرچه زور بزند نمی‌تواند چنین چیزی بگوید. لذا از شدت زور قرمز شده و ممکن است مثل آتشفشان فوران کند و به پایان برسد!
در اثر اختلاف فرهنگی ذکر شده ظاهرا به افرادی که ما می‌گوییم: «زنان بدکاره» یا «...» و «...» آنها می‌گویند: «زنان جهادگر»! حالا چون انجام این کار محدود به کشور خودشان نمی‌شود و این عمل جهادی! در کشورهای دیگری رخ می‌دهد، عبارت دقیق آن می‌شود: «زنان جهادگر جهانگرد»!
با این توصیف زنان خیابان را در آنجا «مجاهد» صدا کرده و حتما به خانه فساد نیز «میدان جنگ» می‌گویند! و در چنین میدان جنگی است که هر فرد دیگری هم بود «وحشی» و «...» می‌شد و رم می‌کرد و سینه همنوع خود را می‌درید و قلبش را می‌بلعید!
تسلیحات و جنگ افزارهای جهاد نکاح نیز در نوع خود منحصر به فرد است که چون خانواده در اینجا تردد می‌کند وارد آن مقوله نمی‌شویم! همچنین برای اینکه از دایره ادب و نزاکت خارج نشویم به مباحث درجات نظامی جهادگران، درصد جانبازی و نحوه اسارت و شهادت در این نوع جهاد نمی‌پردازیم و از شما نیز خواهش می‌کنیم به آن فکر نکنید!



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۸ شهریور ۱۳٩٢
نظرات ()

با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مردم روزه‌دار به مهمانی خدا می روند و در طی روز دهان بر روی خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها می‌بندند.

اما بر اساس تحقیقات جامعی که انجام شده است، برخی خوردنی‌ها وجود دارد که به هیچوجه موجب باطل شدن روزه نمی‌شود! بنابراین اگر روزه‌داران عزیز در طی روز دچار معضل گرسنگی شدند، می‌توانند برای رفع این حس جانگداز از اینگونه خوراکی‌ها که کشف آنها حاصل و تحقیق و پژوهش‌های گسترده‌ای است میل نمایند و تا افطار تاب بیاورند.

بر اساس تحقیقات بعمل آمده اولین و مهمترین خوراکی که لطمه‌ای به روزه وارد نمی‌کند، «غصه خوردن» است!

اصولا و اساسا «غصه خوردن» محاسن فراوانی دارد که نباید از آن غافل شد! اولین و مهمترینش آن است که همیشه در دسترس بوده و امکان صرف آن وجود دارد! بنابراین اگر روزه‌داران گرامی احساس گرسنگی کردند، می‌توانند در گوشه‌ای چمباتمه زده و زانوی غم در بغل بگیرند و با خیال راحت «غصه» بخورند! و نگران باطل شدن روزه نیز نباشند!

در این راستا برخی منابع آگاه «حرص خوردن» را مفید تر از «غصه خوردن» می‌دانند! البته بین علما اختلاف نظر وجود دارد! برای همین برخی کارشناسان راه میانه را انتخاب کرده‌اند و برای آنکه ضمانت بیشتری وجود داشته باشد، توصیه می‌کنند هر دو با هم خورده شود! یعنی همزمان هم حرص بخورید و هم غصه! به این ترتیب به صورت تضمینی و حتمی از زندگی سیر سیر می‌شوید و دیگر احساس گرسنگی نمی‌کنید!

در این میان یکی دیگر از خوردنی‌هایی که اشکالی در روزه ایجاد نمی‌کند و از طرفی نتیجه بخش و مفید است، «سماغ» می‌باشد! اصولا قول غالب و مشهور آن است که اگر سماغ به صورت مکیدن مورد استفاده قرار گیرد، هیچ اشکالی در روزه وارد نمی‌شود!

بنابراین هر وقت احساس گرسنگی کردید، کافی است با یک دوست بدقول قرار بگذارید و مدت مدیدی در انتظارش صبر کنید و در این مدت سماغ بمکید تا گرسنگی‌تان برطرف شود!

نوع خاصی از خوردنی نیز وجود دارد که هرچند ممکن است گرسنگی شما را برطرف نماید، ولی این احتمال وجود دارد که مشکلات دیگری بوجود آورد! در واقع این خوراکی دارای عوارض و تبعاتی می‌باشد که استفاده و مصرف آن بستگی به سلیقه و خواست خوانندگان محترم دارد! و آن خوراکی چیزی نیست جز «زمین خوردن»!

اصولا و اساسا زمین خوردن دارای دو نوع عمده می‌باشد! یکی آنکه شما با عجله و شتابزدگی شروع به حرکت می‌کنید و پایتان در چاله و چاهی فرو می‌رود و با مخ نقش بر زمین می‌شوید و زمین می‌خورید!

به گفته کارشناسان این نوع از خوراکی، به مدد مساعدت و تلاش‌های شبانه‌روزی ماموران شهرداری بسیار در دسترس بوده و می‌تواند مورد استفاده تمامی شهروندان گرامی قرار بگیرد! البته انتخاب آن با توجه به تبعاتی که می‌تواند داشته باشد، بستگی به سلیقه و مزاج خوانندگان محترم دارد!

یکی دیگر از انوع «زمین خوردن» که به اندازه اولی فراگیر نیست، بر می‌گردد که به برخی گونه‌های نادر انسانی که علاوه بر آنکه تمایل فراوانی به خوردن مال مردم دارند! زمین‌خوار نیز هستند!

البته این نوع از زمین خواری، بر اساس قول غالب و مشهور موجب باطل شدن روزه می‌شود. بنابراین اصلا و ابدا توصیه نمی‌شود.

البته برخی از هموطنان عزیز نیز به هیچوجه دچار مشکل گرسنگی نمی‌شوند و تنها چیزی که در ایام ماه رمضان آنها را آزار می‌دهد، تشنگی است. بنابراین از آنجا که ما برای خودمان رسالت جهان‌شمول قائل هستیم! وظیفه خود می‌دانیم که برای رفع مشکل آنان نیز راهکار مناسب و تضمینی بیاندیشیم.

در این راستا تیم تحقیق و توسعه، تحقیقات فراوانی انجام داد تا در نهایت به روش و متد بسیار کارا و مفید برای رفع مشکل تشنگی این گروه از عزیزان دست پیدا کرد. (البته این متد در صورت عدم همکاری و مساعدت نیروی محترم انتظامی به هیچوجه کشف و ابداع نمی‌شد.)

در این متد، افرادی که دچار تشنگی می‌شوند، کافی است دست به خلافی بزنند یا مبادرت به شکستن یکی از هنجارهای اجتماعی کنند تا توسط برادران محترم نیروی انتظامی به جایی فرستاده شوند که آب خنک میل نمایند!

به گفته اغلب منابع آگاه، خوردن این نوع آب خنک هیچ خللی در روزه وارد نمی‌کند! البته در مورد تاثیر رفتاری که موجب خوردن این نوع آشامیدنی می‌شود بر روی روزه، هنوز اختلاف نظر وجود دارد! اما پر واضح و نگفته پیداست که در این متد، افراد متناسب با میزان تشنگی خود اقدام به شکستن هنجارهای اجتماعی ‌می‌کنند تا حسابی از آب خنک سیراب شوند!!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٥ تیر ۱۳٩٢
نظرات ()

این روزها که همه دارن احساس تکلیف می‌کنن، منم دارم احساس می‌کنم که باید احساس تکلیف کنم! بنابراین پس از مشورت با جمعی از جوانان ورزش‌دوست بر تصمیم خود مصمم شده و این شعار تبلیغاتی را انتخاب کردم:

تو که 6 تا می‌خوری ...

در ضمن از طرفداران خود خواهشمندم به همین شعار اکتفا کرده و کاری به شیر سماور و اگزوز خاور نداشته باشند!

 

پس از تحریر:

به 2 دلیل زیر از ثبت نام در انتخابات منصرف شدم! (لطفا اصرار نکنید!)

  1. 50 درصد از کاندیداهای انتخابات پیشین مفقودالاثر هستند!
  2. ریاست جمهوری شغلی است که پیشرفت ندارد!

بنابراین طرفدارانم می‌توانند به کاندیداهای دیگر رای بدهند!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢
نظرات ()

ماشین نوشته




:: برچسب‌ها: عکس, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ بهمن ۱۳٩۱
نظرات ()

هیچ میدونستین که میشه از روی معدل، شغل آینده شما رو حدس زد؟!

منبع: اینترنت




:: برچسب‌ها: عکس, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ آذر ۱۳٩۱
نظرات ()

«ستار بهشتی» هم مرد! بالاخره مرگ حق است و شتری است که در خانه‌ی هر کسی ممکن است بخوابد! و اینگونه است که نبضت تاب حرکت از کف داده و دهنت کف کرده و نکرده، قلبت برای استراحتی مختصر می‌ایستد و تمام.

وقتی پیمانه عمر هر کسی سر برسد، دیگر فرقی نمی‌کند که در کجا و چگونه باشد. تنها فرقش در این است که محل فوتش متفاوت می‌شود. البته تجربه ثابت کرده که متناسب با محل حادثه، علت مرگ همیشه ثابت و قابل پیش بینی است!

مثلا اگر فردی در هواپیما دچار یک حادثه کاملا معمولی مثل سقوط هواپیما بشود و جان به جان آفرین تسلیم کند، واضح و مبرهن است که علت مرگش خطای انسانی خلبان بوده است! یا اگر کسی بر اثر واژگونی اتوبوس به دیار باقی بشتاند مشخص است که علت آن اشتباه راننده و ضعف ستون‌های اتوبوس اسکانیا است! همچنین سوابق نشان می‌دهد که اگر فرد یا افرادی به صورت عمودی وارد زندان یا بازداشتگاه شوند و در آنجا مورد پذیرایی قرار گرفته و ریق رحمت را سر کشیده و افقی شوند، ناگفته پیداست و واضح و مبرهن و آشکار است که علت آن مننژیت یا ایست قلبی بوده است!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٤ آبان ۱۳٩۱
نظرات ()

فکر می‌کنید بعد شکست تیم فوتبال کره مقابل تیم ملی ایران، تماشاگرهای کره‌ای چه کردند؟!

  1. صندلی ها را شکسته و شکسته های آن را به وسط زمین پرت کردند
  2. شعار شیر سماور و اگزور خاور سر داده و از شرمندگی داور درآمدند
  3. بازیکنان تیم خود را با شعار حیا کن و رها کن بدرقه کردند
  4. زباله‌های اطراف خود را جمع کرده و با متانت و آرامش ورزشگاه را ترک کردند

می‌دانم برای ما که غیر از تماشاگرنماها، کمتر پیش آمده چیز دیگری ببینیم، باورش سخت است! اما پاسخ صحیح گزینه 4 است. (اگر باور ندارید، این خبر را بخوانید)




:: برچسب‌ها: طنز, نکته
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٦ مهر ۱۳٩۱
نظرات ()

این روزها آدم از دیدن یک فروند ژیان! در اتوبان، بیشتر از دیدن مازراتی و بوگاتی و ... تعجب می‌کنه!




:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ مهر ۱۳٩۱
نظرات ()

در بخش‌هایی از بیانیه جامعه اسلامی اصناف و بازار که در پی تعطیل کردن بازار تهران منشر شد، آمده است:

  • منافقینی که با اقدامات خود موجب تعطیل شدن بخشی از بازار تهران شدند باید بدانند مورد شناسایی قرار گرفته و ...
  • روز چهارشنبه عده‌ای از منافقین و عناصر مشکوک وابسته به دشمنان اسلام با ایجاد ارعاب در بازار درصدد تعطیلی بازار برآمدند ...
  • اجازه نخواهیم داد دشمنان و بویژه منافقان به اهداف خود برسند ...

با خواندن این بیانیه آدم تصور می‌کند پس از تعطیل شدن پایگاه منافقین در عراق (پایگاه اشرف) ظاهرا آنها به بازار تهران نقل مکان کرده‌اند تا هم مجبور به تحمل درد دوری از وطن نباشند و هم بهتر بتوانند به اهداف شوم خود برسند!

در این راستا منابع نه چندان نزدیک به جامعه اسلامی اصناف و بازار نیز طی بیانات افشاگرانه‌ای اعلام کردند که یکی از دلایل انتخاب بازار برای فعالیت این گروه، وجود خط مترو و ایستگاه 15 خرداد است! چون به وسیله آن منافقین به راحتی و با کمترین هزینه می‌توانند به تمام نقاط تهران دسترسی داشته و به اهداف پلید خود نائل شوند!

بنابراین شعارهای پیشنهادی در این زمینه برای برگزاری تجمعات خودجوش به قرار زیر است:

  • شهرداری، منافقین، پیوندتان مبارک!
  • قطار زیر زمینی، تعطیل باید گردد!



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۳ مهر ۱۳٩۱
نظرات ()

اگر ارزش پول ملی یک کشور نصف شود، به نظر شما مسئولان آن کشور چه می‌کنند؟!

  1. هاراگیری (خودکشی) می‌کنند
  2. استعفا می‌دهند
  3. عذرخواهی می‌کنند
  4. آنرا از دستاوردهای خود می‌دانند که علی رغم میل بدخواهان به دست آمده!

به نظر شما تفاوت واحد پولی آن کشور با «پهن» در چیست؟!

  1. ارزش پهن با گذشت زمان ثابت می‌ماند، اما ارزش پول آن کشور با خاکستر برابر می‌شود!
  2. از یک کیلو پهن حداقل دو کیلو کود تهیه می‌شود، اما با یک کیلو پول آن کشور نیم کیلو هم کود نمی‌دهند!
  3. پهن بودار است و پرخاصیت، اما واحد پولی آن کشور نه بو دارد و نه خاصیت!
  4. اولی حاصل یک فعالیت گوارشی سالم است، اما دومی حاصل یک فعالیت گوارشی ناسالم!

شباهت واحد پولی آن کشور با پهن در چیست؟

  1. هر دو قبلا چیز با ارزشی بوده‌اند
  2. گزینه 1 صحیح است
  3. گزینه 1 و 2 صحیح است
  4. هر سه!



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٩ مهر ۱۳٩۱
نظرات ()

ابوالفضل محترمی




:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ امرداد ۱۳٩۱
نظرات ()

پلیس یکی رو به جرم روزه‌خواری می‌گیره و میگه: شما اقلیت دینی هستید؟!

طرف در جواب میگه: نه! ما اکثریت بی‌دین هستیم!!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٤ امرداد ۱۳٩۱
نظرات ()

وبلاگ یکی از دوستان خوبم با مطلب جالبی به روز شده: 

همه جور قرعه‌کشی و ترغیب مردم به خرید و استفاده از کالاهای مختلف رو دیده بودیم، الا اینجوریشو:

مجله سیب سبز رو امروز دیدم، رو جلدش زده "تمدید مهلت شرکت در قرعه کشی عمل زیبایی بینی رایگان برای 2 نفر"، یه چیزی تو مایه‌های بدو بدو حراجش کردم، یه دونه بخر، عمل جراحی ببر، اونهم روی بینی مبارک.

آخه ما را چه می‌شود که این مدگرایی‌های مبتذل، تا این حد برامون جاذبه ایجاد می‌کنه که به عنوان یه مزیت و امتیاز آنچنانی، تو قرعه‌کشی‌هامون ازش استفاده می‌کنیم.




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٠ امرداد ۱۳٩۱
نظرات ()

در ادامه طرح‌هایی چون اهدای 1000 متر زمین به هر ایرانی، رئیس جمهور ایران می خواست آب دریای خزر را به کویر مرکزی ایران بریزد که رئیس مجلس نگذاشت و این مصوبه دولت را مغایر قانون دانست.

بنابراین برای اینکه پروژه های عمرانی مملکت نخوابد، ما طرح های زیر را به عنوان جایگزین طرح انتقال آب دریای خزر به کویر اعلام می داریم:

طرح انتقال کوه‌های یخ قطب شمال به بندر لنگه!

با اجرای این طرح ضمن خنک شدن آب و هوای منطقه، می توانیم آب شیرین لازم جهت شرب و زراعت را تامین کرده و شوره‌زارهای اطراف منطقه را به جنگل آمازون تبدیل نماییم.

طرح انتقال ابرهای جنگل ابر به غار کتله خور!

از آنجا در حال حاضر دوستان خدمتگزار مشغول از ریشه کندن درختان جنگل ابر هستند، به نظر می رسد تا چند صباح دیگر نه خبری از جنگل باقی بماند و نه خبری از ابر! بنابراین با انتقال ابرهای جنگل ابر به غار کتله خور زنجان، علاوه بر استفاده بهینه از ابرهای این منطقه، می توانیم باعث آبیاری در غار کتله خور شده و آنجا را شبیه غار علیصدر نماییم. سپس درون آن قایق انداخته و از هر نفر 8000 تومان بگیریم و اینگونه تولید ناخالص ملی مان افزایش می یابد!

طرح انتقال بادگیرهای یزد به توکیو!

با توزیع باد بزن میان اهالی یزد، دیگر بادگیرهای آنجا به درد کسی نمی خورد! بنابراین می توان آنرا از جا کند و به توکیو منتقل نمود تا جلوی وزش باد و طوفان را گرفته و مانع از ایجاد سونامی دیگری در ژاپن شود. با این کار صادرات غیر نفتی‌مان به شکل اعجاب انگیزی افزایش یافته و موجب رشد اقتصادی کشورمان می شود.

طرح انتقال میدان نفتی پارس جنوبی به شاه عبدالعظیم!

طرح انتقال میدان نفتی پارس جنوبی به شاه عبدالعظیم، حداقل دو فایده عمده دارد: فایده اول آنکه مانع برداشت بی رویه قطر از این میدان مشترک می شویم و فایده دوم اینکه با انتقال این میدان بزرگ نفتی به شاه عبدالعظیم، زحمت و هزینه‌های لوله گذاری و انتقال نفت از جنوب به مرکز کشور به شدت کاهش پیدا کرده و هر زمان که بخواهیم می توانیم با طی مسافتی کوتاهی از این میدان عظیم انرژی، گاز و نفت برداشت کنیم.

طرح انتقال خلیج فارس به دریاچه ارومیه!

با اجرای این طرح علاوه بر آنکه دریاچه ارومیه از مرگ حتمی نجات پیدا می کند و پر آب و پر بار می شود، دسترسی اعراب نیز به خلیج فارس قطع شده و دیگر نمی توانند ادعایی در مورد این خلیج همیشه ایرانی داشته باشند. (برای محکم کاری می توان جای قبلی خلیج فارس را آسفالت کرد و سر راه تنگه هرمز عوارضی گذاشت.)




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٧ تیر ۱۳٩۱
نظرات ()

رئیس جمهور ایران که فرصت مصاحبه با هیچ رسانه‌ی خارجی را از دست نمی دهد، در قریب به اتفاق این مصاحبه ها به گونه ای از وضع اقتصادی مردم ایران تعریف کرده که مردم اروپا خواهان مهاجرت به ایران شده اند! معاون اول وی نیز چند روز پیش درافشانی نموده که وضع اقتصادی مردم خوب است!

در پی این صحبت ها ما دچار جنون گاوی شده ایم که اگر ما «مردم» هستیم، چرا وضع‌مان خوب نیست؟! و اگر ما «مردم» نیستیم، پس آن «مردم»ی که وضع‌شان خوب است، که و کجا هستند؟!

در پی طرح این سئوال فلسفی متوجه شدیم که غرض از مردم، مردم نیست، بلکه مردم است! یعنی «مردم» حروف اختصاری افرادی است که واقعا وضعشان خوب است و رئیس جمهور و معاون اولش در مورد آنها صحبت کرده است؛ بنابراین به رمزگشایی از مردمی که رئیس جمهور در موردشان صحبت کرده می پردازیم:

مردمی که وضعشان خوب است عبارتند از: میم اول، را، دال و میم آخر!

میم اول:

البته واضح و مبرهن و آشکار است که هیچ کسی جز «مشایی» نمی تواند باشد. شکر خدا وی که با جن و انس و عالم علیا و سفلا توامان در ارتباط است، حال و روزش بسیار خوب است و توپ تکانش نمی‌دهد!

راء:

بی گمان «رحیمی» معاون اول رئیس جمهور است. بهرحال اگر پرونده بیمه و دیگر شایعات پیرامون نامبرده را نیز لحاظ نکنیم، حقوق و مزایای معاون اولی به قدری هست که وضعش خوبه خوب باشد! تازه اگر اضافه کار و حق ماموریت های 24 ساعته ایشان در سفرهای استانی را نیز لحاظ کنیم، می بینیم که واقعا وضع ایشان بسیار خوب است و شکر خدا ملالی نیست جز چاپ آثار خوشنویسی ‌اش که آن هم در ماه گذشته به سرانجام رسید!

دال:

به گفته شاهدان عینی! دال برگرفته از «داماد احمدی نژاد» است که به همراه عروس ایشان جزو افرادی هستند که وضع‌شان بسیار خوب است و به همراه مادر زن و مادرشوهرشان در تمام سفرهای بین المللی ـ از نیویورک گرفته تا کاراکاس ـ همراه رئیس جمهور هستند. بدیهی است که سفر نیویورک و اقامت در هتل 5 ستاره‌ی لوکس آن از عهده هر کسی بر نمی آید. بنابراین وضع خانواده رئیس جمهور بسیار خوب است که می توانند در اینچنین هتل ‌هایی که عموما پنجره شان رو به ساحل باز می شود، اقامت کنند! (فکرشو بکن؛ صبح که از خواب پا میشه، مثل یه غنچه وا میشه! میره کنار پنجره، چه صحنه‌ها تماشا میشه!)

میم آخر:

البته نیازی به گفتن ندارد و پر واضح و ناگفته پیداست که میم آخر هیچکسی جز «محمود احمدی نژاد» نمی‌تواند باشد که شکر خدا با ارائه راهکارهای جهانی توانسته است ایران را به جایی برساند که به گفته خودش، کشورهای دیگر برای حل مشکلاتشان توسط ایران، زنبیل گذاشته اند! بنابراین لابد حق مشاوره خوبی از دیگر کشورها دریافت می کند و وضعش بسیار خوب است.

خدا این وضع خوب را از این مردم نگیرد؛ اما کاش وضع آن مردم هم خوب بود!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٥ تیر ۱۳٩۱
نظرات ()

با توجه به صحبت های معاونت اجتماعی نیروی انتظامی که گفته «این در شان زنان نیست که با آقایان فوتبال نگاه کنند ...» و در راستای تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و ...، طرح خود را با نام «تفکیک جنسیتی در هنگام تماشای فوتبال» عرضه می کنیم!

بر اساس این طرح، بخش هایی از منزل که به تلویزیون اشراف دارد محدوده طرح ترافیک اعلام شده و ساعات طرح ترافیک از لحظه‌ای که سوت داور به صدا در می‌آید تا پایان وقت اضافه ادامه دارد. طبق طرح مذکور که همین الان به صورت کاملا کارشناسی شده به ذهنمان الهام شد (البته واضح و مبرهن است که این الهام با آن الهام تفاوت دارد و چیز ترسناکی نیست!) خانم ها در ساعات طرح ترافیک حق تردد در مسیرهای منتهی به تلویزیون یا سینماهایی که پخش فوتبال دارند، ندارند! و در صورت رویت در این مسیرها، میزان کاهش یافتگی شان‌ آنها توسط ماموران متعهد گوشزد شده و ضمن اخذ تعهد کتبی از خاطیان، جهت افزایش هرچه زودتر شان و منزلت به سوی آشپزخانه راهنمایی می شوند.

البته در هنگام پخش زنده فوتبال، در و دیوار آشپزخانه نیز باید عایق صدا (آکوستیک) باشد و از ورود و خروج هرگونه صدا ممانعت نماید. شایان ذکر است اگر صدایی خارج شود مشکلی وجود ندارد، اما هیچگونه صدایی نباید وارد شود. (البته صداهای خروجی نیز به دو گروه جایز و ناجایز تقسیم می شود و در چاپ دوم طرح، در مبحث خروج صداهای ناجایز وارد شده و از خروج آن جلوگیری می کنیم!)

طبق صحبت های معاونت اجتماعی نیروی انتظامی، اگر خانم ها بدون حضور آقایان مسابقات فوتبال را نگاه کنند، ممکن است که شان آنها حفظ شده و دچار اضمحلال شان نشوند. نیاز به توضیح نیست و واضح و مبرهن است که حتی در صورتی که خانم ها بدون حضور آقایان به تماشای مسابقات فوتبال می نشینند، باید حواسشان جمع باشد صدای تلویزیون را در هنگام تماشای مسابقات فوتبال قطع کنند تا هرگونه شعاری ـ اعم از «شیر سماور» دار یا ندار ـ به گوش‌شان نرسد! چون کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که اصولا شیر سماور تاثیر بسیار مخربی در شان خانم ها داشته و روح و روحیه آنان را مخدوش و مشوش می کند! (البته داورها و خانواده‌هایشان نیز ـ اعم از خانم یا آقا ـ باید به این بند، توجه ویژه داشته باشند) گفتنی است این موضوع مختص به مسابقات داخلی است. بنابراین در صورتی که خانم ها بدون حضور آقایان به تماشای مسابقات اروپایی بنشینند، می‌توانند تا حدی صدای تلویزیون را زیاد کرده و مسابقات را با صدا بشنوند.)

نکته دیگر اینکه اگر خانم ها بدون حضور آقایان مسابقات فوتبال را نگاه می‌کنند، باید حتما پس از به ثمر نشستن هر گل، تلویزیون خود را به مدت 5 دقیقه خاموش کرده و به شدت از تماشای شادی پس از گل اجتناب فرمایند. چون نتایج تحقیقات نشان داده که برخی از شادی های پس از گل نیز تاثیر ناجوری روی شان زنان دارد!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۱ خرداد ۱۳٩۱
نظرات ()

این داستان جالب را در فضای اینترنت خواندم و بیشتر از اینکه شیرین باشد، تلخ بود! بنابراین قول بدهید بین خودمان بماند و ترجمه نشود!!

.

.

.

در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی می‌کرد که سالها بچه‌دار نمی‌شد. او قصد کرد که اگر بچه‌دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد!

روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند،  یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، با چه منظره‌ای روبرو شد؟

فکرکنید. شما هم یک ایرانی هستید.

چهل تا ایرانی، همه سوار بر ماشین آخرین مدل، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می‌زدند که پس چرا این مردک حمال الاغ مغازه‌اش را باز نمیکنه!!




:: برچسب‌ها: طنز, داستان کوتاه
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۱ خرداد ۱۳٩۱
نظرات ()

واقعا یه وقتایی آدم نمیدونه باید بخنده، یا گریه کنه؟!




:: برچسب‌ها: عکس, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٤ خرداد ۱۳٩۱
نظرات ()

با وجود اینکه رئیس جمهور خبر از ایجاد دو میلیون شغل در سال گذشته داده بود، پس دلیل نصب این اطلاعیه مهم! چیست؟

  1. تعداد بیکاران 10 میلیون نفر است و هنوز 8 میلیون بیکار داریم
  2. اداره کل نقشی در اشتغال زایی ندارد و تنها شخص رئیس جمهور است که می تواند مردم را سر کار بگذارد
  3. رئیس جمهور تنها برای دوست و آشنایان خود کار ایجاد کرده و بقیه هنوز بیکارند
  4. کسانی که سر کار هستند هم بیکار هستند و جویای کار!



:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات ()

به گزارش خبر آنلاین رییس جمهور در پاسخ به درخواست مردم نوده برای شهرستان شدن نوده گفت: شما باید کسری جمعیت خود را جبران کنید. ماشاءالله قدیمی‌ها خیلی بهتر از شما در این باره کار می‌کردند.

با توجه به این افاضات گهربار رئیس جمهور، سئوالات زیر مطرح است:

قدیمی ها دقیقا در کدام زمینه بهتر کار می کردند؟

  1. در شهر و شهرستان سازی
  2. در خواباندن به موقع بچه ها
  3. در گسترش عدالت و مهرورزی
  4.  [...] اگر بنویسیم فیلتر می‌شویم

اکنون چرا جوانان نمی توانند خوب عمل کنند؟!

  1. پول ندارند
  2. جون ندارند
  3. حال ندارند
  4. وقت ندارند



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات ()

طرح جلد روزنامه همشهری مسافر 17 اسفند 90 به کاریکاتور احمدی نژاد اختصاص داشت:




:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
نظرات ()

با توجه به اوضاع و احوال کنونی کشور، به نظر می رسد عموم ملت شهیدپرور به چهار دسته تقسیم می شوند:

1) روی خط فقر

2) توی خط فقر

3) زیر خط فقر

4) در اعماق خط فقر

که چهار دسته فوق را بر اساس وزش باد، به صورت زیر نیز می توان طبقه بندی کرد:

1) باد آورده

2) سوار بر باد

3) از یاد رفته

4) بر باد رفته

البته ناگفته نماند که با توجه به این که هر دم از این بر، بادی می رسد / تازه تر از تازه تری می رسد! ممکن است که همزمان با نوسانات نرخ ارز و دلار، دسته بندی فوق نیز تغییر کرده و به روز شود! بنابراین تا زمانی که دسته بندی فوق معتبر است، فکر می کنید شما در کدام دسته قرار دارید؟!!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۸ اسفند ۱۳٩٠
نظرات ()

فکر کن! زنت دنبال طلاق و جدایی باشه و بخواد تنهات بزاره و دخترت رو برداره و ببره کانادا. بابات هم آلزایمر داشته باشه. متهم به قتل یک جنین و ضرب و شتم یک زن هم شده باشی! دخترت هم بهت مشکوک شده و حرفت رو قبول نداره و تو رو مقصر میدونه!

با این تفاسیر اگه یکی این چیزا رو بشنوه، حتما با خودش میگه: «آخیییییی! خدا بهشون رحم کنه! خدا هیچکی رو در همچین موقعیتی قرار نده!»

ولی اگه بدونه آخر اون جدایی، اینطوری میشه:

اونوقته که میگه: کاش ...




:: برچسب‌ها: طنز, عکس, خبر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۸ اسفند ۱۳٩٠
نظرات ()

شکر خدا، همانطور که رئیس جمهور بارها گفته، وضع اقتصادی مردم روز به روز بهتر می شود. در این راستا اخیرا مردم مانده اند که با این وضع خوب اقتصادی چه کنند و پول خود را چگونه خرج کنند؟! برای همین به سمت فروشگاه ها هجوم برده و کارتن کارتن خرید می کنند! به گونه ای که مشاهدات عینی نشان می دهد، چند روز پیش مردم فروشگاه هایپر استار را جارو زدند و هرچه درون آن بود با خود بردند! کم مانده بود قفسه‌های فروشگاه را هم بار بزنند و ببرند!

به گفته شاهدان عینی، وقتی یک چیپس در قفسه باقی مانده بود، همزمان دو هزار دست برای برداشتن آن دراز شد که بعد از له و لورده شدن شاهد عینی ـ در کسری از ثانیه ـ چیپس نیز ناپدید شد!

بنابراین خدا خیر بدهد رئیس جمهور را که وضع اقتصادی مردم را اینقدر خوب کرده که همه در حال خرج کردن هستند و کارتن کارتن خرید می کنند و بعد از آن نیز برای خرج بقیه درآمدشان راهی بانک و بازار سکه شده و ارز و دلار می خرند.

خدا پدر و مادر احمدی نژاد را بیامرزد.




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
نظرات ()

سایت «تابناک» تصویری از سرویس بهداشتی یک ساختمان غیرمسکونی منتشر کرده و به دلیل نصب پنجره تمام‌قد در آن، لقب «شاهکار مهندسی» را به سازنده این ساختمان اعطا کرده است! این ساختمان که دارای کاربری آموزشی است در یکی از استان‌های غربی کشور احداث شده است.




:: برچسب‌ها: عکس, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٤ دی ۱۳٩٠
نظرات ()

بعد از بسته شدن سایت هاشمی رفسنجانی، سایت مثقال (سایت اعلام نرخ طلا و ارز) هم فیلتر شد.

1.

به نظر می‌رسد اخیرا تعدادی از ماموران راهنمایی و رانندگی سکان هدایت امر خطیر فیلترینگ را در دست گرفته و با سایت الکسا هماهنگ شده و به محضی که میزان بازدید کننده سایتی از یک حدی بیشتر شد، بلافاصله احساس مسئولیت می کنند تا ترافیک آنرا کاهش دهند! غافل از اینکه این ترافیک با آن ترافیک فرق می‌کند!

پیرو این حرکت به قول فردوسی پور: خودجوش! اصولا در فضای اینترنتی ایران، فیلترینگ پدیده‌ی خوب و باکلاسی شده که اگر سایت یا وبلاگی به آن دچار نشود موجب کسر شان و سرشکستگی گردانندگان آن می‌شود؛ چون بقیه فکر می کنند بازدیدکننده چندانی ندارد! (ناگفته نماند که من یکی که هیچوقت علاقه ای به کلاس ملاس و این قرطی بازی ها نداشته و ندارم!)

2.

احتمالا در اثر نوسانات شدید نرخ سکه و ارز، فیلتر کنندگان فکر کردند دارد اعمال مستهجن و منافی عفت عمومی انجام می‌شود که قیمت طلا و ارز روزی ده بار ـ یک در میان ـ بالا می کشد ... پایین می کشد ... بالا می کشد ... پایین می کشد ... بالا می کشد ... پایین می کشد ... و این ماجرا اینقدر ادامه پیدا کرد تا سیستم فیلترینگ چاره کار را در صیانت از عفت عمومی دید و سایت مثقال را فیلتر کرد تا این بالا و پایین کشیدن ها موجب جریحه دار شدن عفت و حشمت و حکمت و عزت و ... نشود!

البته برخی از منابع آگاه معتقدند تا مادامی که قیمت ها بالا بکشد مشکلی پیش نمی آید و امری عادی است! اما امان از وقتی که پایین می کشد ... !

3.

به گفته دادستان کل کشور «سایت هاشمی رفسنجانی به دلیل انتشار مصادیق مجرمانه فیلتر شد» حالا با توجه به اینکه هاشمی رفسنجانی از بنیان گذاران و مقامات عالی رتبه انقلاب و جمهوری اسلامی ایران است و در سایت خود به انتشار خطبه های نماز جمعه و خاطرات دوران ریاست جمهوری و ریاست مجلس پرداخته است، ما مانده ایم که کدام یک از اینها مصادیق مجرمانه است؟!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٤ دی ۱۳٩٠
نظرات ()

در آستانه عید غدیر قرار داریم و طبق معمول در این روزها سر سیدها شلوغ است!

اما تا حالا فکر کردید که چند مدل «سید» وجود دارد؟!

  1. سید اعتباری: سیدی که سید نیست ولی دوست دارد بقیه فکر کنند سید است!
  2. سید دائم: سیدی که همیشه سید است و شب و روز و طرح زوج و فرد ندارد!
  3. سید موقت: سیدی که فقط با فرا رسیدن عید غدیر سید می شود!
  4. سید مخفی: سیدی که هیچ کس دوست ندارد بداند سید است!



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۳ آبان ۱۳٩٠
نظرات ()

علی کریمی در مورد حرکت زشت بازیکنان پرسپولیس مصاحبه کرده و گفته: «رفتار این دو بازیکن را هیچ کس تایید نمی کند ... اما متاسفانه بعضی ها که هیچ تخصصی در این زمینه ندارند اینقدر در مورد این مسئله صحبت کردند که برخی رسانه های خارجی هم به آن اشاره کردند.»

ما هرچه فکر کردیم متوجه نشدیم منظور علی کریمی از اینکه «بعضی ها هیچ تخصصی در این زمینه ندارند» دقیقا کدام زمینه است؟! تا حالا نمی دانستیم کاری که محمد نصرتی و شیث رضایی در بازی پرسپولیس و داماش انجام داده اند تخصصی بوده!

الان یعنی این دو بازیکن پرسپولیس فوق تخصص دارند؟! عنوان تخصصشان دقیقا چیست؟! اصولا به غیر از زمین فوتبال و شادی بعد از گل، در چه جاهای دیگری می توان از این تخصص استفاده نمود؟!

در ضمن پیشنهاد می شود برای اینکه نظر آقای کریمی هم تامین شود و افراد غیر متخصص در این مورد بسیار بسیار تخصصی اظهار نظر نکنند، از متخصصان عزیز! درخواست می شود برای صحبت کردن هرچه سریعتر خود را به مراجع تصمیم گیرنده معرفی نمایند. البته عاجزانه از برادران متخصص! خواهشمندیم که فقط در حد صحبت کردن از تخصص خود استفاده نمایند!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۳ آبان ۱۳٩٠
نظرات ()

چند روز پیش برای خرید وسیله‌ای راهی میدان امام خمینی یا همان توپخانه سابق شدم. در بدو ورود به میدان سراغ بانک تجارت واقع در ضلع شرقی رفتم تا از خودپرداز پول بگیرم. پیاده روی بانک پر بود از آدمهایی که به دیوار تکیه داده بودند و با عبور هر رهگذری ـ مانند یک نوار ضبط شده ـ این جمله را تکرار می کردند: «دارو ... دارو ... داروهای کمیاب و نایاب ... متادون ... قرص ... کپسول ...»

یک لحظه یاد گزارشی افتادم که چند سال پیش در مورد قرص های شادی آور (اکس) نوشته بودم و از یکی از آنها پرسیدم: «قرص اکس هم داری؟!»

هنوز جمله ام تمام نشده بود که با لحنی تمسخرآمیز گفت: «اکس که جواد شده! ولی اگه بخوای داریم. الان پالپ، ال اس دی و ... فاز میده!»

منم که خیلی در جریان تکنولوژی های جدید نبودم! برای اینکه ضایع نشوم بی خیال شده و از خودپرداز مقداری پول گرفتم و به سمت ضلع جنوبی میدان حرکت کردم. پس از اینکه از یافتن وسیله مورد نظر در میدان توپخانه نا امید شدم، تصمیم گرفتم از خیابان فردوسی تا پاساژ علا الدین را قدم بزنم و پیاده روی کنم تا شاید در آنجا بتوانم خریداری کنم.

حوالی کوچه برلین و سفارت آلمان که رسیدم، پیاده رو در کنترل مردهایی بود که می‌گفتند: «ویزا ... ویزای فوری ... پذیرش دانشگاه معتبر اروپایی ... ویزای شینگن و ...»

با وجود اینکه گرفتن ویزای اروپا به این راحتی ها نیست،‌ از خودم می‌پرسیدم اینها چگونه می‌توانند این کار را انجام دهند؟! اما حوصله نداشتم این سئوال را از خودشان بپرسم و به سمت چهار راه منوچهری راه افتادم.

هنوز کمی به چهار راه مانده بود که صدای فروشندگان دوره گرد دلار و ارز و سکه بلند شد و بساطشان پر بود از اسکناس هایی نوعی که حتی با مراجعه به بانک مرکزی هم گیرت نمی‌آید! از اسکناس عتیقه و نایاب و البته بلااستفاده‌ی 10 تومانی گرفته تا 10 هزار تومانی!

پرسیدن این سئوال که وقتی مردم با مراجعه به بانک مرکزی نمی توانند چنین اسکناس هایی را برای اعیاد تهیه کنند، اینها چگونه می توانند چندین بسته اسکناس نو تهیه کنند نیز فایده ای نداشت و بی اثر بودنش باعث شد تا قیدش را بزنم و وارد خیابان جمهوری شوم.

خیابان جمهوری هم که همیشه پر است از CD فروشانی که همه گونه فیلمی دارند؛ از فیلم‌های در حال اکران داخلی تا جدیدترین و به روزترین فیلم های آنچنانی و 18+ که قبلا با عبارت خاصی شناخته می شد (که استفاده از آن ممکن است منجر به فیلتر شدن این وبلاگ شود!) و الان بر روی آنها می نویسند: «فیلم های عاشقانه»!

خلاصه! حاصل این پیاده روی یک ساعته ـ علاوه بر خرید وسیله مورد نظر ـ این بود که دریافتم خدا را شکر همانگونه که مسئولان محترم بارها تاکید کرده‌اند، در مملکت ما وفور نعمت وجود دارد و تحریم ها نتوانسته کوچکترین خللی در عظم و اراده ملت ایران به وجود بیاورد!




:: برچسب‌ها: طنز, چاردیواری, گزارش
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ مهر ۱۳٩٠
نظرات ()

هفته دفاع مقدس فرا رسید و برای Nمین بار فیلم آژانس شیشه‌ای پخش شد و برای Nمین بار آنرا تماشا کردم و N عالمه لذت بردم!

خوبی هزار بار تماشای یک فیلم این است که تمام دیالوگ‌هایش را از حفظ می‌شوی و هنگام تماشایش مدام این عبارت را تکرار می‌کنی: «الان میگه ...»

ولی در Nمین باری که فیلم آژانس شیشه‌ای از شبکه اول و شبکه IFilm به صورت توامان و با فاصله یک ساعت از هم پخش شد، یکی از پیشگویی‌هایم اشتباه از آب درآمد!

در جایی از فیلم حاج کاظم در آژانس شروع به نماز خواندن می‌کند و یکی از گروگان‌ها (یا به قول حاج کاظم: شاهدها) که پیرمردی از کسبه بازار است، می‌گوید: «یکی نیست به این‌ها بگه که اینجا غصبیه ... نماز نداره ...»

در دفعات قبلی که این فیلم پخش می‌شد، همرزم حاج کاظم در جواب پیرمرد با طعنه می‌گفت: «ما تو عراقش نماز خوندیم غصبی نبود! ... اینجا که ایرانه! ...» ولی این بار که پخش شد، خبری از این دیالوگ نبود و سانسور شده بود!

حالا چند احتمال وجود دارد:

  1. احکام نماز و مکان غصبی تغییر کرده است!
  2. ایرانی‌ها با عراقی‌ها نجنگیده‌اند!
  3. ایرانی‌ها در عراق نماز نخوانده و پس از بازگشت به ایران قضایش را به جا می‌آوردند!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد از تحریر: دو نفر از دوستان اعلام کرده اند که جمله مذکور پخش شده؛ بنابراین شاید اشکال از گوش نگارنده باشد، به گیرنده‌های خود دست نزنید!




:: برچسب‌ها: طنز, نکته
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٦ مهر ۱۳٩٠
نظرات ()

یک روز غول چراغ جادو به من گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم.

گفتم: یه کاری کن تا بتونم 3 هزار میلیارد تومن اختلاس کنم!

گفت: به این راحتی ها که نیست! باید با خیلی ها هماهنگ کنم! یه آرزوی دیگه کن.

گفتم: پس یه کاری کن پرسپولیس در این فصل قهرمان بشه!

گفت: 3 هزار میلیارد تومن رو برای کی می خوای؟!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۸ شهریور ۱۳٩٠
نظرات ()

چطور می توان 3 هزار میلیارد تومان اختلاس کرد؟

  1. با خورده هوشی، سر سوزن ذوقی
  2. اگر اهل تک خوری نباشی مثل آب خوردنه
  3. به ما 3 میلیون وام بی دردسر و کم بهره بدن، اختلاس 3 هزار میلیارد پیشکش
  4. برو پیش ... یادت بده

چرا استقلال برنده دربی شد؟

  1. پـ نه پـ می‌خواستی پرسپولیس برنده بشه
  2. از حاج حبیب بپرس
  3. لطفا سئوال بعدی
  4. هر سه

ارتباط وبلاگ و شلاق چیست؟

  1. ارتباط ندارد
  2. به تو چه
  3. بیا حالیت کنم
  4. سمیه توحیدلو

ماجرای اختلاس در استانداری تهران چه شد؟

  1. این جوسازی ها کار رسانه های غربی است
  2. اختلاس کار رسانه های غربی است
  3. اختلاس در رسانه های غربی اتفاق افتاده نه استانداری!
  4. کدوم اختلاس؟!

به نظر شما حضور فیلم «جدایی نادر از سیمین» در اسکار چه نتیجه ای در پی دارد؟

  1. منجر به آشتی نادر و سیمین می شود
  2. نادر به علت شکایت سیمین ممنوع الخروج شده و نمی‌تواند در اسکار شرکت کند
  3. سیمین به علت شکایت نادر ممنوع الخروج شده و نمی‌تواند در اسکار شرکت کند
  4. دخترشان مجذوب هالیوود شده و از نادر و سیمین جدا می شود و در آمریکا می ماند و بعد از مدتی در فیلم های ... و ... بازی می کند و تعدادی از خانواده شهدا در اعتراض به این موضوع در بهشت زهرا تحصن می کنند



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٩ شهریور ۱۳٩٠
نظرات ()

دور چهارم سفرهای استانی دولت به استان اردبیل (شهرستان نیر)




:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٦ شهریور ۱۳٩٠
نظرات ()

خیلی وقت است که دیگر تماشای فوتبال جذابیتی برایم نداشته و از نظرم هیچ تفاوتی بین برد پرسپولیس یا برد استقلال وجود ندارد! ولی با این همه از کری خواندن قبل از بازی نباید غافل شد که حتی از خود بازی هم جذابیت بیشتری دارد!

 

میگه: به نظرت پرسپولیس برنده میشه؟! میگم: پـَــ نــه پـَــ تیمی می بره که یه دستگاه فکس نداره اسامی بازیکننانش رو برای AFC بفرسته! (یا فکس داره و کسی بلد نیست باهش کار کنه!)

به دوستم میگم شیش، شیش؛ 6تاییاش ... میگه: استقلال رو میگی؟ میگم: پـَــ نــه پـَــ دارم تمرین فن بیان میکنم برای تئاتر!

استقلالیه بعد از بازی جمعه ناراحت و دمق داشت می رفت خونه. دوستم میگه: استقلال باخته؟! میگم: پـَــ نــه پـَــ بنده خدا از سفر برگشته، تازه خبر مرگ مختار رو شنیده!

بعد از باخت استقلال، زنگ زدم به دوستم که استقلالیه که اذیتش کنم؛ میگه: زنگ زدی تیکه بندازی؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ زنگ زدم بگم دیدی زمین چقدر کج بود!

رفتم پنیر فروشی پنیر لیقوان بگیرم، میگم این پنیر سوراخ داره پنیر لیقوانه؟! میگه: پـَـــ نــه پـَـــ خط دفاع استقلاله؟

به دوستم زنگ زدم، می‌گم استقلال 2 تا خورد. میگه: یعنی باخت؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ  2 تا خورد؛ 4 تای باقیش رو گذاشته یخچال، واسه شام بخوره!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۳ شهریور ۱۳٩٠
نظرات ()

محاسن استفاده از موتور به جای مینی بوس:

  1. سرعت در حمل و نقل
  2. صرفه جویی در مصرف سوخت
  3. عدم نیاز به کولر
  4. عبور و مرور بدون دردسر در طرح ترافیک
  5. همدلی و ارتباط نزدیکتر اعضای خانواده!



:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ شهریور ۱۳٩٠
نظرات ()

همانطور که در جریان هستید، پس از 9 قرن منظومه «خسرو و شیرین» دچار ممیزی وزارت ارشاد شد! یکی از اصلاحیه‌هایی که به این منظومه نظامی گنجوی وارد شده، این است که در صفحه 135 کتاب سطر 14 گفته‌اند «در آغوش کشیدن» حذف شود. که این بخش از داستان درباره این است که خسرو را در خواب کشته‌اند و حال شیرین زانو می‌زند و جسد خسرو را در آغوش می‌کشد. و یا در صفحات 62، 81 و 82 کتاب هم چنین حذفیاتی اعلام کرده‌اند که باز هم موضوعاتی چون به خلوت رفتن، آغوش، گرفتن دست و از اینگونه موارد مورد نظر بوده است.

در پی انتشار این خبر، بنده هم به یاری دوستان وزارت ارشاد شتافته و بر آنم تا آثار دیگر بزرگان ادب ایران زمین را مورد بازنگری و اصلاح قرار دهم! بنابراین در اولین گام به سراغ رباعیات خیام رفته و به اصلاح آن پرداخته ام:

اصل رباعی

اصلاح شده

امروز که نوبت جوانی من است

«می» نوشم از آنکه کامرانی من است

عیبم مکنید،گرچه تلخ است،خوش است

تلخ است، از آنکه زندگانی من است

امروز که نوبت جوانی من است

«چای» نوشم از آنکه کامرانی من است

عیبم مکنید،گرچه تلخ است،خوش است

تلخ است، از آنکه زندگانی من است

یاران موافق همه از دست شدند،

در پای اجل یکان یکان پست شدند،

بودیم به یک شراب در مجلس عمر،

یک دور ز ما پیشترک مست شدند!

یاران موافق همه یکدست شدند،

از راه نرسیده، همه سرپرست شدند،

رفتیم به همایشی در مجلس عمر،

دیدیم همگی پول‌پرست شدند!

جامی‌است که عقل آفرین می‌زندش،

صد بوسه ز مهر بر جبین می‌زندش؛

این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف

می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش!

جامی‌است که عقل آفرین می‌زندش،

صد جای مهر بر جبین می‌زندش؛

این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف

می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش!

ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز،

از روی حقیقتی نه از روی مجاز؛

یک‌چند درین بساط بازی کردیم،

رفتیم به صندوق عدم یک یک باز!

ما یارانه بگیریم و فلک یارانه باز،

از روی حقیقتی نه از روی مجاز؛

یک‌چند درین بساط فیضی بردیم،

رفتیم به صندوق مهر رضا یک یک باز!

گر من ز «می» مغانه مستم، هستم

گر کافر و گبر و بت پرستم، هستم

هر طایفه‌ای به من گمانی دارد

من زان خودم، چنانکه هستم هستم

گر من ز مهلکه جستم، هستم

گر حاجی و سید و خدا پرستم، هستم

هر طایفه‌ای به من گمانی دارد،

من زان خودم، چنانکه هستم هستم

من بی «می» ناب زیستن نتوانم،

بی باده، کشید بار تن نتوانم

من بنده‌ی آن دمم که ساقی گوید:

«یک جام دگر بگیر» و من نتوانم

من بی یاد خدا زیستن نتوانم،

بی سجاده، کشید بار تن نتوانم

من بنده‌ی آن دمم که شیخی گوید:

«یک جوشن کبیر بخوان» و من نتوانم

شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی،

هر لحظه به دام دگری پا بستی؛

گفتا: شیخا، هر آنچه گویی هستم،

آیا تو چنانچه می‌نمایی هستی؟

شیخی به زنی امربه‌معروف کردا: مستی،

هر لحظه به دام دگری پا بستی؛

گفتا: شیخا، هر آنچه گویی هستم،

توبه می‌کنم، تو راه گناهم بستی!

فردا علم نفاق طی خواهم کرد،

با موی سپید قصد «می» خواهم کرد؛

پیمانه‌ی عمر من به هفتاد رسید،

این دم نکنم نشاط، کی خواهم کرد؟

فردا علم نفاق طی خواهم کرد،

با موی سپید قصد «حج» خواهم کرد؛

پیمانه‌ی عمر من به هفتاد رسید،

این دم نکنم احرام، کی خواهم کرد؟




:: برچسب‌ها: طنز, شعر و هذیان
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٦ امرداد ۱۳٩٠
نظرات ()

حتما در جریان هستید که احمدی نژاد پای امام زمان (عج) را به کارهای اجرایی هم باز کرده و گفته که «اجرای هدفمندی یارانه ها توسط امام زمان (عج) مدیریت می‌شود.»

حضرت مشایی نیز چندی پیش، نوح پیامبر را مورد نکوهش قرار داده و گفته بود که «حضرت نوح با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند.»

اما در کش و قوس عدم موفقیت پیامبران و موفقیت امامان در امر مدیریت! فرج الله سلحشور نیز برای آنکه کم نیاورد، پا را فراتر گذاشته و سراغ «خدا» رفته و شامگاه 10 مرداد در مراسم افتتاحیه فیلم سینمایی «یوسف پیامبر» گفته: «کارگردان و نویسنده یوسف پیامبر خداست»!

آخه یکی نیست بگوید: مرد حسابی! درست است که در بخشی از نامت «الله» وجود دارد! اما این دلیل نمی‌شود که محصول پر ایرادت را به نام «خدا» بنویسی!! تازه اگر قرار باشد نویسنده و کارگردان این کار خدا باشد، آنوقت تکلیف فیلمبردار، صدابردار، گریمور، تدوینگر، آهنگساز و ... چه می‌شود؟! آنوقت اگر تهیه کننده بگوید: «اگر پول من نبود هیچی ساخته نمی‌شد»، چه گلی به سرت می‌گیری و چگونه جواب خدا را می‌دهی؟!

آخه چرا حرفی می‌زنید که نه تنها باعث بالا رفتن شان و جایگاهتان نمی‌شود، بلکه موجب به سخره گرفته شدن اعتقادات و مقدسات هم می‌شود؟!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۸ امرداد ۱۳٩٠
نظرات ()

طبق اخبار واصله، 13 رشته کارشناسی از فهرست رشته‌های علوم انسانی دانشگاه علامه طباطبایی حذف شد. (از جمله رشته روزنامه‌نگاری)

در پی این موضوع نظر مردم را جویا شدیم:

یک آشپز: رشته به درد آش میخوره نه دانشگاه! همون بهتر که حذف شد!

کارشناس مسائل فرهنگی: احسنت به این همه هوش و درایت! کار فرهنگی که میگن همینه دیگه!

استاد ادبیات: دی شیخ با چراغ، همی گشت گرد شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست / گفت یافت می نشود،‌ گشته ایم ما / گفت آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست ... بنابراین حالا که انسان یافت می نشود، علوم انسانی به چه درد می‌خورد؟! همان بهتر که نیست و نابود شود.

عضو جریان انحرافی: از آنجا که 13 عدد نحسی است، با حذف 13 رشته، نحسی از مراکز آموزش رخت بربسته و دیگر هیچ دانشجویی بالای پل مدیریت،‌ همکلاسی خود را با 30 ضربه چاقو نمی‌کشد یا به صورتش اسید نمی‌پاشد!

آن یکی عضو جریان انحرافی: بهتر است به جای رشته‌های حذف شده، رشته‌های زیر جایگزین شود: نقش رمل و اسطرلاب در تربیت کودکان، علم و هری پارتر، حمل و نقل شهری با جارو، ظهور خیلی بسیار زیاد نزدیک است، بخت گشایی و دعانویسی و ...

یک تاجر: من از اولش هم گفتم که ثروت بهتر از علم است!

یک دامپزشک: علوم انسانی که دردی از ما دوا نکرد! حداقل با توجه به شیوع آنفولانزای خوکی و مرغی و ... بهتر است بر علوم حیوانی افزوده شود!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٧ امرداد ۱۳٩٠
نظرات ()

 

ریاست محترم تربیت بدنی استان فارس

با سلام

نظر به اینکه این اداره به خاطر عدم توجه به هیئت کشتی استعفاء خود را از مسئولین هیئت کشتی استان را دارم انشااله با مدیریت جنابعالی در ورزش استان هیئت کشتی را موفق باشد! (منبع: اینترنت)




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۳ امرداد ۱۳٩٠
نظرات ()

یک مسافر: چیزی است که پولش از جیب ما درمی‌آید و خودش به خورد ماشین و سودش به حساب راننده می‌رود!

راننده‌ی مسافرکش: چیزی است که برای زدنش باید از ماشین پیاده شویم و برای جبران پولش، باید مسافران را پیاده کنیم!

یک راننده‌ی غیر مسافرکش: چیزی که قبلا ما آن را می‌سوزاندیم و حالا آن است که ما را می‌سوزاند!

یک راننده‌ی پیکان گوجه‌ای لاستیک دور سفید (یک عدد سی دی هم ز آینه وسطش آویزان است و از این مجسمه‌های سگ که در هر دست‌انداز سرش تکان تکان می‌خورد روی داشبود آن قرار دارد!): بنزین یعنی عشق و مرام! الهی هیچوقت بی بنزین و بی کارت سوخت نمونی! ... بنزین ماشینتیم! گاز بده ما رو بسوزون!

یک رهگذر: چیزی است که با بالا رفتنش، همه چیز بالا می‌رود؛ از قند و عسل و شیر و شکر گرفته تا فشار خون و تری گلیسیرید ما !

یک خلبان: چیز توپی است که وقتی به هواپیما می‌زنم، هوا می‌ره، نمی‌دونی تا کجا می‌ره!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٢ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

رئیس جمهور بعد از 6 سال، تازه به یاد بازنشستگی پیش از موعد اعضای هیات علمی افتاده و خطاب به وزیر علوم نوشته:

«شنیده شده است که اساتید بی رویه بازنشسته می‌شوند. ضروری است تا بررسی و تصویب آئین نامه بازنشستگی اعضاء هیئت علمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی از هر نوع بازنشسته نمودن اعضاء خودداری شود ...»

از رئیس جمهوری که از طرح نابارورسازی ابرها توسط اروپاییان و برنامه ریزی ترور خودش در عراق، قبل از همه جهانیان خبردار می‌شود، بعید است که بعد از 6 سال تازه موضوع بازنشستگی اعضای هیات علمی را شنیده باشد!

حتی خواجه حافظ شیرازی نیز از این موضوع باخبر است و با رفیق اهل ادب و طربش «سعدی»؛ در فراق بازنشستگی اجباری اساتیدی چون میرجلال الدین کزازی ـ که وقتی راه می‌رفت همینطور ادبیات فارسی بود که از سر و رویش می‌ریخت! ـ می ها خوردند و آه ها کشیدند. آنوقت دکتر ما بعد از 6 سال تازه می‌گوید: «شنیده شده است که ...»؟!

با این حساب اصلا بعید نیست، 6 سال دیگر دست به قلم شده و بنویسد:

  • شنیده شده است که با وجود تصویب قانون، هنوز هیچ بودجه ای به متروی تهران داده نشده ...
  • شنیده شده است یک میلیارد دلار از تفریق بودجه سال 86 و همین حدود از تفریق بودجه‌های سال 87 و 88 گم شده ...
  • شنیده شده است که برخی از نزدیکان ما پرونده‌های جدی در مفاسد اقتصادی دارند ...
  • شنیده شده است که قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان تصویب شده و منتظر وزیر است ...
  • شنیده شده است که نرخ رشد اقتصادی کشور در سال 89 زیر 1% بوده، در حالی که طبق برنامه باید دست کم 8% باشد ...
  • شنیده شده است که معلوم نیست مبلغ 1500 میلیارد تومان بودجه ارتقای شاخص های فرهنگی کشور در قانون بودجه سال 1389 چگونه هزینه شده است ...
  • شنیده شده است که سهم بخش تولید صنعتی و کشاورزی در طرح هدفمندی یارانه‌ها تاکنون به درستی پرداخت نشده ...
  • و ...

بنابراین بر خلاف گفته‌های اصولگرایان که قانون‌شکنی رئیس جمهور را ناشی از روحیه ایشان می‌دانند، ظاهرا مشکل در عدم خبردار شدن وی از وقایع و اتفاقات است. بنابراین برای حل این مشکل، بهتر است چیزی را که ایشان قرار است 6 سال دیگر بشنوند، همین حالا بگویید تا تمام مشکلات مملکت حل شود!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

به گواه موتور جستجوگر گوگل، مطلب طنز وام ازدواج برای خروس ها در بیش از 40 سایت و وبلاگ دیگر کار شده و در قریب به اتفاق آنها نیز خبری از نام نویسنده و وبلاگ مرجع نیست! فقط سایت خبری عصر ایران محبت و لطفش شامل حالمان شده و در انتهای مطلب به جای نام نویسنده یا عنوان وبلاگ، نوشته: «منبع: ضایع نوشت»!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٤ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

در یکی از تابستان‌هایی که به تدریس روزنامه‌نگاری مشغول بودم، یکی پرسید: «چگونه می‌توانم طنزپرداز شوم؟!»، من هم در پاسخش چیزهایی گفتم. اما امروز وقتی ترجمه‌ی مطالب وبلاگم را در Google translate دیدم، متوجه شدم هیچکدام از چیزهایی که در پاسخ به وی گفتم، به اندازه استفاده از این مترجم، نمی‌تواند یک نفر را طنزنویس کند!

برای آنکه به شما هم اثبات شود، کافیست به سایت مذکور مراجعه کرده و توضیحاتی که در قسمت «مشخصات نویسنده» آمده را کپی کرده و بخواهید که به انگلیسی ترجمه کند ... نتیجه به قرار زیر است:

Engineer I | journalist I | Bvdnyha of the "pen" the | Fonts think | «General» I | read stories | tell and write | every | time | a character Dastanym | I do not know how | «Delusions" I | I write | Spring to pomegranates ...

حالا متن ترجمه شده را دوباره در همان صفحه وارد کنید و بخواهید که به فارسی ترجمه کند. خواهید دید که نتیجه‌ی آن یک متن بسیار طنز و زیبا خواهد شد!

مهندس من | روزنامه نگار من | Bvdnyha از "قلم" از | فونت فکر می کنم | «عمومی» من | داستان | گفتن و نوشتن | هر | زمان | Dastanym شخصیت | من نمی دانم چگونه | «هذیان" من | من در نوشتن | بهار تا انار ...




:: برچسب‌ها: طنز, چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٦ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

امان از دست مشکلات و معضلات اقتصادی که نه تنها دست از سر آدمیان بر نمی‌دارد، بلکه دست از سر جانواران نیز بر نداشته و به سراغ آنها رفته و علاوه بر گریبان، پاچه آنان را نیز گرفته است!

در این راستا برخی منابع آگاه گزارش داده‌اند اخیرا دامنه‌ی مشکلات اقتصادی و گرانی، دامنگیر خروس‌های محترم شده و آنان را در ماتمی عظمی فرو برده است!

این منابع می‌گویند افزایش قیمت‌ها به گونه‌ای بوده که خروسان محترم از پس هزینه‌های ازدواج و تشکیل زندگی مشترک بر نمی‌آیند! لذا دیگر کمتر خروسی یافت می‌شود که تن به ازدواج با مرغی بدهد!

در پی این واقعه‌ی غیر انسانی! زمانی که خروسان محترم تمکن مالی ازدواج را از دست داده‌اند، در نتیجه مرغان محترم بی‌همسر مانده و واضح و مبرهن و آشکار است که نمی‌توانند تخم بگذارند! بنابراین بی‌دلیل نیست که قیمت تخم مرغ به شکل سرسام‌آوری افزایش یافته و سر به فلک کشیده است. پس به جای دست روی دست گذاشتن، برای رهایی از این وضعیت باید دست به کار شد و با اعطای وام و ترویج فرهنگ ازدواج آسان، شرایط ازدواج را برای مرغ و خروس‌های محترم تسهیل کرد.

اگر تسهیلات لازم برای ازدواج و زاد و ولد این موجودات محترم فراهم نشود، هر روز شاهد افزایش قیمت مرغ و تخم مرغ خواهیم بود و در نتیجه ادبیات انسان‌ها نیز دچار دگرگونی می‌شود. در این راستا معنای برخی از واژگان و ضرب المثل‌هایی که در آن از کلمه «مرغ» و «تخم مرغ» استفاده شده تغییر کرده و دچار دگردیسی می‌شود که برخی از آنها را پیش‌بینی می‌کنیم:

خیلی جوجه‌ای: یعنی خیلی آقایی، خیلی سروری، عزیز دل مایی!

رفته قاطی مرغ‌ها: یعنی وضعش خوب شده و توپ تکونش نمی‌دهد!

مثل مرغ پرکنده شده: یعنی با اینکه چپش پر است و پولش از پارو بالا می‌رود، ولی خیلی متواضع و خاکی می‌گردد!

تخم دو زده کرده: یعنی زده تو کار ساخت و ساز برج‌های دو قلو! (حالا فرقی نمی‌کند برج دوقلوی سازمان تجارت جهانی باشد یا برج دو قلوی جزیره‌ی کیش)

هنوز از تخم درنیومده قد قد میکنه: یعنی تازه به دوران رسیده و نو کیسه است

خروس بی‌محل: به خروس آس و پاسی گفته می‌شود که بدون مال و منال به خواستگاری مرغ می‌رود!

مرغ همسایه غازه: یعنی مرغ همسایه بزرگ‌تر از دهان توست و در گلویت گیر می‌کند!

مرغش یک پا داره: یعنی با اینکه وضعش خیلی خوبه، ولی یک دختر بیشتر ندارد. بنابراین زودتر برو خواستگاری دخترش که غفلت موجب پشیمانی است!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱ تیر ۱۳٩٠
نظرات ()

خدا رو شکر همه چی آرومه! و به گفته مسئولان محترم، تورم و بیکاری کاهش یافته و رفاه اجتماعی و شاخص رشد اقتصادی مدام رو به افزایش است! بنابراین هیچکس سر گرسنه روی زمین نمی‌گذارد و تمام ایرانیان سرگرم برنامه‌ریزی برای چگونگی خرج کردن پول هدفمندی یارانه‌ها هستند! (البته خوبی مسئولان فعلی این است که آدم متوجه نمی‌شود کی شوخی می‌کنند و کی جدی حرف می‌زنند!)

در ادامه‌ی این همه پیشرفت بی‌سابقه، چشمگیر و البته نامرئی! سیاست خارجه ما هم برای آنکه از قافله عقب نماند، دست به کار شده و با یافتن کشورهای زیر پونز، سعی در گسترش روابط دیپلماتیک با آنها دارد. در این راستا خبرگزاری فارس نوشت: محمود احمدی‌نژاد در پیامی به جیمز آلکس میشل، رئیس جمهور کشور «سیشل» فرا رسیدن روز ملی این کشور را تبریک گفت. سیشل جزیره‌ای در اقیانوس هند در هزار مایلی کنیا در آفریقاست. مساحت این جزیره تقریبا 444 کیلومتر مربع است. (یعنی تقریبا یک سوم مساحت شهرستان علی آباد کتول!)

از محاسن این دیپلماسی این است که احتمالا به زودی نام رئیس جمهورمان در کنار کریستف کلمب به عنوان کاشف جزائر و کشورهای ناشناخته ثبت می‌شود!




:: برچسب‌ها: طنز, خبر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٩ خرداد ۱۳٩٠
نظرات ()

در این نقشه، تراکم هدایا با رنگ سفید مشخص شده است!

منبع: اینترنت




:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٥ خرداد ۱۳٩٠
نظرات ()

به نظرم نخبگان در هر زمینه‌ای اعم از فرهنگی، هنری، علمی، ادبی، سیاسی و ... به ٢ دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند؛ دسته‌ی اول نان را به نرخ روز و دسته‌ی دوم نان را به نرخ دیروز می‌خورند. بنابراین از آنجا که با طرح هدفمند کردن یارانه‌ها قیمت نان گران شده، نانی گیر دسته‌ی دوم نیامده و از گرسنگی می‌میرند!

نتیجه:

١ـ شرط حیات، نان به نرخ روز خوردن است!

2ـ نان به نرخ روزخورها نخبه می‌شوند!

3ـ طرح هدفمندکردن یارانه‌ها، نخبه پرور است!




:: برچسب‌ها: طنز, نکته
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
نظرات ()

نمایندگان مجلس با 167 رای موافق، 2 رای مخالف و 23 رای ممتنع از مجموع 225 نماینده حاضر، نظر موافق خود را درباره تخلفات وزارت نفت بر اساس گزارش کمیسیون انرژی اعلام کردند.

حالا یک محاسبه ساده می‌کنیم: 225 نماینده‌ی حاضر، منهای 192 نماینده‌ای که رای‌های موافق، مخالف و ممتنع دادند، برابر می‌شود با: «33»! بنابراین به نظر می‌رسد 33 نماینده، بود و نبودشان فرق چندانی ندارد و در رای‌گیری شرکت نمی‌کنند. این در حالی است که در سال‌های اخیر، رای دادن در مجلس الکترونیکی شده و فقط باید یک دکمه را فشار دهند. 

حالا به سئوالات زیر پاسخ دهید:

به نظر شما نماینده‌ای که نمی‌تواند یک دگمه را بفشارد، پس چه کار می‌کند؟!

  1. بقیه را تشویق به رای دادن می‌کند
  2. انگشتش مشغول کارهای دیگر است
  3. وقت نماینده‌ی مجلس که نباید صرف این کارهای پیش پا افتاده شود
  4. هر سه مورد

طبق نظر مجلس، 11 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی کشور به حسابی که باید می‌رفت، نرفته است. پس به کجا رفته است؟!

  1. راه دوری نرفته!
  2. 11 میلیارد دلار در مقابل خدمات انجام شده عددی نیست که حاشیه سازی می‌کنید!
  3. (به سبک بابا اتی بخوانید) کــــــــــیه؟! ... کــــــــــیه؟! ...
  4. گزینه‌ی اول و دوم صحیح است

حالا 11 میلیارد دلار چقدر می‌شود که نمایندگان مجلس برای وزارت نفت پرونده تشکیل داده‌اند؟!

  1. اونقدری نمیشه! به گدا بدی قهر میکنه
  2. بگم؟! ... بگم؟! ... بگم چقدر میشه؟! ... نمیگم تا حالت گرفته بشه!
  3. دو تا «یک» با 9 تا «صفر» که این همه حرف و حدیث نداره
  4. اگر بین 70 میلیون ایرانی تقسیم بشه، به هر نفر تقریبا 175 هزار تومان میرسه

به نظر شما نتیجه‌ی این پرونده کی مشخص می‌شود؟!

  1. شاید وقتی دیگر
  2. پس از 11 میلیارد سال
  3. ای بابا! مثل اینکه شما در جریان نیستید! یک اشتباه مختصر محاسباتی پیش آمده بود که درست شد
  4. «پرونده» اصلا چیز خوبی نیست! تا وقتی عشق و دوستی وجود داره، چرا پرونده؟! بیا ماچت کنم!



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٤ اسفند ۱۳۸٩
نظرات ()

«معمر قذافی» رهبر لیبی، از سال 1969 زمام امور را در دست گرفته و از آن زمان تا کنون موجب شادی روح نه تنها مردم لیبی، که مردم جهان شده است!

بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمیکند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه می‌برد. کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی نمی‌پوشند، همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده‌اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند.

ماجرا از کی شروع شد؟!

قذافی در سال 1969 در حالی که تنها 27 سال سن داشت با درجه سروانی علیه حکومت پادشاهی ملک ادریس سنوسی پادشاه وقت لیبی کودتا کرد. معمر قذافی که ابتدا نام فامیلی او قذاف الدم (خونریز) بود، پس از به قدرت رسیدن نام فامیل خود را به قذافی تبدیل کرد.

پسر سرکش!

قذافی در حالی که تنها 10 سال سن داشت در کلاس درس، زمانی که معلم ایتالیائی خطاب به او می‌گوید که من از تو بشدت متنفرم، قذافی به معلم پاسخ می دهد که من هم از همه ایتالیائی‌ها متنفرم. وقتی معلم از او می‌خواهد کلاس درس را ترک کند قذافی می‌گوید این تو هستی که باید خاک کشورم را ترک کنی.

بمب اتم که توپ فوتبال نیست!

وی در سال 1972 سفری به پکن کرد و به دیدار مائو تسه تونگ رهبرقدرتمند چین شتافت. قذافی بدون هیچ مقدمه‌ای خطاب به رهبر چین گفت: «من تنها برای یک چیز به اینجا آمده‌ام و آن این است که شما یک بمب هسته‌ای در اختیار من قرار دهید تا بر سر اسرائیلی‌ها پرتاب کنم.» مائو در حالی که شگفت زده شده بود خطاب به قذافی گفت: «پسرم! آخر بمب هسته‌ای توپ فوتبال نیست که من به تو بدهم!» قذافی در حالی که بشدت عصبانی شده بود خطاب به رهبر چین گفت: «برو بابا تو هم انقلابی نیستی!»

ظرفشویی عرب‌ها!

اخیراً نیز جناب قذافی در یک سخنرانی، گفتند: «در صحنه‌ی سیاسی خاورمیانه، امریکا غذا را حاضر می کند، روسیه آتش آنرا روشن می نماید و دولتهای اروپایی هم آن غذا را سرد می کنند تا اسرائیل این غذا را بخود و دولتمردان جهان عرب ظرفهای غذا را می شویند؟!»

سرهنگ و دموکراسی!

زمانی قذافی در دانشگاه طرابلس لیبی در جمع دانشجویان در باره فلسفه دموکراسی در جهان و لیبی گفت: «دموکراسی در اصل از دو کلمه "دمو" و "کراسی" ترکیب شده است. کلمه "دمو" یک کلمه یونانی است به معنی "مردم" و کراسی هم جمع "کرسی" عربی به معنی صندلی است و جمع این دو واژه یعنی مردمی که روی صندلی نشسته اند.» وی افزود: «بنا بنابراین شما دانشجویان سال‌هاست چه در دوران دبیرستان و چه در دوران دانشگاه بر روی این صندلی‌ها نشسته‌اید وحتی دموکراسی ما خیلی پیشرفته تر از اروپا است زیرا صندلی‌های شما از نوع دسته داراست!»

شکسپیر یا شیخ زبیر؟!

یک بار نیز سرهنگ قذافی در جمع اعضای کمیته‌های مردمی لیبی مدعی شد که "شکسپیر" شاعر انگلیسی در اصل لیبیائی بوده ونام وی "شیخ زبیر" بوده وچون انگلیس‌ها آثار نبوغ را از دوران کودکی در وی مشاهده کردند اورا از لیبی ربوده و به انگلیس بردند ونام وی را به شکسپیر تغییر دادند.

پیشنهاد تشکیل کشور اسراطین!

قذافی هم راه حلی برای مساله فلسطین ارائه داد واعلام کرد برای حل مساله فلسطین باید یک دولت مشترک فلسطینی اسرائیلی تشکیل شود ونام این دولت "اسراطین" گذاشته شود که مخلوطی از اسرائیل وفلسطین است!

دزدی رئیس جمهور!

خانم اوریانا فالاچی روزنامه نگار معروف ایتالیائی در خاطرات خود می نویسد: سال 1973 پس از تلاش‌های زیاد توانستم به مدت دو ساعت با خانم "گلدا مایر" نخست وزیر وقت رژیم اسرائیل مصاحبه بگیرم. پس از انجام این مصاحبه از فلسطین اشغالی به قبرس آمدم و شب را در هتلی در نیکوزیا اقامت کردم. هنگام غروب برای خرید به بازار رفتم و پس از چند ساعت که به هتل باز گشتم با کمال تعجب مشاهده کردم نوار کاست‌های مصاحبه من با خانم گلدا مایر ربوده شده بدون این که به سایر وسایل شخصی من دستبرد زده باشند. خانم فالاچی می‌گوید: پس از دو هفته با کمال تعجب مشاهده کردم که سرهنگ قذافی رهبر لیبی در یک سخنرانی عمومی بطورمستقیم به سخنان نخست وزیر اسرائیل در مصاحبه با من، پاسخ می دهد در حالی که این مصاحبه در هیچ جا منتشر نشده بود و تازه من فهمیدم که سارقان نوارها ماموران امنیتی قذافی بودند.

سیگار کشیدن در اجلاس رسمی!

اصولا در هر نشستی که با حضور قزافی شروع می‌شود، همه خبرنگاران منتظر شاهکار یا شیرین کاری قذافی می ماندند و همیشه هم پیش بینی آنها به واقعیت می پیوست. در یکی از نشست ها، در هنگام سخنرانی سران، سیگار برگ روشن می کند. در نشست دیگری پس از آغاز جلسه، نشست را ترک می کند چرا که سران دیگر کشورها، ایده ها و افکارش را تایید نمی کنند.

پاره کردن منشور سازمان ملل!

جهان هیچگاه سخنرانی مشهور قذافی در نشست سران مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 2009 در نیویورک و پاره کردن منشور سازمان ملل متحد و پرتاب آن به سمت جایگاه هیئت رئیسه را در میان خنده سران دیگر کشورها و دیپلمات ها فراموش نمی‌کند.

شاه شاهان و امام المسلمین!

در نشست سران کشورهای عربی در سال 2009 میلادی در شهر دوحه، قذافی به صورت ناگهانی وارد سخنرانی یکی از سران کشورهای عربی شد و هنگامی که با درخواست امیر قطر به عنوان رئیس جلسه برای توقف صحبت های خارج از دستور مواجه  شد  به شدت برآشفته شد و تعدادی از القاب خود را این گونه اعلام کرد: «ارشدترین رئیس و رهبر کشورهای عربی، شاه شاهان آفریقا و امام المسلمین.» او خطاب به پادشاه عربستان گفت: «این را بدان که مشکل شخصی من و تو تمام شد و این را نیز بدان که قبر را در پیش روی داری!» پس از این سخنان حاضرین در جلسه برای قذافی دست زده و پس از آن امیر قطر شیخ حمد بن خلیفه در سخنان کوتاهی در پاسخ به قذافی گفت: «برادر معمر من می دانم تو در چه جایگاهی هستی و البته امیدوارم آنچه شنیدم اشتباه بوده و صرفا یک سخنرانی حماسی از تو شنیده ایم!»

دعوت دختران زیبارو و قد بلند به اسلام!

قذافی در سفر خود به ایتالیا از تمایل خود برای تبلیغ دین اسلام در این کشور خبر داد و گفت که می خواهد در باب اسلام سخنرانی کند اما شرط کرد کسانی که پای سخنانش می آیند فقط باید دختران زیبارویی باشند که قدشان حداقل 170 سانتی متر باشد! و چنین هم شد و قذافی پس از سخنرانی برای دختران قد بلند ایتالیایی به هر کدامشان یک جلد قرآن با 200 یورو پول داد.

بخوانید و بخندید!

قذافی در یکی از سخنرانی هایش خطاب به معترضین گفته بود: هر اندازه می خواهید می توانید تظاهرات و تجمع کنید اما وارد خیابان ها و میادین نشوید ... در لیبی می مانم تا زمانی که بمیرم یا اینکه عزرائیل مرا همراهی کند ... آنهایی که در تظاهرات‌ها و تجمعات کشته شدند بسیار پشیمان خواهند شد!

قذافی پس از آغاز خودسوزی ها در تونس و دیگر کشورهای عربی، دستور داد هر فردی اقدام به خودسوزی کند به 5 سال زندان محکوم خواهد شد.

وی درباره زنان هم عبارت ها و جملات عجیب و قریبی دارد. از جمله گفته است: زن حق کاندیداتوری دارد چه مونث باشد چه مذکر. وی در جای دیگری نیز گفت: فرق زن و مرد این است که زن مونث است و مرد مذکر.

رهبر لیبی قبل از این هم در سخنرانی عمومی گفته بود: من دیکتاتور نیستم که سایت فیس بوک را فیلتر کنم اما آنکه وارد این سایت شود را بازداشت می کنم.

وی در یکی از سخنرانی هایش برای بهینه سازی مصرف برق هم گفته بود: اگر برق نبود ملت مجبور می شد درتاریکی برنامه های تلویزیونی را مشاهده کند.




:: برچسب‌ها: طنز, گزارش
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
نظرات ()

گاهی از خود می‌پرسم: با این مردم چگونه توانسته‌ایم به دانش هسته‌ای دست یابیم؟!




:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٦ اسفند ۱۳۸٩
نظرات ()

هفته‌ی گذشته برای تهیه گزارشی، با عیال محترم عزم شهرکرد و استان چهارمحال و بختیاری کردیم.

پروازهای این شهر با توپولوف انجام می‌شد و با از رده خارج شدن این هواپیماها از ابتدای اسفند، هواپیمای دیگری جایگزین آن نشده بود. بنابراین مجبور شدیم به اصفهان رفته و از آنجا با تاکسی به شهرکرد برویم. (تقریبا یک ساعت و نیم راه است)

به رغم انجام هماهنگی‌های قبلی، حدود 45 دقیقه در فرودگاه اصفهان منتظر شدیم تا بالاخره سر و کله‌ی راننده‌ی‌ای که قرار بود ما را به شهرکرد ببرد، پیدا شد و با کلی شرمندگی و خجالت گفت: «ببخشید! کمی دور شد!»

با شنیدن این جمله فکر کردم احتمالا راه اصلی را بسته‌اند و بنده‌ی خدا مجبور شده از مسیر دورتری به اصفهان بیاید. بهرحال سوار ماشین شدیم و به سمت اصفهان و شهرکرد، راه افتادیم. (فرودگاه اصفهان حدود 40 کیلومتر با شهر فاصله دارد)

هنوز 10 کیلومتر به شهر اصفهان مانده بود که راننده با لحنی انتقادآمیز گفت: «فرودگاه اصفهان خیلی از شهر دیره!»

با گفتن این جمله بود که متوجه شدیم در گویش اهالی شهرکرد، «دور» یعنی «دیر» و «دیر» یعنی «دور»!

حالا تصور کنید وقتی از شهرکرد عازم فرودگاه اصفهان بودیم، چه شرایط سخت و دشواری را سپری کردیم تا به راننده بگوییم: «تندتر برو که راه دور است و پروازمان دیر شده»!




:: برچسب‌ها: طنز, چاردیواری, سفر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٧ اسفند ۱۳۸٩
نظرات ()

همانطور که می‌دانید، نمایندگان ملت، وزیر راه و ترابری را استیضاح کرده و رای اعتماد خود را پس گرفتند. بنابراین با توجه به آنکه اخیرا بهبهانی را به عنوان «پدر راه‌های ایران» معرفی کرده بودند، با کمال تاسف و تاثر به اطلاع ملت شهیدپرور می‌رسانیم که راه‌های ایران بی‌پدر شد!

البته پدری وزیر راه، فقط محدود به راه‌های زمینی نمی‌شد و از زمین و زمان شامل حال ملت ایران شده بود! در این راستا در دوره‌ی پدری ایشان، با سقوط چندین فروند هواپیما، بچه‌های بسیاری بی‌پدر شدند.

از طرفی پدر راه‌های ایران قبلا با افتتاح چندین راه نیمه کاره و راه‌آهن ناتمام، پدر ملت ایران را درآورده بود! بنابراین حیف است که مملکت پدری به این شایستگی و پر کاری را از دست بدهد!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ بهمن ۱۳۸٩
نظرات ()

 همانطور که می‌دانید اخیرا تمام هم و غم دکتر، تعداد بچه‌های ملت شده است. وی خواب و خوراک ندارد و مدام سخنرانی می‌کند که دیگر دو بچه کافی نیست. ظاهرا وی معتقد است که بچه هم مثل اسکناس هزارتومانی می‌ماند که ده سال پیش کلی اعتبار داشت و با آن می‌شد برای یک پادگان نان بربری خرید. ولی حالا که با هزار تومان، 4 تا نان ببری دستمان نمی‌دهند، یکی دو تا بچه به چه کار آدم می‌آید؟! بنابراین از ملت عزیز ایران خواسته‌اند که در این راستا بیشتر سعی و تلاش کنند!

احتمالا طرح موضوع «دورکاری» یا طرح کاهش ساعت کاری ادارات نیز در جهت تحقق همین موضوع است تا خانواده ها بیشتر وقت داشته و مدام در کار زاد و ولد و تولید نخبه باشند! آخه دکتر گفته که در خانواده‌های 6 تا 8 نفره امکان نخبه شدن افراد بیشتر است. از نظر مبحث آمار و احتمالات نیز درست است. هرچه تعداد بچه‌ها بیشتر شود، احتمال اینکه بالاخره یکی از آنها نخبه شود بیشتر می‌شود. شاید بگویید به همین نسبت احتمال پخمه شدن نیز وجود دارد! ولی از آنجا که یک نخبه به 100تا پخمه می‌ارزد، تصور کنید اگر در هر خانواده‌ای حداقل یک نخبه وجود داشته باشد، کشورمان چه پیشرفت چشمگیری می‌کند؟!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٤ بهمن ۱۳۸٩
نظرات ()

دانشمندان کشورمان بعد از پرتاب ماهواره امید، دستیابی به دانش سلول‌های بنیادین و غنی‌سازی اورانیوم، یک بار افتخار آفریدند و نشان دادند که اعمال تحریم علیه ایران هیچ اثری جز اقتدار بیشتر این کشور ندارد. در این راستا دانشگاهیان متعهد در یک حرکت ارزشی، فعل خواستن را صرف کردند و توانستند بخشنامه مصادیق پوشش غیر مجاز دانشجویان دختر و پسر را تدوین نمایند.

بنا به خبر منتشر شده در خبرگزاری فارس، در این آیین‌نامه موارد متعددی به عنوان مصادیق مجاز یا غیر مجاز پوشش دختران و پسران ذکر شده که برخی از آنها مانند ماهواره امید که از زمین پرید، عقل از سر آدم می‌پراند! و مانند کشف سلول‌های بنیادین از مغز استخوان، بلایی سر مغزتان می‌آورد که نگو و نپرس!

این طنز نیست! فقط بخشی از بخشنامه است:

برای دختران:

  • پوشاندن کامل موی سر، گردن، سینه و هر جای دیگر بدن بهجز صورت‌ و دست‌ها تا مچ ضروری است.
  • استفاده از دامن بهجز برای افراد خاص مانند زنان باردار ممنوع است.
  • طلا و جواهراتی که مستلزم سوراخ کردن قسمتی از بدن هستند به‌جز گوشواره ممنوع است.
  • کفش‌های صندل و دمپایی و پاشنه‌های بالای 5 سانتی متر در محیط دانشگاه نباید پوشیده شود.

برای پسران:

  • استفاده از البسه زنانه، گوشواره، لاک و انگشتر طلا (به استثنای حلقه ازدواج) ممنوع است.
  • بلند بودن مو بیش از حد معمول به طوری که از یقه لباس پایین‌تر بیاید و استفاده از کلاه ورزشی مصادیق غیرمجاز برای پسران دانشجو است.
  • استفاده از لباس‌هایی که روی آن تصاویر زن، الفاظ رکیک، عبارات عاشقانه و مبتذل، تصاویر فکاهی، خالکوبی در نواحی قابل رؤیت بدن مصادیق غیرمجاز برای دختران و پسران دانشجو است.



:: برچسب‌ها: طنز, خبر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۱ دی ۱۳۸٩
نظرات ()

حدود یک ماه است که سرما و یخبندان تمام اروپا را فرا گرفته و هرازگاهی راه‌های اصلی و فرعی کشورهای این قاره بسته می‌شود. اما حتی یک پرواز هم دچار سانحه نشده و خون از دماغ حتی یک مسافر هم نیامده است. اما در ایران هنوز یک روز نیست که خدا گوشه چشمی کرده و موج بارش برف و باران آغاز شده که خبر سقوط بوئینگ 727 بزرگترین شرکت هواپیمایی کشور (هما) در ارومیه به گوش می‌رسد. فکر می‌کنید چرا اینگونه است؟!

  1. قضا و بلاست!
  2. کار، کار انگلیسی‌هاست!
  3. خطای انسانی جزئی از صنعت هوایی است!
  4. از بخت ماست که در باغ شهادت تنها به روی ایران باز می‌شود!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد از تحریر: جستجوی ساده‌ای در گوگل نشان می‌دهد که برخی از مطالب این وبلاگ مانند سیاست چیست یا انواع مدیریت ، در بیش از 30 سایت و وبلاگ دیگر کار شده و تنها در دو یا سه مورد از آنها منبع و مرجع مطب ذکر شده! (الحق که شرمنده این همه اخلاق ورزشکاریتون هستم!)




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٠ دی ۱۳۸٩
نظرات ()

به حق چیزهای ندیده و نشنیده! آدم انتظار دارد وقتی کسی پیکان عتیقه‌ی خود را می‌فروشد، حداکثر پژو RD یا پراید بگیرد، نه سانتافه و پرادو! اما وقتی کسی آگهی معاوضه‌ی پیکان با پرادو می‌دهد، به این نتیجه می‌رسیم که واقعا احمدی نژاد درست گفته و پول هدفمند کردن یارانه‌ها برکت داشته است!

احتمالا صاحب پیکان به توصیه‌ی رئیس جمهور گوش داده و در مورد نحوه خرج کردن این پول بابرکت، با اعضای خانواده شور و مشورت کرده است. در این جلسه خانوادگی، عیال محترم پیشنهاد داده که با این پول در اطراف تهران زمینی خریداری شده و در آن کارخانه‌ای احداث شود و مدیریت آن بر عهده‌ی ایشان گذاشته شود تا این سرمایه هنگفت در راه تولید و اشتغال‌زایی سرمایه‌گذاری شود.

بزرگترین فرزند خانواده نیز این طرح مادر را تایید کرده و تنها ایراد آن را «مدیریت مادر» و «گرسنه ماندن فرزندان» ذکر کرده. بنابراین برای رفع این ایراد، پیشنهاد داده که «پدر» رئیس هیات مدیره و خودش مدیر کارخانه شود. (البته ایشان استخدام یک خانم منشی خوش‌برخورد با روابط عمومی بالا را از مهمترین دلایل سودآوری و موفقیت کارخانه دانسته!)

فرزند دوم نیز که برای پاس کردن دروس دبیرستان با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند، وارد بحث شده و با پول هدفمند کردن یارانه‌ها خواستار تاسیس یک دانشگاه غیرانتفاعی شده تا هم در راستای غیر انتفاعی بودن دانشگاه، منفعتی نصیبشان شود! و هم اینکه وی بتواند بدون زحمت دکترا بگیرد! ... خلاصه هر کدام از اعضای خانواده در خصوص چگونگی خرج کردن این پول پیشنهاداتی داشتند که پدر خانواده در جمع‌بندی نهایی به این نتیجه رسیده که وجود یک خودروی شاسی بلند و باکلاس از الزامات و پیش‌نیازهای اولیه‌ی اجرای هرکدام از این پیشنهادات است!




:: برچسب‌ها: طنز, عکس
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۸ دی ۱۳۸٩
نظرات ()

به گواهی آرشیو موضوعات وبلاگ، این صدمین مطلبی است که با موضوع طنز می‌نویسم.

به نظرم، طنز یعنی: «وقتی نمی‌توانی گریه کنی، بخندی ...»




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٢ دی ۱۳۸٩
نظرات ()

خبرگزاری ایسنا پس از زلزله اخیر کرمان، به نقل از وزیر کشور نوشت: «در بازرسی‌های ما یک منزلی مشاهده شد که 3 دیوار آن در اثر زلزله فرو ریخته و یک دیوار که عکس دکتر احمدی‌نژاد بر آن نصب شده بود سالم مانده بود. مردم با اعتقاد راسخ و محکم خود اذعان داشتند که رییس‌جمهور محبوب و دلسوز ما خدمات فراوانی برای مردم به‌ویژه روستاییان انجام داده و می‌دهد و اعتقاد آنها بر این بود که لطف و نظر خداوند بوده که این دیوار فرو نریخته است.»

حالا که عکس احمدی‌نژاد این همه کرامات و معجزات دارد، پیشنهاد می‌شود به جای صرف هزینه‌های گزاف برای مقاوم‌سازی منازل و ساختمان‌ها، تعداد کثیری از تصاویر ایشان تهیه شده و بر تمام دیوارها نصب شود تا در هنگام زلزله و دیگر بلایای طبیعی، حافظ خانه بوده و از تخریب آن جلوگیری کند. (طبق اسناد افشاشده‌ی ویکی لیکس، علت اینکه در ژاپن و کشورهای دیگری که هرساله زلزله می‌آید، خسارت چندانی به بار نمی‌آید نیز استفاده از همین روش است!)

البته ظاهرا بنا به استدلال استاندار کرمان، اثر ضد زلزله‌ای عکس احمدی نژاد در پی خدمات فراوان ایشان برای مردم به ویژه روستاییان ظاهر شده است. بنابراین ممکن است برای شهرنشینان به اندازه‌ی کافی موثر واقع نشود. لذا توصیه می‌شود در خانه‌های شهری برای اطمینان و اثر بیشتر، همراه با عکس احمدی نژاد یک تصویر پرتره از اسلام‌شناس بزرگ، مشایی نیز نصب شود تا ملت شریف ایران در سایه توجهات، عنایات و کرامات این حضرات، همواره سلامت بوده و از هرگونه لرزش به دور باشند.




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٥ دی ۱۳۸٩
نظرات ()
  • هاشمی رفسنجانی: نگذارید جامعه با لالایی خرافه پرستی به خواب غفلت رود (پس با چی به خواب غفلت برود خوب است؟!)
  • سهم بخش خصوصی از منابع صندوق توسعه ملی امروز مشخص می‌شود (سهمشان را کف دستشان بگذارید بروند!)
  • دادستان تهران: انتشار خبر دادگاه‌ها باید در چارچوب قوانین باشد (خود دادگاه‌ها چی؟!)
  • آندو تیموریان: هواداران تراکتور نباید به پرسپولیس و دایی توهین کنند (پس به کی توهین کنند؟!)
  • رئیس جمهور: بیکاری تا 2 سال آینده ریشه کن می‌شود (6 سال پیش هم همین را می‌گفتی!)
  • عضو کمیسیون عمران: به جای انتقال کارکنان تهرانی، کارخانه‌ها را منتقل کنیم (اصلا می‌خوای تهران را منتقل کنیم؟!)
  • آتش دامن جنگل ابر را هم گرفت (مواظب پیرآهنش باشید!)
  • استفاده از بیل و قاطر برای خاموش کردن آتش در جنگل ابر (به این میگن پایبندی به سنت‌ها !)
  • معاون اول رئیس جمهور: نیروگاه برق در جیبوتی احداث می‌کنیم (شما معاون رئیس جمهور ایرانی یا جیپوتی؟!)
  • رئیس مجلس: هیات‌های مذهبی نباید دولتی شوند (شما جلوی دولتی شدن مجلس را بگیر، بقیه پیشکش!)
  • سخنگوی شهرداری: رئیس جمهور به 50درصد قولهایش عمل کند مشکل تهران حل می‌شود (ما به 10 درصدش هم راضی هستیم!)



:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٧ آذر ۱۳۸٩
نظرات ()

اخیرا شرایط پایدار جوی موجب افزایش آلاینده‌های هوا شده و برخی از کارشناسان برای حل این مسئله راهکارهای جالبی مانند «کار گذاشتن 100 دستگاه تهویه هوا در تهران» یا «استفاده از هواپیماهای سمپاش برای آب پاشی» ارائه داده‌اند.

از آنجا که همواره، هر اقدامی نیاز به عزم ملی و مشارکت شهروندان دارد، (و تنها در اینگونه جاهاست که ما شهروند حساب می‌شویم!) بنابراین بنده پیشنهاد می‌کنم «کنسرت باران» برگزار کرده و از «حبیب» (خواننده‌ی فعلا ارزشی و قبلا لوس آنجلسی!) دعوت کنیم که ترانه‌ی بزن باران را بخواند. (شدت همسرایی حاضران می‌تواند موجب تسریع در بارش باران شود که در این صورت مشکل آلودگی تهران برطرف می‌شود.)




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ آذر ۱۳۸٩
نظرات ()

امروز (١٩ آبان ٨٩) صفحه‌ی اول چند روزنامه را مرور کردم و با اخبار جالبی مواجه شدم.

روزنامه همشهری در تیتر یک خود از قول وزیر بازرگانی آورده: «خواب آشفته افزایش بهمنی قیمت‌ها تعبیر نمی‌شود.» احتمالا آقای بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی خواب آشفته‌ای دیده که بسیار نگران‌کننده بوده و چون در این زمان تعبیرکننده‌ی خوابی به خوبی یوزارسیف نداریم، به سراغ وزیر بازرگانی رفته که هرچند از نظر زیبایی در نقطه‌ی مقابل یوزارسیف است، اما گویا در تعبیر خواب همتای اوست! بنابراین وزیر بازرگانی، آقای بهمنی را از نگرانی درآورده و گفته که خواب آشفته‌اش تعبیر نمی‌شود. البته در این خواب، معنی «افزایش قیمت‌ها» کاملا مشخص است، ولی قسمت «افزایش بهمنی» کمی مبهم و گنگ است که ظاهرا به نظر می‌رسد آقای بهمنی علاوه بر افزایش قیمت‌ها، خواب ازدیاد موالید نیز دیده است! که خوشبختانه خوابشان تعبیر نمی‌شود! ولی بهتر بود در تیتر، بین «افزایش بهمنی» و «قیمت‌ها»، یک «واو» گذاشته می‌شد.

در تیتر یک روزنامه شرق نیز آمده: «تعقیب بدحجابان، برخورد در اماکن خلوت»! این تیتر نیز بسیار گنگ و مبهم است و مشخص نیست که این چه نوع برخوردی است که باید در اماکن خلوت صورت گیرد. هر کسی ـ حتی شما ـ با شنیدن سه کلمه‌ی «بدحجابان»، «خلوت» و «برخورد»، یاد هر چیزی می‌افتید به غیر از حجه الاسلام محمدتقی رهبر که این خبر را از قول پلیس داده است! بنابراین بنده به نیابت از تمام خوانندگان از ایشان تقاضا دارم تا حدی که عفت عمومی لطمه نبیند، در مورد نوع برخورد شفاف‌سازی کند.

در تیتر یک روزنامه آرمان نیز به نقل از اسفندیار رحیم مشایی این جمله درج شده: «تعظیم به پرچم، تعظیم به خداست». بنابراین از آنجا که با هرکس و هرچیزی می‌شود شوخی کرد به غیر از «مشایی» و «خدا»! بی خیال تیتر یک شده و به سراغ تیتر دیگر این روزنامه می‌رویم که در آن، وزیر راه خبر از صادرات محصولات کشاورزی با توپولف داده است. بنابراین زین پس قرار است هواپیماهای توپولف در میادین میوه و تره‌بار در خدمت مردم باشد و محصولات کشاورزی به جای چرخی و وانت، با توپولف در کوچه‌ها توزیع شود. در این صورت اگر توپولفی در هنگام حمل گوجه‌فرنگی سقوط کند، نه تنها سرنشینان آن هیچ آسیبی نمی‌بینند، بلکه یک هواپیما رب گوجه تحویل جامعه داده می‌شود! (احسنت به این تدبیر و درایت!)




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ آبان ۱۳۸٩
نظرات ()

رئیس کل بانک مرکزی از ذخیره سازی 900 میلیون تن کالای اساسی در کشور خبر داد.

با انجام یک محاسبه‌ی ساده و تقسیم میزان کالای ذخیره شده بر تعداد 70 میلیون جمعیت ایران معلوم می‌شود که با تلاش شبانه‌روزی مسئولان، به ازای هر ایرانی حدود 13 تن کالای اساسی در کشور ذخیره شده است. حالا شما به سئوالات زیر پاسخ دهید:

 

با توجه به اینکه برای هر ایرانی 13 تن کالا ذخیره شده، مردم باید چکار کنند؟!

الف) خدا را شکر کنند

ب) دیگر کار نکنند و بخورند و بخوابند، اما اسراف نکنند

ج) به فکر قشر آسیب‌پذیر و مستضعف آمریکا و اروپا باشند که از نعمت دولت خوب و دلسوز بی‌بهره‌اند

 

با توجه به آنکه مصرف سالانه هر ایرانی کمتر از 450 کیلو از کالاهای اساسی است، چرا برای حدود 30 سال یک نفر ذخیره‌سازی شده؟!

الف) شاید پس از هدفمندی یارانه‌ها به قدری به مردم خوش گذشت که خواستند در طول یک سال به اندازه‌ی 30 سال بخورند و بیاشامند

ب) به خاطر هدیه‌ی یک میلیونی به هر نوزاد، احتمالا در یک سال آینده جمعیت ایران 30 برابر می‌شود

ج) دولت هرکاری می‌کند، باز یک عده فتنه‌گر اعتراض می‌کنند. بیا و خوبی کن!

 

با توجه به آنکه ظرفیت سردخانه‌ای کشور کمتر از 3 میلیون تن است، به نظر شما 897 تن بقیه در کجا نگهداری می‌شود؟!

الف) در یخچال‌های طبیعی سیوله و دوبیسل در جبهه شمالی قله دماوند

ب) در سردخانه‌های کشورهای دوست و برادر ونزوئلا، لبنان، سوریه، بولیوی و کومور

ج) در قطب شمال

 

اصولا و اساسا چرا 900 میلیون تن؟!

الف) سهمیه مصرف کالاهای اساسی یک سال کل جهان را در ایران جمع کردیم تا بتوانیم بر جهان مدیریت کنیم

ب) 900 میلیون تن شاید چند سال پیش خیلی بود، ولی حالا که چیزی نیست

ج) دست اسکتبار جهانی اینبار از آستین دو پشه درآمد که مقابل عدد 9 قرار گرفتند و موجب اشتباه رئیس بانک مرکزی شدند




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۱ آبان ۱۳۸٩
نظرات ()

دیشب که رئیس جمهور در تلویزیون صحبت می‌کرد، هیچ شباهتی با احمدی نژادی که می‌شناسیم نداشت و بر خلاف عادتش به هیچ کس و هیچ جا گیر نداد و حتی در کمال بهت و تعجب از نمایندگان مجلس تقدیر و تشکر هم کرد! برای همین همش تو دلم می‌گفتم: «چه مهربون شدی امشب!»

شاید باورتان نشود، ولی ایشان در سخنرانی یکشنبه‌شبش گفت: «ممکن است عده‌ای با هدفمند کردن یارانه‌ها به خاطر این‌که از من خوش‌شان نمی‌آید مخالفت کنند. اشکال ندارد که از من خوش‌شان نیاید اما بدانند که این طرح مال کشور و ملت است و استفاده بهتر از منابع و عزت و پیشرفت برای این کشور است و همه باید کمک کنیم که به اهداف‌مان برسیم.»

ظاهرا ایشان هم متوجه شده که اجرای این طرح بدون همراهی مردم و تمام گروه‌ها غیر ممکن است. بنابراین با تغییر لحن آشکار ـ به لطف این طرح ـ دیشب خیلی مهربون شده بود! (امیدواریم این مهربانی مصلحتی! مستمر و مستدام باشد.)

برخی از سخنان دکتر در این گفتگو:

  • هم اکنون دو ابرقدرت در دنیا وجود دارد، ایران و آمریکا. تا 15سال دیگر ایران تنها ابرقدرت دنیا خواهد بود.
  • من خود یک مهندس هستم و محاسبه می‌کنم؛ منحنی پیشرفت ملت ایران و شیب آن را که می‌بینم، این مساله برایم روشن می‌شود.
  • در ایران یک کودک 5 ساله هم نگاه جهانی دارد.
  • 3 سال بعد دغدغه مسکن نداریم.
  • با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها شاهد افزایش کیفیت، افزایش تولید و کاهش هزینه‌ها خواهیم بود.
  • مطلقا فشار سنگینی در راه نیست.
  • تردید نداریم از همان روز اول زندگی قریب به اتفاق مردم بهتر خواهد شد.
  • 98 درصد نیازهای کشور با تولید داخلی تامین می‌شود.
  • مردم تا شش ماه علاوه بر هزینه‌ها و مصرفی که اکنون دارند، تقاضای جدیدی تعریف نکنند، مثلا نگویند پول که آمده برویم پرده یا یخچال خانه را عوض کنیم، شما چندین سال تحمل کرده‌اید شش ماه هم رویش.
  • با این پول می‌توانید سرمایه‌گذاری در بورس به صورت کوتاه مدت و دراز مدت بکنید و در واقع خانواده‌ها بنشینند و صحبت کنند که چگونه این پول را هزینه کنند.
  • بخشی از این پول را برای آینده بچه‌ها پس‌انداز کنند. اگر ماهی ۲۰ هزار توان به حساب فرزندتان بریزید ظرف پانزده سال صاحب ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون سرمایه خواهند شد.



:: برچسب‌ها: طنز, نکته
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٩ آبان ۱۳۸٩
نظرات ()

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* ما که در انتهای مصاحبه متوجه نشدیم کریستین امانپور با احمدی‌نژاد مصاحبه کرد یا احمدی نژاد با کریستین امانپور؟! سوال




:: برچسب‌ها: خبر, طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٦ مهر ۱۳۸٩
نظرات ()

چقدر زود گذشت! انگار همین پارسال بود که با توصیه‌ی دوستی، وبلاگ‌نویسی را شروع کردم. دوستی که اکنون هزاران کیلومتر فاصله میانمان وجود دارد، اما ذره‌ای از دوستی‌مان کم نشده و مشتاق دیدارش هستم. (هرکجا هست خدایا به سلامت دارش)

با مرور قسمت آرشیو، می‌بینیم که امروز این وبلاگ هشت سالش تمام و وارد نهمین سال حیات خود شد. زمانی که به کلاس سوم می‌رفتم و خانم زرکشان با مهر و محبت فراوان، جدول ضرب می‌آموخت، فکر می‌کردم 9 سال یک عمر است و چقدر بزرگ شدم! اما اکنون که بیش از سه دوره‌ی 9 ساله را پشت سر گذاشته‌ام که یک دوره‌ی آن نیز همراه با وبلاگ‌نویسی بوده، احساس می‌کنم راه زیادی تا بزرگ شدن دارم و از این بابت بسیار خوشحال و خرسندم!

از آنجا که رسم است در سالگرد هر اتفاقی گزارش عملکرد ارائه می‌شود، بنده هم در نظر دارم این رسم حسنه را پاس داشته و گزارش عملکرد سالانه خود را اعلام نمایم:

با نگاهی به لیست وبلاگ‌های طنز پرشین، درمی‌یابیم که وبلاگ قلم‌اندیش در رتبه‌ی چهاردهم حضور دارد که همانطور که می‌دانید هیچ چیز کمتر از رتبه‌ی اول ندارد! و به این معنی است که در یک سال گذشته به اندازه‌ی 9 سال در این وبلاگ مطلب نوشته و چندین برابر مطالب نوشته شده، مطالبی نیز نوشته نشد! به حمدالله تعداد بازدیدکنندگان نیز نسبت به گذشته 120 برابر شد که این میزان افزایش، خود موید آن است که این وبلاگ‌نویس بسیار خوشحال است!

با نگاهی به آمار بازدیدکنندگان این وبلاگ مشخص می‌شود که 92 نفر با جستجوی کلمه «عدالت» به این خانه راه یافته‌اند که نشان می‌دهد مطالب این وبلاگ عدالت‌محور و ارزشی بوده و تمامی خوانندگان نیز منطبق بر اصول و ارزش‌های اسلام و انقلاب این وبلاگ را انتخاب کرده‌اند. پس همه چی آرومه و شکر خدا هیچ خبری از جنگ نرم نیست.

همچنین بر اساس همان آمار، 59 نفر با جستجوی عبارت «زنان رقاص» وارد این وبلاگ شده‌اند که نشاندهنده نشاط و شادابی خوانندگان است و از سوی دیگر نشاندهنده‌ی آن است که تمام بازدیدکنندگان این وبلاگ دکتر و مهندس بوده و چند نفر هم دانشجوی ترم آخر دکترا هستند! که انشالله به زودی آنها نیز موفق به دریافت مدرک دکترا می‌شوند. بنابراین سطح تحصیلی بازدیدکنندگان این وبلاگ نسبت به سال‌های گذشته 220 درصد افزایش داشته که در نتیجه‌ی خواندن مطالب این وبلاگ است. (سندش هم موجود است)

آمار بازدیدکنندگان جهانی نیز بیانگر آن است که بعد از ایران، بیشترین بازدیدکنندگان این وبلاگ از کشور آمریکا بوده‌ که این موضوع بیانگر آن است که ملت آمریکا با مواضع دولت متبوع خود موافق نیست و خود را در کنار ملت ایران می‌بیند. بنابراین در حالی که بوق‌های تبلیغاتی غرب سعی دارد ایران را منزوی نشان دهد، این دولت آمریکاست که در جهان منزوی است. از سوی دیگر در فهرست مذکور اسامی کشورهای مستضعفی مانند پرتوریکو، بورکینافاسو، لاتوی و ندرلندز آنتیل دیده می‌شود که با وجود آنکه نمی‌دانیم در کجای نقشه واقع شده‌اند، اما می‌دانیم که طرفدار ملت حق‌طلب و عدالت‌خواه ما هستند، لذا ما می‌توانیم بر جهان مدیریت کنیم.

از طرفی تعدادی از وبلاگ‌نویسان خارجی نیز طی کامنت‌ها و ایمیل‌های متعددی، خواسته‌اند که برایشان مطلب بنویسم و برای این موضوع زنبیل گذاشته‌اند. اما به خاطر رفتار ناشایستی که کشورهای خارجی در مورد تحریم‌ها داشته‌اند، بنده آنها را تحریم کرده و درخواستشان را رد کردم تا درس عبرتی برای دیگران باشد.

در زمینه اقتصادی نیز با فعال شدن این وبلاگ، تعداد زیادی از جوانان این مرز و بوم سر کار رفته و بر اساس آمار موجود نرخ بیکاری تک رقمی شده و رو به نابودی است. همچنین نرخ تورم نیز که پیش از این تک رقمی شده بود، اکنون به زیر صفر رسیده و قیمت تمام اقلام سبد خانوار در حال کاهش است. برای مثال قیمت گوش با 360 درصد کاهش، هم اکنون به کیلویی دو هزار تومان رسیده و بر اساس آمار موجود قیمت مرغ نیز در حال کاهش است که این مسئله در 100 سال اخیر بی‌سابقه است. بنا بر اظهارنظر کارشناسان اقتصادی، با ادامه روند وبلاگ‌نویسی بنده، در آینده پیش بینی می‌شود که مرغ و گوشت رایگان شده و مردم بیشتر از حالا حال کنند.

همچنین نگارش مطالب این وبلاگ در سال گذشته موجب تحولات عظیم اقتصادی و افزایش جهانی قیمت طلا و جواهرات شد که به گفته‌ی پرستاران بخش اطفال درمانگاه خیریه روستای قنبرآباد سفلی و تعمیرکاران آسانسورهای ساختمان تجارت جهانی هنگ کنگ، این مسئله از دستاوردهای این وبلاگ است.

در ضمن برخی از شاهدان حاضر در مراسم ازدواج این وبلاگ نویس، معتقدند اهدای مقادیری دلار به عنوان شاباش در سال گذشته موجب نوسانات شدید نرخ دلار شد و ثبات بازار ارز را دستخوش تغییرات فراوان کرد که اثرات آن تا کنون باقی و ساری است.

بهرحال اکنون تمام خوانندگان خوب این وبلاگ در رفاه کامل هستند. به گونه‌ای که خوشی زیر دلشان زده و گاهی دست به خودآزاری می‌زنند تا از یکنواختی نجاب پیدا کنند!

همیشه شاد و سلامت باشید




:: برچسب‌ها: طنز, چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ مهر ۱۳۸٩
نظرات ()

همانطور که می‌دانید، روز گفتگوی تمدن‌ها از تقویم رسمی کشور حذف شد. اما احتمالا دلیلش را نمی‌دانید!

از آنجا که این روز از دو کلمه‌ی «گفتگو» و «تمدن» تشکیل شده، لذا با عنایت به اینکه دولت فخیمه با «تمدن» هیچ مشکلی نداشته و اخیرا بازار «کوروش کبیر» بسیار داغ بوده و حتی در یک حرکت ارزشی، چفیه‌ای‌ نیز بر گردنش آویخته شد! بنابراین به نظر می‌رسد دلیل اصلی حذف این روز، مخالفت با گفتگوست!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۱ مهر ۱۳۸٩
نظرات ()

سخنگوی هیات رئیسه مجلس خطاب به رئیس مجلس گفت: «صحیح نیست که اخبار تحریف شود و حتی مجری از لفظ ”جهت اطلاع علی آقا“ استفاده کند.»

علی لاریجانی که ریاست جلسه علنی را برعهده داشت با خنده گفت: «شاید منظور آنها از بکار بردن لفظ علی آقا ثابت کردن رفاقتشان است، اما بهتر بود حاج علی بگویند!»

فکر کنید اگر صدا و سیما بخواهد رفاقتش را در مورد شخصیت‌های دیگر نیز ثابت کند، در اخبار چگونه از آنها نام می‌برد؟!

صادق لاریجانی: صادق اینا

محمدجواد لاریجانی: ممدشون

محمود احمدی نژاد: مش محمود

اسفندیار رحیم مشایی: اسی

اکبر هاشمی رفسنجانی: اوس اکبر

منوچهر متکی: منوچ

مهدی کروبی: میتی

و ...




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٦ مهر ۱۳۸٩
نظرات ()

احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که در طول این پنج سال به چه میزان به دارایی‌هایتان افزوده شده، با کمال تواضع و فروتنی گفت: هر چی ملت ایران دارد دارایی‌هایم است و من نیز به دارایی‌های ملت ایران اضافه شده‌ام!

.

.

.

سه تا دوست دور هم نشسته و صحبت می‌کردند. اولی گفت: خدا رحمت کند پدرم را که بعد از رفتنش، کلی نام نیکو و اعتبار به جا گذاشت که هرجا می‌روم و می‌گویم پسر فلانی هستم، احترامم را نگه داشته و کارم را راه می‌اندازند.

دومی گفت: خدا رحمت کند پدرم را که به فکرمان بود و برای آسایش خانواده‌اش از ماشین و ملک و املاک چیزی کم نگذاشت.

سومی گفت: خدا رحمت کند پدرم را که از دار دنیا فقط و فقط یک دماغ بزرگ داشت که آنرا هم برای ما گذاشت!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٢ شهریور ۱۳۸٩
نظرات ()

در حالیکه تعدادی از نمایندگان مجلس معتقد بودند که هر روز تعطیلی اضافه، 1262میلیارد تومان به مردم خسارت می‌زند، طرح تعطیلی سه روزه عید فطر را از دستور کار خارج کردند. اما گویا دولت معتقد بود رقم فوق در مقابل دیگر خسارت‌هایی که به کشور زده می‌شود، چیزی نیست! بنابراین در سال کار مضاعف و همت مضاعف، روز بعد از عید فطر را راسا و شخصا تعطیل اعلام کرد. در نتیجه ما که کلا از تعطیلی بدمان نمی‌آید! بنابراین ضمن استقبال از این تعطیلی، نتیجه می‌گیریم که خسارت یک روز کار کردن بیشتر از کار نکردن است!

احتمالا بر اساس همین نتیجه‌گیری بود که نماینده ارومیه نیز در آخرین جلسه علنی مجلس دست به کار شده و پیشنهاد تعطیلی یک هفته‌ای عید قربان تا عید غدیر را مطرح کرد.

از آنجا که سوابق نشان می‌دهد که تمام طرح‌های پیشنهاد شده، طراحی شده، مصوب شده، اجرا شده، روی هوا مانده، اجرا نشده، نیمه کار مانده، لغو شده و منهدم شده در کلیه نهادهای کشور از جمله دولت، مجلس، قوه قضاییه و ... کاملا و اساسا منطبق بر اصول مهندسی، کارشناسی، مدیریتی و برنامه‌ریزی و فکر شده است، لذا طرح نماینده‌ی ارومیه نیز به نظر ما بسیار کارشناسی شده و مفید آمد. بنابراین برای آنکه کارشناسی‌تر و مفیدتر شود، با عنایت به نتیجه‌گیری مذکور که یک روز کار کردن بیشتر از کار نکردن خسارت دارد، پیشنهاد تعطیلی غدیر تا غدیر را مطرح کرده و به دلایل زیر از این طرح دفاع می‌کنیم:

1ـ با اجرای این طرح از وارد آمدن خسارات ناشی از کار کردن، اظهار نظرکردن‌های هزینه ساز و آبرو بر! موازی کار کردن، دخالت کردن در کارهای غیر مرتبط، همه کاره بودن و گلکاری کردن و بسیاری از کردن‌های دیگر جلوگری می‌شود.

2ـ با اجرای این طرح چون کشور در تعطیلی مطلق فرو می‌رود، اتلاف انرژی از بین رفته و در راستای حفظ هرچه بیشتر منابع برای نسل‌های آینده تلاش و اهتمام می‌کنیم.

3ـ در صورت پذیرفته شدن این پیشنهاد، حجم رفت و آمد درون شهری و بین شهری به شدت کاهش یافته و معضل ترافیک در کلان‌شهرها مرتفع می‌شود.

4ـ با تعطیلی غدیر تا غدیر، تمام قوای سه گانه و زیرمجموعه‌های آنها نیز تعطیل شده و توفیق اجباری دست می‌دهد که بالاخره وحدت ملی در کشور حاکم شود.

5ـ مهمتر از 4 مورد قبلی، با اجرای این پیشنهاد ضمن حل مشکل بی‌کاری در کشور، دیگر کسی نمی‌تواند کسی را سر کار گذاشته و دیگر هیچ‌کس سر کار نمی‌رود.




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۸ شهریور ۱۳۸٩
نظرات ()

سفر یک میلیون توریست ایرانی تنها در چهار ماه نخست سال 2010 ـ و درفصل سرد سال ـ به ترکیه، فعالان توریسم این کشور را شگفت زده کرده است. این درحالی است که در کل سال 2006 یک میلیون گردشگر ایرانی وارد ترکیه شده بودند.

با انجام محاسبه‌ی ساده‌ای معلوم می‌شود که در چهار ماه نخست سال میلادی جاری، روزانه هشت هزار و 333 ایرانی به ترکیه سفر کرده‌اند! بنابراین لطفا به سئوالات زیر پاسخ دهید: 

 

این همه آدم برای چه به ترکیه می‌روند؟

الف) برای زیارت اهل قبور و فاتحه‌خوانی بر سر قبر مولوی

ب) برای تقویت زبان ترکی

ج) برای امر به معروف و نهی از منکر در سواحل آنتالیا

د) برای صدور دستاوردهای دولت دهم به ترکیه

 

دولت ترکیه در مقابل این هجوم سرمایه، چه باید بکند؟

الف) بی‌خیال آن تریلی شود

ب) دستاوردهای هسته‌ای ما را تحسین کند

ج) بشکن بالا بندازد

د) مدیریت جهانی را از ما یاد بگیرد

 

برای جلوگیری از خروج توریست و سرمایه از کشور، چه باید کرد؟

الف) باید ترکیه را نابود کرد

ب) باید تمام ایرانیان را ممنوع‌الخروج کرد

ج) باید همه چیز را گران کرد تا دیگر پولی دست مردم نماند که در ترکیه خرج شود

د) هر سه مورد




:: برچسب‌ها: طنز, سفر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱ شهریور ۱۳۸٩
نظرات ()

دیشب سریال نون و ریحون به کارگردانی فرزاد موتمن را می‌دیدم، اما چیزهایی که می‌شنیدم را باور نمی‌کردم!

در قسمت چهارم این مجموعه دختری که خود را معشوق یکی از جوان‌های قصه به نام عباس جازده بود، به جرم کلاه‌برداری از مردان ـ شبیه کاراکتر بیتا در سریال فاصله‌ها ـ دستگیر شد.

وقتی «عباس» به ملاقات سمیرا رفت، دیالوگ‌هایی از سمیرا شنید که فکر کرد متنبه شده و خواست او را از زندان بیرون بیاورد که مامور زن زندان به آنها گفت: «خودتون وسیله دارین یا بگم بچه‌ها با ماشین گشت برسوننتون؟»

در دیالوگی که در زندان رد و بدل می‌شد، سمیرا در پاسخ به سئوال عباس که «مگه در زندان چه اتفاقی می‌افته که همه زاهد و عابد می شن؟» چیزهایی گفت که بسیار تامل برانگیز بود:

ـ من اینجا فرصت‌های زیادی برای تفکر و فکر کردن به خودم داشتم، البته جلسات گفتمان با بازجوها نیز به این خودشناسی خیلی کمک کرد.

- ما اینجا رژیم غذایی داریم، اینجا دکتری وجود دارد که مراقب تغذیه ماست و نمی‌گذارد غذای پرچرب به ما بدهند.

- اگر بگم اینجا شیشه نوشابه خالی دیدم که از نوشابه توش خبری نبود، دروغ نگفتم، چون به ما دوغ می‌دن!




:: برچسب‌ها: طنز, چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٥ امرداد ۱۳۸٩
نظرات ()

همانطور که می‌دانید بیش از 92 هزار سند سری مربوط به حضور نظامیان آمریکا در افغانستان توسط سایت ویکی لیکس (wikileaks) منتشر شده است.

در این اسناد که آمریکا را با شرایط دشواری مواجه کرده، اطلاعاتی در خصوص اقدامات غیرانسانی نیروهای غربی در افغانستان و قربانیان غیرنظامی جنگ در افغانستان و همچنین ارتباط احتمالی نیروهای مخفی پاکستان با طالبان افشا شده و رسوایی بزرگی برای ایالات متحده بوجود آورده است.

واکنش آمریکایی‌ها به این موضوع متناقض و سردرگم است. اما تصور می‌کنید اگر این اتفاق در کشور دیگری مثل لیبی روی داده بود، چه واکنش‌هایی در پی داشت؟!

ـ رئیس جمهور آن کشور با اعلام اینکه «همه چیزمان شفاف است»، اعلام کرد: ما محرمی نداریم که اسناد محرمانه داشته باشیم. لذا همه نامحرمند، مگر آنکه خلافش ثابت شود. بنابراین تمام این بازی‌ها و جنجال رسانه‌ای برای تحت الشعاع قرار دادن دستاوردهای ماست.

ـ وزیر امور خارجه آن کشور نیز ضمن تکذیب افشای اسناد محرمانه، دستگاه‌های امنیتی آن کشور را به قدری امن و قدرتمند ارزیابی کرد که حتی یک مورچه نمی‌تواند یک گندم از کشور خارج کند، چه برسد به اطلاعات محرمانه.

ـ سخنگوی امور خارجه آن کشور با تایید افشای اسناد محرمانه، گفت: طی بررسی‌های انجام شده، رد پای کشورهای خارجی در این موضوع مشهود است.

ـ وزیر دفاع آن کشور اینترنت را از مصادیق جنگ سفت قملداد کرده و خواستار نابودی تمام کیبوردها و انهدام همه‌ی مونیتورها و پرینترهای جهان شد.

وزیر تبلیغات آن کشور در یک نشست خبری افشای اطلاعات را دلیلی بر مظلومیت نیروهای نظامی دانسته و اظهار داشت: همانطور به تمام جهانیان ثابت شد، در حالی که نیروهای نظامی ما با اهداف انسان‌دوستانه به ضرب و شتم و کشتار مردم می‌پردازند، ولی آنها قدر ندانسته و با نیروهای نظامی ما رفتار غیرانسانی می‌کنند.

ـ وزیر ارتباطات آن کشور ضمن مسدود کردن سایت مذکور، دستور کاهش پهنای باند کشور را صادر کرده و خواستار مسدود کردن آب، برق، گاز، تلفن، پست و سیستم حمل و نقل عمومی کشور شد.

ـ رییس دادگاه آن کشور ضمن پلمپ دفتر سایت مذکور، برای جلوگیری از اتلاف زمان دادرسی شبانه به منزل دست‌اندرکاران آن یورش برده و از مدیر تا آبدارچی سایت را به جرم اقدام علیه امنیت ملی به اعدام با اعمال شاقه متهم کرد. (در ذیل حکم، در خصوص «اعمال شاقه» توضیحاتی آمده که چون با شرایط فرهنگی کشور ما تناسب ندارد قابل ذکر نیست.)

ـ اسقف یکی از ایالت‌ها نیز با گوساله قلمداد کردن افشاکنندگان گفت: در افغانستان رفتار غیرانسانی شده که شده! مگه آنها انسان بودن که رفتار انسانی شود؟! کشت و کشتار شده که شده! آخه این چیزها به شما چه ربطی دارد گوسفندها؟!

ـ کشیش یکی از ایالت‌های آن کشور نیز با گناهکار دانستن تمام افرادی که اسناد محرمانه را در سایت فوق خوانده‌اند، از آنها خواست که در اولین یکشنبه به کلیسا رفته و نزد کشیش به گناه خود اعتراف کنند تا مورد بخشش قرار گیرند. در غیر اینصورت ما خودمان آنها را به اتاقک اعتراف برده و ... (چون گفته‌های ایشان تناسبی با شرایط فرهنگی ما نداشت حذف شد.)

ـ وزیر رسانه‌های آن کشور نیز شرایط کشور را طبیعی و آرام ارزیابی کرده و خاطرنشان کرد: امیدواریم روزی برسد که کشورهای دیگر نیز به اندازه‌ی ما از آزادی بیان برخوردار باشند.




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٩ امرداد ۱۳۸٩
نظرات ()

سلام همسرم!

با دیدن کامنت «ش ج» برای پست قبلی که با این جمله خاتمه می‌یابد: «اگه زنده گذاشتنت بازم بنویس ...» احساس کردم که شاید در حالی که ما سرمان در کار خودمان هست و کار به کار دیگران نداریم، دیگران هم سرشان در کار ماست و کاری به کار خودشان ندارند. بنابراین گفتم در روزهایی که همه مشغول نوشتن نامه سرگشاده هستند، من هم ابتکاری به خرج دهم و یک وصیت‌نامه سرگشاده بنویسم.

همسرم!

دوستان محبت دارند و گهگاهی سری به این خانه می‌زنند و کامنتی می‌گذارند و لینکی می‌دهند. اما معمولا فرصت و مجال پاسخگویی پیدا نمی‌شود و تنها شرمندگی‌اش برایم باقی می‌ماند. به عنوان اولین وصیت خواهش می‌کنم چراغ این خانه را روشن نگهداری و اگر رفتنی شدم راهم را ادامه دهی و به کامنت‌هایم پاسخ دهی. (روحم شاد و راهم پر رهرو باد!)

همسرم!

وصیت می‌کنم حالا که مجمسه‌های شهر یکی یکی به سرقت می‌روند، مراقب مجسمه‌های روی میز تلویزیون خانه‌مان باشی. دیروز شنیدم مجمسه گوساله‌ی دانشگاه تهران را هم دزدیده‌اند. پس، از آن شتر قهوه‌ای رنگ بیشتر از بقیه مراقبت کن. چون لب و لوچه آویزان و رنگ و رویش بسیار با حال و روز این روزهای مردم سنخیت دارد. (کاش تمام گوساله‌ها را دزد می‌برد تا در آینده هیچ گاوی نداشته باشیم!)

گفتم «قهوه‌ای» و داغ دلم تازه شد! وصیت می‌کنم زباله‌های خیس را در سطل آشغال نریزی تا به وقت انتقال به سطل سرکوچه، ردی قهوه‌ای از خود بر جا نگذارد! ... البته الان که خوب فکر می‌کنم می‌بینم زیاد هم بد نیست! اینطوری وقتی می‌روم، همه می‌گویند کاش نرفته بود! بنابراین این وصیتم را پس می‌گیرم. لطفا همچنان به ریختن زباله‌های خیس ادامه بده! در ضمن «خشک» یا «ترش» زیاد مهم نیست؛ یادت نرود که با برخی زباله‌ها با احترام فراوان برخورد کن؛ چون ممکن است بعدا بازیافت شده و مهم شوند.

همسرم!

شنیدم سرقت کابل در یکی از مناطق مخابرات تهران باعث قطع ارتباط اینترنت پرسرعت برخی مشترکان شده، بنابراین حالا که ارتباطات مشروع نیز دیگر امنیت ندارد، مراقب باش بعد از رفتنم، در یک جای امن و امان فاتحه برایم بخوانی تا فاتحه‌هایت را روی هوا نزنند یا رویش پارازیت نیاندازند و ارتباط DC نشود تا روحم شاد شود و حال کنم.

راستی اگر رفتم و نتوانستم به خوابت بیایم، بدان که در گل گیر کرده‌ام! آخر به ما پرایدسوارها بعید می‌دانم در آن دنیا هم مرکب شاسی بلند بدهند! بنابراین یک تراکتور پیدا کن و بیا دنبالم. آخر نیسان که غیرت ندارد!

همسرم!

خوب می‌دانی که خیلی به آتش‌افروزی علاقه داشتم و هرجا که می‌رفتیم آتش به پا می‌کردیم. حالا اگر راست باشد که «هرکس با هرچه دوست دارد محشور می‌شود»، چه مستوجب عذاب و عقوبت باشم و چه مستحق نعمت و رحمت، در هر دو حالت سرنوشتی جز آتش ندارم! بنابراین یادت باشد برایم جوجه بدون استخوان در پیاز و زعفران خوابیده خیرات کنی! (سس مایونز و گوجه فراوان یادت نرود!)

راستی شنیده بودم تنها حیوانات، آن هم تنها چند دقیقه قبل از زلزله می‌توانند آن را پیش‌بینی کنند، اما اخیرا می‌گویند قرار است به زودی در تهران زلزله بیاید. بنابراین مرا خارج از تهران چال کن که تنم در گور نلرزد.

در ضمن شب اول قبر تلویزوین خانه‌مان را خاموش کن تا روح سرگردان من آزارونده نشود. آخه دیدن نکیر و منکر بهتر از دیدن آن است!

همسرم!

ابوالصادق محصولی گفته که همت مضاعف و کار مضاعف یعنی اینکه مردم بیشتر بچه‌دار شوند. بنابراین ما نه تنها همت نداشتیم، بلکه جزو جامعه محترم بی‌کاران نیز به حساب می‌آییم. پس بعد از رفتنم، جهت اخذ بیمه بی‌کاری اقدام کن.

حالا که دارم وصیت‌نامه سرگشاده می‌نویسم فکر می‌کنم اگر کامنت «ش.ج» نیز جدی نباشد، با چیزهایی که دارم می‌نویسم حتما جدی می‌شود! بنابراین بیشتر از این وصیت نمی‌کنم. مراقب خودت باش. مراقب منم باش!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظرات ()

به گزارش خبرآنلاین، سرپرست فدراسیون شنا گفته «کارمندان فدراسیون شنا از 18 اردیبهشت با لباس ورزشی مرتبط با رشته شان به محل کار می روند!»

هرچند که ممکن است برخی این طرح را در راستای صرفه‌جویی در مصرف البسه قلمداد کنند، اما از سوی دیگر در صورت اجرای این طرح پر واضح و نگفته پیداست که امنیت روانی جامعه با مخاطره مواجه می‌شود! بنابراین نهادهای مختلف در مقابل این طرح واکنش‌های متفاوت نشان دادند. 

سازمان گردشگری امارات متحده عربی این طرح را در راستای کسادی سواحل جمیرا ارزیابی کرده و آنرا شدیدا و قویا محکوم کرد. همچنین سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور رسما اعلام کرد: «اگر این طرح لغو شود، حاضریم از خر شیطان پیاده شده و تا آخر عمر از نام صحیح «خلیج فارس» استفاده کنیم.»

شرکت‌های هواپیمایی نیز در صورت اجرای این طرح نسبت به کاهش چشمگیر پروازهای آنتالیا، دبی، پاتایا و ... هشدار دادند و پیشاپیش اعلام برشکستگی کردند!

راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ نیز به علت ایجاد ترافیک در خیابان‌های منتهی به فدراسیون شنا، اعلام کرد:‌ در صورت اجرای این طرح معابر اطراف فدراسیون جوابگوی حجم انبوه بازدیدکنندگان نیست؛ بنابراین خواستار تغییر محل فدراسیون شنا شد. (هم اکنون این طرح به کمیسیون تغییر محل نمایشگاه‌های بین المللی ارجاع شده، بنابراین امید است تا 50 سال آینده به نتیجه برسد.)

همچنین برادران و خواهران محترم گشت‌های ارشاد با توجه به آنکه روزهای پر کاری را درپیش خواهند داشت، طی بیانیه‌ای خواستار اضافه حقوق و مزایا شده‌اند.

در حالی که انبوه واکنش‌ها نسبت به این طرح همچنان ادامه دارد، اما تا لحظه تنظیم این گزارش، خبری از صحت و سلامت سرپرست فدراسیون شنا در دست نیست!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظرات ()

به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمود احمدی‌نژاد روز سه‌شنبه در جمع کارگران نمونه کشور گفت: «... یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خانواده‌ای دارای سه فرزند و یا چهار فرزند می‌شود به آن خانواده اعتراض می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند روزی این خانواده را بدهند. به شما چه که چند بچه کافی است؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی از سه بچه بیشتر حق ندارد داشته باشد؟ ...»

بنابراین ظاهرا به قدری رفاه و آسایش و آرامش مردم زیاد شده و مشکل بیکاری و بی‌خانمانی و بی‌پولی و ... برطرف شده که فرمان ازدیاد موالید صادر شده و رئیس جمهور در پی احقاق حقوق شهروندی برخواسته و علیه قوانین محدودیت‌زای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده قیام کرده است!

با یادآوری مدارس سه شیفته و لشکر پشت کنکوری و اینکه در دهه 60 کلی آدم عقلشان را روی هم ریختند و برای جلوگیری از افزایش بی‌رویه جمعیت و جلوگیری از ایجاد مشکلات تامین معاش و تحصیل و کار و ... قوانین کنترل جمعیت را پایه‌ریزی کردند و تقریبا طی دو دهه تا حدودی موفق به اجرای آن شده‌اند، درمی‌یابیم که گفته‌های رئیس جمهور چقدر حساب‌شده است و ایشان فی الواقع به فکر بسط و گسترش حقوق شهروندی و آزادی‌های فردی است! بنابراین در ادامه آزادی‌خواهی و تاکید ایشان بر حقوق شهروندی، فرازهایی از سخنرانی‌های آتی ایشان را پیش‌بینی می‌کنیم:

1ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خودروی خانواده‌ای وارد طرح ترافیک شد، آن را جریمه می‌کنند. انگار که آن‌ها خرج خرید خودرو و تعویض روغن و ... این خانواده را می‌دهند. به شما چه که هر فردی با ماشینش کجا می‌خواهد برود؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی که در فلان خیابان آمد باید جریمه شود و در فلان خیابان جریمه نشود؟

2ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و سوخت خودروی خانواده‌ها را سهمیه بندی می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند پول بنزینش را بدهند. به شما چه که هر کسی چقدر بنزین مصرف می‌کند؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی از 260 لیتر بیشتر حق ندارد در هر فصل بنزین 100 تومانی داشته باشد؟

3ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خانواده‌ای دیش ماهواره روی بام خود نصب کرد، به آن خانواده اعتراض می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند روزی این خانواده را بدهند. به شما چه که کسی ریسیور ماهواره دارد؟ چرا قانون می‌گذارید که ماهواره ممنوع است؟

4ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که مردم نمی‌توانند خودشان تصمیم بگیرند که چه ببینند و به محض این‌که خانواده‌ای خواست اخبار ماهواره را ببیند روی آن پارازیت می‌اندازند. انگار که دایه مهربان‌تر از مادر هستند. به شما چه که چه کسی چه چیزی می‌بیند و چه چیزی می‌شنود؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی حق ندارد فلان چیز را ببیند؟

5ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که رستورانی بعد از ساعت 12 شب باز بود، به آن اعتراض می‌کنند. انگار که آن‌ها دارند برای آن مغازه کار می‌کنند. به شما چه که چه مغازه‌ای چه ساعتی می‌بندد؟ چرا قانون می‌گذارید که مغازه‌ای حق ندارد بعد از ساعت 12 باز باشد؟

6ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و مردم را زور می‌کنند که فرم اقتصاد خانوار پر کنند و بگویند که چی دارند و چی ندارند. انگار که آن‌ها برای مردم ملک و ماشین فراهم کردند. به شما چه که مردم چه چیزهایی دارند؟ چرا قانون می‌گذارید که در زندگی مردم تفتیش کنید؟

7ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که اعوذ بالله خدا هستند و با اعلام وقوع زلزله خانواده‌ها را نگران می‌کنند، انگار از طرف خدا آمده‌اند. شما از کجا می‌دانید که کی زلزله و سیل و طوفان می‌آید؟ چرا بر استرس و اضطراب خانواده‌ها می‌افزایید؟

8ـ یک مشت آدم خیال می‌کنند که عمر مردم دست آنهاست و به خانواده‌های تهرانی امر و نهی می‌کنند که از ترس زلزله پنج میلیون نفر باید از تهران بروند. انگار که حیات و ممات مردم دست آنهاست. به شما چه که چند نفر از تهران می‌روند و چند نفر می‌مانند؟ چرا قانون می‌گذارید که هر کسی که برود تسهیلات می‌گیرد؟




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
نظرات ()

اخیرا صادق محصولی وزیر رفاه و تامین اجتماعی که برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری از مهمترین دستاوردهای ایشان است، با تحریف منظور مقام معظم رهبری از نامگذاری سال جاری با عنوان «همت مضاعف و کار مضاعف»، آنرا تفسیر به رای کرده و گفته: «به طور حتم کشور ما در راستای تحقق شعار همت مضاعف و کار مضاعف قابلیت جمعیت بیشتری دارد و ما می توانیم این استعدادها و منابع بالقوه را به بالفعل تبدیل کنیم.»

با توجه به این درافشانی ایشان، دیگر نیازی به نگارش طنز احساس نمی‌شود! اگر هم نیازی احساس بشود، با توجه به اینکه «خانواده» به این وبلاگ رفت و آمد دارد، خیلی نمی‌توانیم نکات عمیق مستتر در گفته‌ی ایشان را بشکافیم و در معرض دید عموم قرار دهیم! بنابراین فقط به ذکر چند نتیجه از سخنان گهربار ایشان اکتفا می‌کنیم:

1ـ افراد مجرد قادر به انجام کار مضاعف و همت مضاعف نیستند!

2ـ شعار «بچه که عمر و نفسه، یکی خوبه دوتا بسه» در راستای سرکوب استعدادهای بالقوه ایرانیان است! در عوض ضرب المثل «خدا یکی، زن هم یکی یکی!» ـ اگر منجر به ازدیاد موالید بشود ـ در راستای بالفعل شدن استعداد است! (بنابراین زین پس به جای عبارت نامانوس «شلوارش دوتا شده»، باید بگوییم: «استعدادش زیاد شده» یا «خیلی با استعداد است»!)

3ـ زین پس به جای «جوجه کشی»، می‌گوییم: «کمیته استعدادیابی» یا «معاونت کشف و شکوفاسازی استعدادها»

4ـ کلا استعداد هموطنان روستایی بیشتر و بالفعل‌تر از شهرنشینان است! در این راستا باید 5 میلیون نفر از تهران به روستاها بروند تا استعدادشان بالفعل شود!

5ـ کشور چین با یک میلیارد و 300 میلیون جمعیت، با استعدادترین کشور جهان است!

6ـ استعداد انسان‌ها با کهولت سن کاهش یافته و رو به زوال می‌رود!

7ـ حکیم ابوالصادق محصولی: استعداد پیری گر بجنبد، سر به رسوایی زند!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۸ فروردین ۱۳۸٩
نظرات ()

معاون مشارکت‌های مردمی کمیته امداد امام (ره) گفت: کمیته امداد امام (ره) آمادگی به‌کارگیری صندوق صدقات دیجیتالی را در کشور دارد و از این صندوق‌ها فعلاً به طور پایلوت در برخی از استان‌ها استفاده می‌شود که امیدواریم در ماه‌ها‌ی آینده در سراسر کشور راه‌اندازی شود.

در صورت دیجیتالی شدن صندوق‌های صدقات، پیشامدهای زیر دور از ذهن نیست:

1ـ پس از وارد کردن رمز خود، لطفا جهت کمک به مستضعفان و محرومان ایرانی، زبان «فارسی» و جهت کمک به دختران دم بخت کومور، نیازمندان گابن و سایر کشورها، زبان «باکومبایی» را انتخاب کنید.

2ـ به علت نقص فنی، این دستگاه قادر به دفع بلایا نمی‌باشد.

3ـ ارتباط با ملائک برقرار نشد، لطفا تا برقراری ارتباط از حرکت در جاده خودداری فرمایید.

4ـ مبلغ کمتر از دو هزارتومان قابل دریافت نمی‌باشد، خسیس بازی در نیار!

5ـ نیازمند مورد نظر فوت شد. لطفا مجددا کمک فرمایید.

6ـ هم‌اکنون نیازمند یاری سردتان هستیم. (توضیح روابط عمومی: از آنجا که هرگونه استفاده از رنگ سبز، نشانه‌ی محاربه، انقلاب مخملین و براندازی نرم است، از جمله مذکور فتنه زدایی صورت گرفت.)

و ...




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٧ فروردین ۱۳۸٩
نظرات ()

به گفته‌ی مدیرکل سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی، پرونده ثبت معنوی امام جمعه ارومیه در لیست آثار معنوی کشور در حال پیگیری است و امید است تا پایان سال، حجت‌الاسلام حسنی به عنوان یکی از میراث فرهنگی کشور به ثبت برسد.

١) بنابراین اگر این ثبت صورت بگیرد و کسی نگاهی به لیست میراث فرهنگی ایران بیاندازد، فکر می‌کند ایشان چیست؟

الف) عتیقه

ب) زیرخاکی

ج) امام جمعه ارومیه

٢) باید ایشان را در کجا نگهداری کرد؟!

الف) موزه

ب) زیر خاک

ج) خانه

٣) باید ایشان را چه کرد؟!

الف) مرمت

ب) بازسازی

ج) مومیایی




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
نظرات ()

به گفته‌ی رئیس ستاد حمل و نقل و مدیریت مصرف سوخت کشور، در کارت سوخت هر خودرو 20 لیتر سهمیه بنزین نوروزی ریخته شده است. بنابراین فکر می‌کنید با این 20 لیتر چه کارهایی می‌شود انجام داد؟

1) با 20 لیتر سهمیه بنزین نوروزی می‌توانید بار و بندیل سفر را بسته و دست خانوم و بچه‌ها را گرفته به اعتبات عالیات و سفرهای زیارتی مانند شاه عبدالعظیم حسنی و امامزاده صالح یا سفرهای گردشگری و سیاحتی مانند پارک لاله و پارک ملت تشریف ببرید. اگر هم هوای جنگل و دریا و طبیعت بکر شمال در سرتان بود، می‌توانید به میدان انقلاب مراجعه کرده و جهت خرید پوسترهای آن اقدام فرمایید. در ضمن به یاد زاینده رود و سی و سه پل نیز می‌توانید سری به بلوار کشاورز بزنید.

2) می‌توانید به نزدیک‌ترین پمپ بنزین محل سکونت خود رفته و 20 لیتر بنزین سهمیه نوروز را در بازار سیاه به بهای هر لیتر 350 تومان بفروشید. با این حساب 7 هزار تومان پول رایج مملکت گیرتان می‌آید که می‌توانید 2 کیلو تخمه آفتاب گردان بگیرید و به تماشای فیلم‌های سفرهای قبلی‌تان نشسته و با خاطرات آن خوش باشید.

3) می‌توانید 20 لیتر سهمیه بنزین نوروزی را در 20 ظرف یک لیتری نوشابه خانواده ریخته و از 28 اسفند تا 13 فروردین هر روز یک لیتر از آن را بر سر سفره گذاشته و حالش را ببرید و دلخوش باشید که بنزین به سفره‌تان آمده است. 4 لیتر آن را هم برای مابقی اعیاد سال نگه دارید.




:: برچسب‌ها: طنز, سفر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٢ اسفند ۱۳۸۸
نظرات ()

یک پزشک: مثل آپاندیس می‌ماند که تا وقتی نترکیده، مشکلی پیش نمی‌آید.

یک مهندس: سیاست عبارت است از حاصل تفریق خط مترو از خط منوریل.

یک روانشناس: به نظر من خیلی خوب است، چون مشتریان ما را زیاد می‌کند.

یک معلم: مثل تزکیه، قبل از تعلیم و هر چیز دیگری است.

یک ریاضیدان: مثل تقسیم هر عدد بر صفر، تعریف نشده است.

یک دارنده‌ی دکترای جعلی: مثل دانشگاهی است که سه سوت در آن تحصیل می‌کنی و سی سال از مدرکش استفاده می‌کنی.

یک وکیل: به دنیای صدور حکم قبل از بازداشت گفته می‌شود.

یک قاضی: اصلا خوب نیست، چون همیشه پایش سر از کفش ما در می‌آورد. (در ضمن جورابش هم بو می‌دهد!)

یک منجم: مثل ستاره‌ی هالی، حالی به حالیست.

یک فوتبالیست: مثل فوتبال بازی کردن بعد از دقیقه 90 است.

یک داور فوتبال: مثل شیر سماور است.

یک کارمند وزارت کار: این فرآیند برای اشتغال زایی هموطنان جویای کار خیلی خوب و کاربردی است.

یک کارمند شهرداری: شبیه ساختن دور برگردان در یک اتوبان یک طرفه است.

یک مسئول شیرخوارگاه آمنه: برای چندمین مرتبه از پدر و مادر این کودک درخواست می‌کنیم، برای بردن فرزندشان به دفتر مدیریت مراجعه فرمایند.

یک دانشجو: آخ! ... وای! ... اسمش را نیاور ...

یک سیاستمدار: در دست بررسی است، باید در موردش کار کارشناسی انجام بشود ... الان نمی‌توانم چیزی بگویم.




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٤ آذر ۱۳۸۸
نظرات ()

کودک که بودم آرزو می‌کردم کاش بال داشتم و پرواز می‌کردم. کلاس پنجم که رفتم، روزی یک توپ فوتبال چرمی (معروف به چهل تیکه) هدیه گرفتم و اندکی بال درآوردم و پرواز کردم! اما حتما تایید می‌کنید که این بال درآوردن هیچوقت حس و حال آن بال درآوردن را ندارد!

تا جایی که حافظه یاری می‌کند، هیچ‌وقت هیچ سنگی به هیچ گربه‌ای نزدم و هیچ تیرکمانی را به سوی هیچ پرنده‌ای نشانه نگرفتم، اما نمی‌دانم آه چه کسی مرا گرفت که روزنامه‌نگار شدم و نه تنها آرزوی پرواز از سرم پرید، بلکه آرزوی جور درآمدن دخل و خرج نیز بر دلم ماند!

اکنون که نمودار میله‌ای روزنامه‌های توقیف شده، حال برج میلاد را گرفته و انجمن صنفی‌مان نیز بدون شاکی پلمپ شده! دوباره هوس دوران کودکی به سرم زد و آرزو کردم که کاش بال داشتم و پرنده بودم و پرواز می‌کردم. آخر به کبوترها حسودیم می‌شود! حتی به حال کلاغان نیز غبطه می‌خورم! خوش به حالشان که وقتی امواجه پارازیت انداز، ناجوانمردانه به حریم آبی پروازشان تجاوز کرده و آن‌ها را از خانه و کاشانه‌شان فراری می‌دهند، حداقل نماینده مجلسی هست که تذکر آیین‌نامه‌ای داده و اعتراضی کند و وزارت بهداشت و سازمان محیط زیستی دارند که به دادشان برسد!

حتی به کودکان سرطانی و معتادان نیز حسودیم می‌شود که انجمشان بدون شاکی پلمپ نمی‌شود! کاش قلمم می‌شکست و قدم در راه روزنامه‌نگاری نمی‌گذاشتم. کاش معتاد بودم!

هرچند که انجمن صنفی روزنامه‌نگاران نیز آش دهان‌سوزی نبود و جز اخذ وجه عضویت و صدور بیانیه کاری نمی‌کرد! اما بهرحال بودش به از نبودش بود و هرازگاهی که برای تمدید عضویت به آنجا می‌رفتیم، یک لیوان سفالی دسته‌دار می‌گرفتیم! وقتی یادم می‌آید که قرار بود طرح عقیم‌سازی گربه‌های شهری اجرا شود و انجمن حمایت از حیوانات به مخالفت با این طرح برآمد و جلوی آنرا گرفت، به گربه‌ها نیز حسودیم می‌شود که انجمنشان به فکرشان است و بدون شاکی پلمپ نمی‌شود! کاش گربه بودم!

تازه! به روزنامه کیهان نیز حسودیم می‌شود! خوش به حالش که 40 شاکی داشت و دادگاهش بعد از 8 سال برگزار شد. آن هم با حضور هیات منصفه! اما انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به گفته‌ی دبیرش، هیچ شاکی مشخصی نداشت و یک شبه پلمپ شد! همین بدرالسادات مفیدی (دبیر انجمن) می‌گوید: «با گذشت بیش از 2 ماه همچنان در جست و جوی شاکی هستیم.»

بنابراین مشاهده می‌کنید که در حال حاضر تمام ابنای بشر دست به دست هم داده و عزمشان را جزم کرده‌اند و دربدر دنبال شاکی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران می‌گردند! آخر خیلی بی‌کلاسی است، اصلا افت دارد در کشوری که آزادی نزدیک به مطلق وجود دارد، نخودکاران برره سفلی با وجود شونصدتا شاکی، انجمن داشته باشند و این‌همه اصحاب قلم و اندیشه بدون حتی یک شاکی، انجمن‌شان پلمپ شود. بدتر از همه اینکه روزنامه‌ی زیادی هم نمانده که بشود در آن آگهی «مفقودی شاکی» درج کرد و از یابندگان تقاضا کرد با معرفی شاکی، انجمنی را از نگرانی درآورند!

وقتی در جراید خواندم که تشکیلاتی به نام «جنبش مردم ایران علیه قانون گریزی» که به ریاست محمدرضا رحیمی فعالیت می‌کند، از ساخته شدن 29هزار پرونده علیه موسوی خبر داده، به نخست وزیر امام نیز حسودیم شد! اینجاست که آدم یک جایش می‌سوزد که چرا یکی مثل میرحسین در یک تشکیلات ناشناس، نه یکی، نه دوتا، بلکه 29 هزار! شاکی دارد، اما انجمن صنفی روزنامه‌نگاران حتی یک شاکی هم ندارد و دفترش پلمپ می‌شود؟! کاش برای آنکه بیش از این موجبات سرافکندگی و سرخوردگی جماعت قلم به دست و روزنامه‌نگار فراهم نشود، حداقل یکی از آن 29 هزار شاکی میرحسین را به انجمن صنفی بدهند تا دهک‌های پایین جامعه نیز به اندازه دهک‌های بالا از نعمت «شاکی» برخوردار باشند!




:: برچسب‌ها: طنز, یادداشت
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢۱ مهر ۱۳۸۸
نظرات ()

خوشبختانه با همت و غیرت نیروهای لباس شخصی و لباس غیرشخصی، چشم فتنه کور و دست ایادی استکبار جهانی رو شد و نقشه‌های شومی که در سر داشتند، نقش بر آب شد!

گوش فتنه هم کر شد و هیچ چیز نمی‌شنود.

از طرفی بنا به گفته شاهدان عینی، دست فتنه قلم، چشمش کور، دندش نرم و دهانش نیز آسفالت شد!




:: برچسب‌ها: طنز, خبر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٧ امرداد ۱۳۸۸
نظرات ()

همزمان با برگزاری انتخابات اخیر ده‌ها نفر به اتهام براندازی نرم و انقلاب مخملی بازداشت شده و در حالی که مشغول خوردن آب خنک (آن هم به صورت تک‌خوری!) بودند، متوجه شدند که انتخابات بدون مشکل بوده است. اما برخی فکر می‌کردند که انتخابات مشکلدار بوده! بنابراین به خیابان‌ها ریخته و شعار دادند و تعدادی از آنها در نهایت موفق شدند طعم آب خنک و حلوا را همزمان بچشند.

القصه! آنهایی که به روزنامه‌های گوناگون، شبکه‌های رادیو ـ تلویزیونی و اخبار و تصاویر و فیلم‌های مختلف دسترسی داشتند در نتیجه انتخابات تردید کردند. اما چند نفری که به هیچکدام از این‌ها دسترسی نداشته و در هتل اوین اقامت داشتند! تمام تردیدهایشان به یقین مبدل شده و ییهویی فکر کردند اکنون وقت آن است که تغییر کرده و اصلاح شده و به دامان میهن برگردند!

بنابراین اینجانب در کمال صحت و سلامت، نه تنها این انقلاب رنگین و ننگین را شدیدا و قویا محکوم می‌کنم، بلکه سریال خانه سبز و سبز شدن درختان در بهار و هر چیز سبز دیگری را نیز محکوم می‌کنم! لذا برای خشکاندن ریشه‌های اینگونه اقدامات براندازانه، بررسی‌های جامعی انجام دادم که نتایجش حاکی از آن بود که خائنین به انقلاب و اسلام از سال‌ها پیش با نفوذ در صدا و سیما توانسته بودند برای بسترسازی و زمینه‌سازی موج سبز خود، برنامه عروسکی «خانه مادربزرگ» را با شخصیتی به نام «مخمل» بسازند و سریال «خانه سبز» را تولید نمایند که با وجود کم‌توجهی مسئولان وقت، این برنامه‌ها ماه‌های متمادی در تلویزیون پخش شد و توانست اولین مرحله انقلاب مخملین را پایه‌ریزی کرده و مردم را با انقلاب مخملی و رنگ سبز و سبزاندیشی آشنا کند.

 

 

برای اثبات این جریان خزنده، کافیست شعر تیتراژ پایانی سریال «خانه سبز» را مروری دوباره کنیم که تا ماهیت چهره زشت و کریه انقلاب‌کنندگان خزنده‌ی مخملی، بیش از گذشته برایمان آشکار شود:

سبز سبزم ریشه دارم

من درختی استوارم

سبز سبزم ریشه دارم

در زمستان هم بهارم

شور و عشق و شادیم را

از خدایم هدیه دارم 

هرچه هستم، هرکه باشم

چشمه‌ام، پاکم، زلالم

‌‍[گفتنی است برخی منابع آگاه معتقدند خسرو شکیبایی ـ بازیگر این مجموعه ـ بعد از آنکه متوجه شد بازیچه دست انقلاب مخملین کنندگان موج سبز شده، دق کرد و مرد!]




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٦ امرداد ۱۳۸۸
نظرات ()

سیدمحمد خاتمی در دیدار با خانواده‌های بازداشت‌شدگان سیاسی، برگزاری رفراندوم را تنها راهکار برون‌رفت از بحران فعلی کشور دانسته و گفت: «باید از مردم پرسیده شود که آیا از وضعیت پیش‌آمده راضی هستند و اگر اکثریت مردم از این وضعیت راضی هستند و این وضع را قبول داشته باشند، ما هم تسلیم هستیم.»

در این راستا حسین شریعتمداری بار دیگر دست به قلم شده و افشاگری دیگری را کلید زده و درخواست خاتمی مبنی بر برگزاری رفراندوم را کار ایادی استکبار جهانی و وزارت دفاع آمریکا دانسته است.

وی در یادداشتی آورده: «قبل از پرداختن به موضوع یادشده، در این خبر دقت کنید؛ چندی قبل، مایکل لدین -MICHAEL LEDEEN- عضو برجسته مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» و دستیار ویژه «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا و «دیک چنی» معاون جرج بوش، از «رفراندوم درباره مشروعیت جمهوری اسلامی ایران» با عنوان یکی از راه کارهای مؤثر برای مقابله با اقتدار ایران اسلامی یاد کرده بود.»

این در حالی است که با مروری به اخبار و رویدادهای گذشته به این نتیجه می‌رسیم که پرزیدنت احمدی‌نژاد در راستای مدیریت جهانی خود، خیلی قبل‌تر از «مایکل لدین» طرح رفراندوم را به عنوان راهکاری مفید برای کشورهای مختلف (از فلسطین گرفته تا آمریکا) مطرح کرده بود. وی سال گذشته در نشست‌های خبری مختلف خواستار برگزاری رفراندوم در آمریکا شد و گفت: «اگر در آمریکا رفراندوم برگزار شود بالای 70 درصد آنها مخالف اقدامات جنایت کارانه صهیونیست ها هستند و فقط یک مشت آدم‌کش دورهم جمع شده اند و یکدیگر را تائید می کنند.»

وی حتی طرح رفراندوم خود را محدود به آمریکا و اسرائیل نکرده و با نگاهی جهان‌شمول، در نشست خبری که در حاشیه نشست گروه دی هشت در مالزی برگزار شد، تصریح کرد: «مردم کشورهای مختلف نظیر ژاپن، کره جنوبی و آلمان دوست ندارند نیروهای آمریکایی را در وطن خود مستقر ببینند. اگر دولت آمریکا تردید دارد، می‌تواند با رفراندوم آزاد از مردم این کشورها نظرخواهی کند.»

بنابراین یادداشت‌نویس همیشه افشاگر کیهانی در حالی طرح رفراندوم را متعلق به آمریکایی‌ها دانسته و خاتمی را وابسته و دنباله‌روی آنها معرفی می‌کند که اسناد و شواهد و قرائن، دال بر آن است که افتخار ثبت این طرح ملی و جهانی مخصوص حاج محمود بوده و مایکل لدین با تقلید از وی، ایده‌دزدی کرده‌است! از سوی دیگر با توجه به آنکه محمد خاتمی برای برون‌رفت از مشکل کنونی راهکار احمدی‌نژاد را پیشنهاد کرده، مشخص می‌شود که وی از مریدان و وابستگان حاج محمود بوده و تا کنون رو نکرده است!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۳٠ تیر ۱۳۸۸
نظرات ()

به گزارش روابط عمومی ستاد دائمی تسهیلات سفرهای کشور، کلیه بازدیدکنندگان آثار فرهنگی و تاریخی استان قزوین تحت پوشش بیمه قرار دارند.

به همت ستاد تسهیلات سفرهای استان قزوین و با هماهنگی یک شرکت بیمه تمامی بازدیدکنندگان از جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی قزوین تحت پوشش قرار می‌گیرند تا درصورت بروز حادثه در حین بازدید از آثار تاریخی از خدمات این بیمه بهره‌مند گردند.

لینک خبر




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٩ تیر ۱۳۸۸
نظرات ()

١-

قدرت خدا رو می‌بینی؟!

4 سال طول کشید تا نرخ تورم از 12 درصد به 25.6 درصد برسه، اما ظرف 12 ساعت از 25.6 به 15درصد رسید!

به نظر می‌رسه اگه همینطوری پیش بره، تا 24 ساعت دیگه ایران سوئیس میشه!

 

٢-

امام علی شهید دروغ شد. نسل همه‌ی دروغگویان به عمر و عاص می‌رسه که حتی امام علی هم ظاهرا در مقابلش شکست خورد.




:: برچسب‌ها: طنز, چاردیواری
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱٧ خرداد ۱۳۸۸
نظرات ()

بارخدایا

مرا از امیال و هوای نفسانی محفوظ بدار تا با جیب خالی به سراغ کتاب‌های عالی نروم!

بارخدایا

قدرتم بخش و اوقات فراغت و استراحت نصیبم گردان تا کتاب‌های نخوانده‌ی کتابخانه‌ام را بخوانم و تا آنها را نخوانده‌ام از خرید کتاب‌های جدید مصونم دار!

بارخدایا

قوتم بخش و اراده‌ای پولادین نصیبم کن تا اسیر جلال‌آل احمدها، جمالزاده‌ها، شریعتی‌ها، گارسیا مارکزها، خلیل جبران‌خلیل‌ها و ... نشوم و در دام خرید آثار گرانشان نیافتم!

بارخدایا

به من دیدی ژرف‌نگر عطا کن تا گول جلدهای گالینگور بالای 5 هزار تومان را نخورم و بتوانم همان کتاب را با جلد معمولی، 2 هزار تومان ابتیاع کنم!

بارخدایا

به عدد تمام انتشاراتی‌ها، کتاب‌های «مردان مریخی و زنان ونوسی»، «رازهای خوشبختی»، «چگونه عاشق باشیم» و ... وجود دارد! مرا از گمراهی خرید نسخه‌های کپی، بدلی و سرقتی محافظت نما و نسخه‌های اصل نصیبم گردان!

بارخدایا

کلا مرا از راه خرید کتاب مصون بدار و به سوی امانت گرفتن کتاب از کتابخانه‌ها هدایت فرما !

بارخدایا

به قلم سوگند یاد کردی و سواد خواندن و شور دانستن و عشق نوشتن عطا کردی، خواهشمند است الطاف خود را با درآمد نجومی و حساب خالی نشدنی کامل فرمایید!

آمین، یا رب العالمین




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
نظرات ()

شورای نگهبان: رد صلاحیت زنانی که برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می‌کنند و توضیح این موضوع که «رجال سیاسی» شامل زنان هم می‌شود.

سخنگوی شورای نگهبان: قبل از برگزاری هر انتخابات اعلام اینکه این انتخابات دیگر به صورت رایانه‌ای انجام می‌شود و عدم برگزاری رایانه‌ای و تاکید بر اینکه برگزاری رایانه‌ای انتخابات موجب افزایش ایمنی و سلامت انتخابات می‌شود.

دبیر شورای نگهبان: رعایت بی‌طرفی با حمایت از یک کاندیدای خاص.

مجلس: جستجو به دنبال بودجه‌های مفقود شده توسط دولت.

دیوان عدالت اداری: سرشماری تخلفات دولت.

دولت: به دنبال انحلال سازمان‌ها و نهادهای برنامه‌ریزی

پرسنل سازمان منحل شده مدیریت و برنامه‌ریزی: غاز چراندن.

نیروی انتظامی: ارشاد مردم.

وزارت فرهنگ و ارشاد: توقیف جرائد و کتب و فیلم‌ها.

مشاور فرهنگی رئیس جمهور: زدن زیرآب وزیر فرهنگ و ارشاد.

دادستان تهران: فیلتر کردن سایت‌ها و وبلاگ‌ها.

قوه قضاییه: با انتقاد به اطاله دادرسی و ضمن اعلام اینکه سالانه هشت میلیون پرونده قضایی در کشور تشکیل می‌شود، برگزاری همایش چند روزه اعلام جرم علیه اسرائیل.

سازمان تربیت بدنی: ساخت و ساز پروژه‌هایی که معمولا قابل استفاده نیستند.

رئیس سازمان تربیت بدنی: تلاش برای انتخاب به عنوان رئیس تمام فدراسیون‌ها و کمیته‌های ورزشی (به خصوص فدراسیون فوتبال و کمیته المپیک)

فدراسیون فوتبال: برگزاری جلسات فرمالیته، انتخاب سرمربی سفارش شده، عزل سرمربی مغضوب شده و دوباره برگزاری جلسات فرمالیته، انتخاب سرمربی سفارش شده، عزل سرمربی مغضوب شده و دوباره ...

فوتبالیست: برداشتن زیر ابرو و شینیون و میزانپیلی کردن موها.

مربی ارزشی تیم ملی: ابداع تاکتیک تهاجمی مدرن با سیستم تک مهاجمی و دعوت به ادب با بی‌ادبی و اشاعه اخلاق با «گنده باقالی»، «کوتوله» و «گروهبان قندلی».

رئیس فدراسیون فوتبال: خندیدن و خنداندن.

رئیس جمهور: مدام مصاحبه و سخنرانی و ایرانگردی و جهانگردی و توسعه صنعت گردشگری و ترغیب مردم به گلکاری با کود مرغوب.

سخنگوی دولت: دوری از رسانه‌ها و کم صحبت کردن و تلاش برای کنترل سخنان همسرش.

همسر سخنگوی دولت: راهنمایی مربی ارزشی تیم ملی در نگارش بیانیه!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
نظرات ()

چندی پیش دوستی یادداشتی در مورد مبحث «مدیریت» نوشته بود که مرا بر آن داشت تا دست به افشای برخی از مطالعات محرمانه و طبقه بندی شده‌ی خود زده و نتایج غور و بررسی و تحقیق و تفحص و تتبع چند ساله خود را در قالب سطور زیر به اطلاع برسانم.

 

 

بر اساس مطالعات بنده «مدیریت» سهل‌الوصول‌ترین چیز جهان است که ممکن است یکدفعه به انسان وارد شود. بر این اساس گونه‌های متفاوت و متنوعی از این پدیده در جهان وجود دارد که به برخی از آن اشاره می‌شود:

 

MBB (Management By Bus(

در این نوع از مدیریت، یک نوع اتوبوسی وجود دارد که هر کسی سوار آن شود، پدیده مدیریت به شکل فجیعی در او حلول پیدا می‌کند. این اتوبوس از تمام دانشگاه‌ها و کالج‌های جهان بهتر و سریعتر مدیر تربیت می‌کند. کافیست خود را به این اتوبوس برسانید و هرجا که می‌رود، همراه آن باشید تا همواره مدیر (از نوع شایسته و کارآمدش!) باشید.

 

MBA (Management By Accident(

در این مدل از مدیریت، شخص اصلا تحصیلات، معلومات، اطلاعات، سواد و حتی شعور خاصی هم ندارد و در پی یک اتفاق، یک شبه، یک لحظه، دری به تخته می‌خورد و طرف مدیر می‌شود.

 

MBF (Management By Family(

در این سبک از مدیریت، اگر یکی از اقوام درجه یک شما مدیر باشد، حتی اگر کور و کچل و کودن و خل و منگل هم باشید، ناخودآگاه پدیده مدیریت در شما نیز وارد شده و مدیر می‌شوید. این پدیده ظاهرا در DNA افراد وجود دارد.

 

MBM (Management By Money(

همانطور که اسیدسولفوریک 98 درصد حلال مواد است، پول نیز حلال تمام مشکلات است. بنابراین با این حلال می‌توانید مدیر خوب و شایسته‌ای باشید. البته از آنجا که از قدیم گفته اند: «هرچقدر پول بدهی آش می‌خوری» بنابراین میزان پولی که خرج می‌کنید در میزان کارآمدی شما تاثیر به سزایی خواهد گذاشت.

...

استفاده از این تحقیق بدون ذکر منبع و ماخذ، پیگرد قانونی دارد




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۳۱ فروردین ۱۳۸۸
نظرات ()

گاهی دوست داری بنویسی، قلم یاری نمی‌کند. گاهی نیز قلم یاری می‌کند و چیزی برای نوشتن نداری! بدتر از همه وقتی است که وقت یا شرایط نوشتن نداری و ده‌ها صفحه بر ذهنت مرور می‌شود. حسین شریعتمداری پیش‌بینی کرده چون محمد خاتمی مهره سوخته آمریکاست، احتمال دارد مانند بی نظیر بوتو، توسط اطرافیانش ترور شود. این در حالی است که با توجه به تجربه ترور سعید حجاریان، داریوش فروهر، پروانه اسکندری و ... احتمالات دیگری نیز می‌توان مطرح کرد. نیکبخت واحدی به گفته رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال 130 امتیاز منفی دارد و در صورت کسب 20 امتیاز دیگر به لیگ دسته اول منتقل می‌شود. البته رئیس کمیته انضباطی قبلی خودش منتقل شد و عمرش به اعمال قانون قد نداد! خودسوزی یک فرد مقابل مجلس حداقل حسنی که داشت این بود که ساختمان مجلس به کپسول‌های آتش‌نشانی مجهز شد. همچنین رئیس مجلس با اعلام اینکه فرد مذکور معتاد بوده، تلویحا خودسوزی وی را مهم ندانست. بنابراین پیشنهاد می‌شود زین پس به جای کلینیک‌های ترک اعتیاد، کوره‌های آدم سوزی راه‌اندازی شود. فیلم اخراجی‌های 2 منهای ده‌نمکی فیلم بدی نیست! یعنی فیلمبرداری، صداگذاری، گریم، بازی‌ها، جلوه‌های ویژه و عوامل خوبی دارد. اما تنها نقطه ضعف فیلم در فیلمنامه و کارگردانی است. بنابراین اگر دوست دارید فقط 120 دقیقه به حماقت و لودگی یه سری آدم جلوی صحنه و یه سری آدم پشت صحنه (بخوانید مسئولان و برنامه‌ریزان سینمای ایران) بخندید، حتما این فیلم را از دست ندهید. یک میلیارد دلار از بودجه سال 85 گم شده است! بنابراین از یابنده تقاضا می‌شود، ملتی را از نگرانی درآورده و مژدگانی دریافت نماید! این در حالی است که احمدی نژاد دولت خود را پاک‌ترین دولت ایران می‌داند! حالا ما نمی‌دانیم دم خروس را قبول کنیم یا پاکی دولت را؟! فرض محال، محال نیست! اگر روزی این مبلغ پیدا شد و خداناکرده قرار شد بین 70 میلیون ایرانی تقسیم شود، به هر کس 14 هزار و 285 تومان می‌رسد. پول نفت را بر سر سفره نخواستیم، مرحمت فرموده ما را مس نمایید! مرد دو هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری، برای نمایش در نوروز آماده می‌شود. ظاهرا هر سال که می‌گذرد، 1000 چهره به چهره‌ی هر ایرانی اضافه می‌شود! در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی بیشترین آمار برخورد نیروهای امنیتی، انتظامی و لباس شخصی مربوط به تجمعاتی بود که توسط وزارت کشور مجوز داشتند! در آن دوران به گفته خود دولتی‌ها هر 9 روز یک بحران بر سر راه دولت وجود داشت که نمی‌گذاشت کار کند. بنابراین به نظرم کمی مضحک است که خاتمی دوباره هوس ریاست جمهوری کرده. اگر جزو آن دسته نیستید که فقط برای سرگرمی به سینما می‌روید و دوست دارید فیلمی که می‌بینید تا مدت‌ها دست از سرتان بر ندارد، حتما و حتما و قطعا فیلم‌های «صندلی خالی» و «اشکان، انگشتر متبرکش و چند داستان دیگر» را ببینید. ظاهرا هیچ ربطی بین استاد اسدی با احمدی نژاد و خداداد عزیزی با میرحسین موسوی وجود ندارد! اما فکر می‌کنم بعد از گل به خودی استاد اسدی در بازی با ژاپن و در نهایت باخت ایران در آن بازی، شاید بار دیگر با حضور غزال تیزپا موفق به حضور در جام جهانی شویم!  آبی. آسمان. دریا. مهربان. موج و باد و توفان. ابر و باران. بی‌امان. همسفر و همزبان. در پیدا و پنهان. پر توان و ناتوان. دوزخ و بوستان. بی‌خانمان. جان در دهان. دوستان، داستان. قرآن، روان و مکان و زمان و پریشان. ارغوان. مهربان.




:: برچسب‌ها: یادداشت, طنز, شعر و هذیان, خبر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٦ اسفند ۱۳۸٧
نظرات ()

رئیس جمهور 29 آبان در جمع مردم زنجان گفت: ملت ایران با چاقوی زنجان دست و پای متجاوزان را قطع می‌کند!

بنابراین بعید نیست ایشان در سفرهای دیگر استانی به نکات زیر اشاره کنند:

در استان تهران: ملت ایران آنقدر متجاوزان را در ترافیک نگه می‌دارد تا از آمدن خود پشیمان شوند.

در استان سیستان و بلوچستان: ملت ایران آنقدر هروئین به متجاوزان تزریق می‌کند تا دیگر رمق تجاوز نداشته باشند.

در استان خراسان: ملت ایران متجاوزان را به امام رضا (ع) واگذار می‌کند.

در استان هرمزگان: ملت ایران متجاوزان را در دمای 45 درجه جاسک، آب‌پز می‌کند.

در استان اردبیل: ملت ایران با بیل بر سر متجاوزان می‌کوبد.

در استان یزد: ملت ایران به قدری باقلوا و قطاب به حلق متجاوزان می‌ریزد که خفه شوند.

در استان قم: ملت ایران کاری می‌کند که متجاوزان توبه کرده و مبلغ دینی شوند.

در استان مازندران: ملت ایران متجاوزان را به جاده‌های هراز و چالوس راهنمایی می‌کند تا آمار کشته‌شدگان جاده‌ای دو برابر شود.

در استان خوزستان: ملت ایران نفت بر سر متجاوزان ریخته و آتش به جان آنها می‌زند.

در استان کردستان و کرمانشاه: ملت ایران سبیل متجاوزان را به باد می‌دهد.

در استان چهارمحال و بختیاری: ملت ایران قبر متجاوزان را کنده و بر سرش شیر سنگی می‌گذارد.

در استان گیلان: ملت ایران اجازه نمی‌دهد حتی یک متجاو به این منطقه نفوذ کند.

در استان فارس: ملت ایران به قدری برای متجاوزان شعر می‌خواند که با شعور شده و کشورمان را ترک کنند.

در استان اصفهان: ملت ایران با سینی قلم‌کار چنان بر سر متجاوزان می‌زند که صدای ناقوس کلیسای وانگ بدهد.

در استان قزوین: ملت ایران کاری با متجاوزان می‌کند که دیگر هوس تجاوز به سرشان نزند.

در استان بوشهر: ملت ایران به قدری آب شور در خیک متجاوزان می‌ریزد که بیماری کلیوی و سنگ مثانه بگیرند.

در استان کرمان: ملت ایران یک بار دیگر ارگ بم را بر سر متجاوزان تخریب می‌کند، حتی اگر زلزله نیاید.

و . . .

 

پ . ن:

۱ـ این مطلب در سایت عصر ایران

لطفا Ctrl + A را بزنید و یک بار دیگر متن پست قبلی را بخوانید.




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۳٠ آبان ۱۳۸٧
نظرات ()

طرح انتقال مقر دائمی سازمان ملل از آمریکا که در مجلس هفتم با 211 امضا تقدیم مجلس شده بود، با درخواست 141 نماینده مجلس هفتم در دستور کار قرار گرفت. (روزنامه اعتماد ملی / چهارشنبه 27 شهریور 1387)

 

اصولا و اساسا همانطور که مطلع هستید مجلس در ایران در صدر امور است. و از آنجا که اشاره به داخلی و خارجی بودن این «امور» نشده، بنابراین مجلس در هر امری در صدر است و می‌تواند از هر مشکلی گره‌گشایی کند. (در این زمینه برخی از کارشناسان معتقدند نام مجلس می‌تواند به «آجیل مشکل‌گشا» نیز تغییر کند.)

با توجه به خبر منتشر شده و این مقدمه‌ی منتشر نشده! پیشنهاد می‌شود نمایندگان مجلس هشتم در کنار زحمات شبانه روزی که می‌کشند‌، طرح‌های زیر را نیز در دستور کار قرار دهند:

ـ طرح انتقال دائمی جزائر هاوایی به خلیج فارس

ـ طرح انتقال دائمی جزائر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک به دریای خزر (با اجرای این طرح مناقشه ایران و امارات برای همیشه حل و فصل می‌شود)

ـ طرح جلوگیری از تکرار توفان کاترینا

ـ طرح انتقال برج ایفل به میدان نقش جهان اصفهان (با اجرای این طرح تلفیق سنت و مدرنیته موجب جذب بیشتر توریست می‌شود)

ـ طرح صعود بدون دردسر به جام جهانی 2010

ـ طرح افزایش ارتفاع قله دماوند (با اجرای این طرح پوز قله اورست زده می‌شود)

ـ طرح اجرای المپیک 2012 در تهران (با اجرای این طرح حال انگلستان و لندن گرفته می‌شود و بخشی از توطئه‌ها و کارشکنی‌های آنها جبران می‌شود)

ـ طرح کنار گذاشتن اوباما و مک کین، و انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور آمریکا (با اجرای این طرح مردم آمریکا نیز طعم خوش عدالت و مهرورزی را می‌چشند و دست از دشمنی با ملت ایران برمی‌دارند)




:: برچسب‌ها: طنز, خبر
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٧ شهریور ۱۳۸٧
نظرات ()

در اینکه ایران کشور عجیب و غریب و با حالیست و ما ایرانی‌ها هم خیلی آدم‌های باحالی هستیم، هیچ شک و شبهه‌ای وجود ندارد و این موضوع کم و بیش مورد توافق قریب به اتفاق ابنای بشر قرار دارد! چون در ایران:

ـ یه نفر با رتبه 42، در هیچ رشته‌ای قبول نمیشه!

ـ یه نفر میگه از دانشگاه آکسفورد مدرک دکترا گرفته، در حالی که دانشگاه آکسفورد میگه نگرفته! اما حرف اون یه نفر پذیرفته میشه!

ـ تعداد زیادی مجبورن با مدرک فوق دیپلم دربانی و نگهبانی کنن، در حالیکه یه نفر با فوق دیپلم در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا تدریس میکنه!

ـ تمام اقتصاددانان برجسته و غیر برجسته میگن نرخ سود بانکی با نرخ تورم در ارتباطه، اما یکی میگه ارتباطی نداره!

ـ معاون رئیس جمهور در مجلس رقص شرکت میکنه، اما خردادیان به محض ورود به ایران دستگیر میشه!

ـ مجلس قانون تصویب میکنه، دولت اجرا نمیکنه! دولت نرخ سود بانکی تصویب میکنه، بانک اجرا نمیکنه! بانک چک‌پول چاپ میکنه، مجلس و دولت قبول نمیکنن!

ـ رئیس جمهور و اعضای هیات دولت نون پنیر و خیار و گوجه میخورن، اما صندوق ذخیره ارزی خالی میشه! در حالیکه در کشورهای عربی حرمسرا دارن و چلو بوقلمون میخورن، اما صندوق ذخیره ارزیشون پر میمونه!

ـ یه پروژه‌ی مشخص بیش از 10 بار در زمان مدیریت‌های مختلف افتتاح میشه!

ـ سخنگوی دولت از هیچکدوم از مشاغل متعددش دست نمیکشه اونم فقط برای خدمت به مردم!

ـ قرارداد تحقیق و کارشناسی منوریل یک سال بعد از قرارداد اجرای آن منعقد میشه!

ـ رئیس جمهور میگه اسرائیل باید از روی نقشه زمین حذف بشه، اما معاونش میگه با مردم اسرئیل دوست هستیم!

ـ وزیر کشور قرارداد نفتی امضا میکنه در حالیکه وزیر نفت هیچ اطلاعی نداره!

ـ وزیر کار و امور اجتماعی با نوشتن نامه‌ای خواستار برکناری خود و رئیس بانک مرکزی میشه!

ـ یا برق داریم، بنزین نداریم! یا بنزین داریم، برق نداریم! یا برق و بنزین نداریم، انرژی هسته‌ای داریم! یا برق و بنزین و انرژی هسته‌ای داریم، گاز نداریم! یا برق و بنزین و انرژی هسته‌ای و گاز داریم، پول نداریم!

ـ یا برق و بنزین و انرژی هسته‌ای و گاز و پول داریم، اما دیگه حوصله نداریم به نوشتن این مطلب که مصداق واقعی تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملیه ادامه بدیم! بنابراین فعلا به کارتون برسید تا بعد!

 

پ.ن: اخیرا مشاهده شده برخی از مطالب این وبلاگ که حاصل تراوشات ذهنی نویسنده‌ی آن است، در جاهای دیگر بدون ذکر نام نویسنده و منبع و ماخذ آن منتشر شده. بنابراین خواهشمند است تنها در صورت ذکر منبع و ماخذ، از مطالب این وبلاگ استفاده نمایید. در غیر اینصورت الهی کچل بشید!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢٢ شهریور ۱۳۸٧
نظرات ()

امان از دست مشکلات و معضلات اقتصادی که نه تنها دست از سر آدمیان بر نمی دارد، بلکه دست از سر جانواران نیز بر نداشته و به سراغ آنها رفته و علاوه بر گریبان، پاچه آنان را نیز به صورت سفت و سخت گرفته است!

در این راستا برخی منابع آگاه گزارش داده‌اند اخیرا دامنه‌ی مشکلات اقتصادی و رشد افسارگسیخته تورم و گرانی، دامنگیر خروس‌های محترم شده و آنان را در ماتمی عظمی فرو برده است!

این منابع می گویند افزایش قیمت‌ها به گونه‌ای بوده است که خروسان محترم از پس هزینه های ازدواج و تشکیل زندگی مشترک بر نمی آیند! لذا دیگر کمتر خروسی یافت می شود که تن به ازدواج با مرغی بدهد!

در این راستا، زمانی که خروسان محترم تمکن مالی ازدواج را از دست داده اند، در نتیجه مرغان محترم بی همسر مانده و واضح و مبرهن و آشکار است که نمی توانند تخم بگذارند! بنابراین بی دلیل نیست که ظرف یک هفته گذشته قیمت تخم مرغ به شکل سرسام‌آوری افزایش یافته و سر به فلک کشیده است!

یادش به خیر! زمان دانشجویی آنقدر در خوابگاه تخم مرغ می‌خوردیم که گهگاهی در خواب به جای خر و پف کردن، قد قد می کردیم! البته اکنون اگر دانشجویی قد قد کند، در اسرع وقت از هتل اوین سر درمی‌آورد! لذا همه با هم تکرار کنید: «یک دانشجوی خوب، دانشجوی مرده است»!

القصه! یادم می‌آید در آن زمان تنها با 20 تومان ناقابل یک عدد تخم مرغ تهیه می‌کردیم و یک روز به صورت سرخ کرده میل می‌کردیم. روز دیگر با مقادیر متنابهی گوجه و نمک و فلفل لذیذترین املت دنیا فراهم می‌شد و دگر روز نیز با سیب زمینی و نمک می‌آمیخت و کوکویی ساخته می شد بس دلربا و شکم پر کن!

اما اکنون به نظر می‌رسد با روی کار آمدن دولت جدید، نه تنها نفتی بر سر سفره‌ی مردم نیامد، بلکه حتی تخم مرغ نیمروی آنها نیز از سر سفره‌ها پر کشید و به خاطره‌ها پیوست!

بنابراین به جهت ایفای نقش اطلاع رسانی و آگاهی بخشی خود، برای رفع این بحران اجتماعی پیشنهادات زیر قابل طرح است:

ـ اعطای وام ازدواج به خروسان محترم!

ـ ترویج فرهنگ ازدواج آسان و ترغیب مرغان به دریافت مهریه کم!

ـ توقف طرح تنظیم خانواده برای مرغان و محکوم کردن شعار «بچه که عمر و نفسه، یکی خوبه دوتا بسه!»




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱ دی ۱۳۸٦
نظرات ()

 

آنهایی که فکر می‌کنند این مناظره به صورت مستقیم از تلویزیون پخش می‌شود، زهی خیال باطل! اما بهرحال ساعت ۱۶.۳۰ عصر پنجشنبه قرار است رئیس جمهور و تعدادی از اقتصاددانان سر اقتصاد بیمار ایران مناظره داشته باشند! در حالی که قدیمی‌ها بسیار سفارش کرده‌اند که «خوبیت ندارد پشت سر مرده حرف زد»!

البته در وفات این متوفی! یک عزم ملی در کار بوده است و منحصر به دولت نهم نمی‌شود! بلکه حاصل اشتراک مساعی و تلاش همگانی است! در اثبات این موضوع می‌توان به مصادیق و نمونه‌های بسیاری اشاره کرد. اما یکی از آنها بسیار جالب‌تر از بقیه است!

امسال قیمت مدل به خصوصی از گوشی موبایل در روز دوم خرداد حدود 480 هزار تومان بود، که در روز چهارم خرداد (تنها در فاصله یک روز) به 580 هزار تومان رسید! قیمت همان مدل گوشی در 29 خرداد حدود 610 هزار تومان شد و در ۱۱ تیر به 640 هزار تومان رسید. و در فاصله کمتر از دو روز (در 12 تیر) قیمت آن به 360 هزار تومان و در ۱۷ تیر به ۴۲۰ هزار تومان تغییر یافت!!

بنابراین وقتی روند تغییر و تحول قیمت مسکن، لبنیات و دیگر چیزهای پیرامون خود را بررسی کنید، حتما تایید می‌کنید که پشت سر مرده نباید حرف زد!!




:: برچسب‌ها: خبر, طنز, یادداشت
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۸ تیر ۱۳۸٦
نظرات ()

بر اساس شواهد و قرائن موجود از آنجا که در ایران قحط الرجال آمده است، دکترغلامحسین الهام پنج کاره شد!

بر اساس اخبار و اطلاعات موجود دکتر احمدی نژاد در رقابت های نهمین دوره انتخابات با شعارهای گوناگونی وارد عرصه شد که یکی از آنها گردش نخبگان و متخصصان بود.

وی در آن زمان به مردم قول داد که مدیریت را از انحصاری بودن در بیاورد و دایره انتخاب دولت را افزایش دهد تا از نخبگان بیشتری استفاده شود.

بنابراین امروز در راستای همان شعارها، برای آنکه ثابت کند وعده سر خرمن نداده است! دکتر غلامحسین الهام را که هم اکنون استاد دانشگاه تهران، عضو شورای نگهبان، سخنگوی دولت و وزیر دادگستری است، بعنوان رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز انتخاب کرد!

البته برخی از شاهدان عینی معتقدند در جریان این گردش نخبگان سر دکتر الهام کمی تا قسمتی گیج رفته است! به گونه ای که در سال جاری بیشتر از یکی دو بار نتوانسته جلسات سخنگوی دولت را برگزار کند! خدا کند جلسات ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز به این سرنوشت مبتلا نشود! تا همچنان روال موفقیت آمیز گردش نخبگان بی وقفه ادامه داشته باشد!!

این در حالی است که برخی از بدخواهان و ایادی استکبار جهانی! (حتی از عقلای جناح راست مانند ترقی، عسگراولادی، افروغ، توکلی و ...) همواره از محدود بودن دایره انتخاب رئیس جمهور انتقاد کرده و خواستار توجه بیشتر به نخبگان و استفاده از نظرات دیگران شده‌اند.

اما برخی شاهدان عینی ضمن مخالفت با این موضوع، معتقدند طرح شعار چرخش نخبگان بدان معنی است که رئیس جمهور بعنوان فردی که در راس امور قرار گرفته، مبادرت به نواختن انواع و اقسام سازها می کند و نخبگان متناسب با آن سازها چرخیده و حرکات موزون انجام می‌دهند!

در این راستا آنها از چرخش نخبگان در دولت نهم اظهار رضایت کرده و آنرا در سطح مطلوب و ایده آلی ارزیابی می‌کنند! و احمدی نژاد را موفق ترین رئیس جمهور در این زمینه می‌شناسند که به خوبی موجب چرخش و رقصش نخبگان شده است!

 

 

نمی‌دونم این عکس چه ربطی به آقای الهام داره! ولی از اونجایی که گوگل در پی سرچ کلمه «الهام»

این عکس رو داد منم گفتم دستش رو رد نکنم و استفاده کنم!!

 

از طرفی برخی منابع نزدیک به الهام خبر می دهند که وی به رغم داشتن مسئولیت‌های خطیر و متعدد، همچنان به دنبال پست‌ها و مقام‌های جدید است. آنها معتقدند سخنگوی دولت نهایت تلاش خود را می‌کند تا به قدری سرش شلوغ شود که زمانی برای سپری کردن در خانه نداشته باشد! شاید اگر شما هم همسری به نام «فاطمه رجبی» داشتید، حق را به آقای الهام می‌دادید! !




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ۱۱ تیر ۱۳۸٦
نظرات ()

سرزمین عجایب کجاست؟! البته فعلا کاری به آلیس نداریم! می‌خواهیم سرزمین عجایب خودمان را پیدا کنیم.

برای هر کسی شاید سرزمین عجایب تعریف به خصوصی داشته باشد، یکی بگوید سرزمین عجایب جایی است که هیچگاه آدم ها پیر نمی شوند و همیشه جوان می مانند. شاید فرد دیگری سرزمین عجایب را جایی بداند که در هر لحظه که اراده کنی بتوانی پولدار شوی، بتوانی دکتر و مهندس باشی.

خلاصه از نظر هر کسی سرزمین عجایب تعریف به خصوصی دارد و معمولا دست نیافتنی و رویایی به نظر می رسد. اما زیاد ناراحت نباشید و غصه نخورید! چون پیشرفت تکنولوژی و گسترش ارتباطات تا حدودی این آرزوها را دست یافتنی کرده است!

اگر می خواهید یک روزه و بدون هیچگونه عمل جراحی و خون و خونریزی! حدود حدود صد سال جوانتر شوید!

اگر از تحصیلات خود راضی نیستید و می خواهید رشته خود را عوض کنید!

اگر دنبال مدرک PHD و فوق تخصص هستید!

اگر می خواهید در عرض یک چشم بهم زدن پولدار شوید!

اگر می خواهید وزیر و وکیل و سفیر، و یا حتی رئیس جمهور شوید! (البته با سرکار آمدن دولت جدید، دیگر ریاست جمهوری شغل باکلاسی محسوب نمی‌شود!)

اصلا نیاز نیست با ما تماس بگیرید! فقط کافی است، یک سیستم کامپیوتر تهیه کرده و با یکی از شرکت هایی که خدمات اینترنت می‌دهند ارتباط برقرار کنید!

دنیای اینترنت، سرزمین عجایبی است که در آن هرگونه اتفاقی محتمل است! آدم‌ها در کمتر از ثانیه ای و بدون هیچگونه درد و خون ریزی تغییر جنسیت و تغییر سن می دهند! بی سوادان، دکتر و مهندس، فقرا پولدار، و افراد بیکار در آنجا رئیس جمهور می شوند!

حتی آلیس هم وقتی در زمان خود به سرزمین عجایب رسید، نمی توانست این همه چیزهای عجیب را در یکجا مشاهده کند! بنابراین شک نداشته باشید که این بانوی مشهور نیز در آرزوی دیدن چنین سرزمین عجایبی جان به جان آفرین تسلیم کرد!

اما اکنون اینترنت سرزمین عجایبی فراهم کرده و در اختیار همگان قرار داده است که هرکسی با داشتن یک سیستم کامپیوتری و یک اکونت ناقابل می‌تواند وارد آن شود و خود را هرگونه که تمایل دارد معرفی کند و هرچه که دل تنگش می خواهد بگوید!

برای همین است که طبق آمارها حدود پنج میلیون ایرانی مشتری ثابت آن شدند! که در نوع خود آمار قابل توجهی است. بنابراین کافیست موضوعی پیش بیاید که نیاز به یاری باشد و کسی در جایی بگوید: «هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم»!

بعد از دیدن این جمله سیل کاربران ایرانی شبکه جهانی سرازیر شده و در کمتر از 24 ساعت آمارها دگرگون می شود! برای مثال در این زمینه می توان به انتخاب بهترین بازیکن هامبورگ، انتخاب بهترین وزنه بردار قرن، و یا ماجرای مجله ژئوگرافیک اشاره کرد که با تحت فشار همه جانبه ایرانیان، نام مجعول خلیج عربی را از مجلات خود حذف کرد و عنوان تاریخی «خلیج فارس» را دوباره برای آن برگزید.

تازه! همه این اتفاقا در شرایطی رخ می دهد که براساس آمارهاى موجود در ایران بیش از ۶۰ درصد وقت استفاده کنندگان از اینترنت در فضاى چت سپرى مى شود! یعنی ایرانیان تنها با 40 درصد وقتی که صرف اینترنت می کنند، توانسته اند در زمان کوتاهی اینهمه افتخارات کسب کنند! حالا شما تصور کنید که اگر 60 درصد دیگر وقت خود را نیز صرف بازسازی فرهنگ و هنر و علم و دانش ایران می کردند، چه می شد؟!

القصه! سرزمین بی در و پیکر و بی حد و حصر اینترنت جایی است که در آنجا هرفردی آنگونه که دوست دارد خود را معرفی می کند. برای مثال در اینترنت دو میلیون و پانصد هزار نفر وجود دارند که بدون استثنا شبیه مدونا، یا برادپیت هستند! و غریب به اتفاق آنها هم دکتر و مهندس بوده و 6 ماه در ایران زندگی کرده و 6 ماه را در جزایر قناری سپری می کنند!

بنابراین هیچ بعید نیست دانشجوی دانشگاه هارواردی که با وی از طریق اینترنت آشنا شده‌اید، شاگرد نانوایی در ورامین باشد! یا بسیار محتمل است اگر روزی نازیلایی که در محیط اینترنت می‌شناسید را بیرون ببینید، سیبیل و صدای کلفتی داشته باشد!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٥ تیر ۱۳۸٦
نظرات ()

چندی پیش برای کاری به میدان هفت تیر رفته بودم، که در گوشه ای از میدان چشمم به یک سیگار فروش کرواتی افتاد! با توجه به آنکه معمولا دوربین و واکمن یکی از همراهان همیشگی خبرنگاران است، من هم دست بکار شدم و تصویری از این پدیده نوظهور تهیه کردم که شاهد آن هستید!

 

 

 

اما مشاهده این تصویر، در ذهن هر بیننده ای چند فرضیه را طرح و تقویت می کرد:

1ـ وضع مردم آنقدر خوب شده است که حتی دارندگان مشاغل کاذبی چون سیگار فروش ها هم، با کت و شلوار و کروات بر سر کار خود حاضر می شوند!

2ـ از آنجا که زادگاه سیگار کشورهای خارجی است، بنابراین فروشنده های آن نیز بهتر است همان مدلی باشند!

3ـ کروات به جای آنکه نماد غرب‌گرایی و تجمل پرستی باشد، موجب افزایش مشتری، فروش، رونق کسب و کار و توسعه اقتصادی می شود!

خلاصه پس از طرح فرضیه، بررسی پیشینه و ادبیات تحقیق و دیگر مقدمات کار! تحقیقات میدانی و خیابانی وسیعی انجام شد تا در نهایت دو فرضیه اول رد شده و فرضیه سوم مورد تایید تحقیق قرار گرفت!

در تحقیقات بعمل آمده، ثابت شد که کروات در رونق کسب و کار بسیار موثر است! (البته برای بعضی ها!) برای آنکه این موضوع به شما هم ثابت شود، کمی تا مقداری از تحقیقات انجام شده را برای شما تشریح می‌کنیم!

روزی در خیابانی منتظر تاکسی بودم که یک آقای بسیار آراسته و خوش تیپی که کت و شلوار و کروات بر تن داشت، به من نزدیک شد و گفت: «Hello … How are you?! …» من هم از آنجا که فول انگلیسی هستم! گفتم: «Hello علیکم! ... قربان شما! ... شما چطورید؟!»

خلاصه دیدم طرف شروع کرد به انگلیسی بلغور کردن! منتهی از مجموع یک ربعی که داشت برایم انگلیسی صحبت می‌کرد، تنها چند کلمه‌ای که در دوران دبیرستان و زبان عمومی دانشگاه خیلی با آنها برخورد داشتم، به گوشم آشنا آمد! «… steal … now, I have any maney … requirements … I need money! … » در مجموع متوجه شدم که جیب این توریست ایران‌گرد را دزد زده است و هیچ پولی برای برگشتن به هتل محل اقامت خود ندارد، بنابراین دست نیاز به سوی من دراز کرده است. من هم شرمنده از اینکه تمام پولهای او به سرقت رفته، برای آنکه رسم میزبانی را به جا آورم و خاطره بدی از ایران در ذهنش باقی نگذارم، دست در کیف پولم کردم و تمام محتویات آنرا به وی دادم! خلاصه آنروز با سه، چهار عدد بلیط ناقابل اتوبوس به خانه برگشتم. اما فردای آنروز وقتی از خیابان مجاور رد می شدم، در کمال تعجب باز هم فرد مذکور را دیدم که مشغول بیان همان دیالوگ روز قبل بود!

القصه مجموع این اتفاقات به همراه چندین ماجرای دیگر، مانند دستگیری سارق کرواتی که شباهنگام به سرقت اتومبیل های مدل بالا مبادرت داشت! موجب شد تا فرضیه سوم بحث فوق مورد تایید بیشتر واقع شود!




:: برچسب‌ها: طنز
نويسنده: سید حسین قوامی
تاريخ: ٢ اردیبهشت ۱۳۸٦
نظرات ()
 
موضوعات
صفحه دیگرم