زیارت دوره مدینه (7)

کاروان ما هم با راهنمایی روحانی کاروان (حاج آقا حیدری) زیارت دوره مدینه را با بازدید از مکان جنگ احزاب شروع کرد.

در جنگ احزاب (یا جنگ خندق) تمام قبائل و گروه‎هاى مختلف دشمنان براى کوبیدن اسلامِ جوان متّحد شده بودند. بعضى از مورّخان نفرات سپاه کفر را در این جنگ بیش از ده هزار نفر نوشته‎اند، در حالى که تعداد مسلمانان از سه هزار نفر تجاوز نمى‎کرد.

زمـانـى کـه گـزارش تـحرّک قریش به اطلاع پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) رسید، حضرت شوراى نظامى تشکیل داد. در ایـن شـورا سـلمـان فـارسـى پـیـشـنهاد کرد که در قسمت‎هاى نفوذپذیر اطراف مدینه خندقى کنده شود که مانع عبور و تهاجم دشمن به شهر گردد.

خـنـدقـى حفر شد. سپاه قدرتمند شرک با همکارى یهود از راه رسید. اما هـر وقـت بـه فـکـر عـبـور از خـنـدق مـى‎افـتـادند، با مقاومت مسلمانان و پاسداران خندق که با فاصله های کوتاهی در سنگرهای دفاعی موضع گرفته بودند، روبرو می شدند و سپاه اسلام هر نوع اندیشه تجاوز را با تیراندازى و پرتاب سنگ پاسخ مى‎گفت .

بالاخره یکى از جنگاوران سپاه دشمن، قهرمان نامدار عرب به نام «عمرو بن عبدَوُدّ» بود که نیرومندترین و دلاورترین مرد رزمنده عرب به شمار مى‎رفت. او را با هزار مرد جنگى برابر مى‎دانستند.

عمرو پس از پرش از خندق، فریاد زد: (هَل مِن مُبارز) و چون کسى از مسلمانان آماده مقابله با او نشد، جسورتر گشت و عقائد مسلمانان را به باد استهزاء گرفت و گفت: شـمـا کـه مـى‎گـویید کشتگان شما در بهشت و مقتولین ما در دوزخ قرار دارند، آیا یکى از شما نیست که من او را به بهشت بفرستم و یا او مرا به دوزخ روانه کند؟!

هـر بار که فریاد عمرو براى مبارزه بلند می شد، فقط علی(ع) بر می خاست و از پیامبر (ص) اجازه می خواست که به میدان برود ولى پیامبر موافقت نمى‎کرد.

این کار سه بار تکرار شد. آخرین بار حضرت على(ع) باز اجازه مبارزه خواست، پیامبر به ایشان اجازه داد و حضرت عـلى(ع) بـه مـیـدان جـنـگ رهـسـپـار شـد، در آن حال پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) فرمود: «بَرَزَ الاِْیمَانَ کُلُّهُ اِلى شِرْکِ کُلِّهِ؛ تمام ایمان در برابر تمام شرک قرار گرفته است.»

پیامبر شمشیر خود را به حضرت على(ع) داد، عمامه مخصوصى بر سر او بست و این آیه را خواند: «رَبِّ لا تَذَرنى فَردا وَ انتَ خَیرُ الوارِثینَ؛ بار الها مرا تنها مگذار و تو بهترین وارثى»

امیرالمومنین وارد جنگ با قهرمان نام آور عرب شد و در یک درگیری سخت، وی را از پا درآورد و دلهره ای در دل دشمنان انداخت و باعث عقب نشینی آنان شد.

داستان مولوی در این خصوص نیز معروف است:

از علی آموز اخلاص عمل / شیر حق را دان مطهر از دغل

در غزا بر پهلوانی دست یافت / زود شمشیری بر آورد و شتافت

او خدو انداخت در روی علی / افتخار هر نبی و هر ولی

آن خدو زد بر رخی که روی ماه / سجده آرد پیش او در سجده‌گاه

طبیعتا با وجود پهلوانی و رشادت های امام علی، در این مکان مسجدی به نام ایشان بنا شد. اما بعدها با تضعیف مسجد امام علی، مسجد دیگری به نام خلیفه دوم بنا شد و بر آن زیور بستند و آنرا آراستند. اکنون نیز امکان بازدید از مسجد امام علی وجود ندارد، اما در مسجد دیگر باز و پذیرای نمازگزاران است.

بعد از محل جنگ احزاب با اتوبوس به سمت مسجد ذو قبلتین حرکت کردیم.

مسجد ذوالقبلتین، مسجدی است که در آن قبله مسلمانان در حین یکی از نماز ظهر از بیت المقدس به کعبه تغییر یافت. پیامبر اسلام دو رکعت از نماز ظهر را به سوی بیت‌المقدس و دو رکعت دیگر را به جانب کعبه گزارد. این امر در مسجد بنی‌سالم مدینه انجام شد، که بعدها به مسجد "ذوالقبلتین" یا دو قبله‌ای، مشهور گشت.

تغییر قبله از مسائل مهم کلامی و تاریخی اسلام است، محمد به مدت ۱۳ سال پس از بعثت در مکه، و چند ماه (بین هفت تا هجده ماه) بعد از هجرت در مدینه، به سوی بیت المقدس نماز می‌خواند، ولی بعد از آن قبله تغییر یافت و مسلمانان مأمور شدند به سوی کعبه نماز بگزارند.

سپس به سمت محل جنگ احد حرکت کردیم. غزوه احد نبردی‌است که در نزدیکی کوه احد در جنوب غرب عربستان کنونی، میان سپاه مسلمان مدینه به رهبری حضرت محمد مصطفی (ص) و سپاه مکه به رهبری ابوسفیان درگرفت. نبرد احد دومین رویارویی سپاه مکه با مسلمانان بود؛ در غزوه بدر که در سال سوم هجرت برابر با ۶۲۴ (میلادی) درگرفت، مسلمانان سپاه مکه را شکست دادند.

در تصویر فوق، کوه احد دیده می شود که سپاهیان اسلام برای جمع آوری قنائم آنرا ترک کردند و راه را برای یورش سپاه دشمن باز گذاشتند. همچنین در سمت راست تصویر محل دفن حمزه، عموی پیامبر دیده می شود که روزگاری دارای بارگاه و آرامگاه بود، اما مقبره ایشان توسط وهابی ها تخریب شد.

پس از کوه احد، به سمت مسجد قبا حرکت کردیم.

مسجد قُبا نخستین مسجد جهان اسلام است که در بیرون شهر مدینه قرار دارد. نخستین سنگهای بنای این مسجد توسط محمد پس از مهاجرت او از مکه به مدینه گذاشته شد. 

قبا نام قریه‌ای در نزدیکی مدینه بوده‌است. مسجد در سال اول هجری، توسط پیامبر اسلام به پیشنهاد عمار یاسر و یا به تقاضای ساکنان محل در قبا بنا شد. آورده‌اند که پیامبر شخصاً کار می‌کرد و خشت‌ها را حمل و تعبیه می‌کرد. پیامبر همچنین یک مرتبه در هفته در آنجا نماز می‌خواند.

این مسجد بارها بازسازی شده است. نخستین مرتبه در زمان عثمان و آخرین بار در سال ۱۴۰۵ هجری قمری. در آخرین بازسازی، رواق‌ها گسترش یافتند، چهار گلدسته به ارتفاع ۴۷ ساخته شد، شش گنبد بزرگ به قطر ۱۲ ساخته شد و در نهایت، مساحت شبستان به ۵۰۳۵ افزایش یافت.

قبل از روزی که به زیارت دوره برویم، به همراه روحانی کاروان بازدیدی از مسجد مباهله داشتیم. 

این مسجد در فاصله کوتاهی پشت قبرستان بقیع است.

مفسران مى‏نویسند: پیامبر اسلام(ص)به موازات مکاتبه با سران دیگر قبائل و کشورها و مراکز مذهبى نامه‏اى به اسقف نجران «ابوحارثه‏»نوشت و طى آن نامه ساکنان «نجران‏» را به آئین اسلام دعوت نمود.

نمایندگان پیامبر وارد نجران شده، نامه پیامبر را به‏«اسقف‏» دادند، وى نامه را با دقت هرچه تمامتر خوانده و براى‏تصمیم شورائى مرکب از شخصیتهاى بارز مذهبى و غیر مذهبى تشکیل داد.

شورى نظر داد که گروهى به عنوان «هیئتى از نجران‏» به مدینه‏برود، تا از نزدیک با محمد(ص)تماس گرفته و دلائل نبوت او رابررسى کنند.

شصت تن از زبده‏ترین و داناترین مردم نجران انتخاب شدند و درراس آنان سه پیشواى مذهبى بود این سه تن عبارت بودند از:

1 - «ابوحارثه بن علقمه‏» که اسقف اعظم نجران که نماینده‏رسمى کلیساهاى روم در حجاز بود.

2 - «عبدالمسیح‏» رئیس هیئت و به عقل و تدبیر و کاردانى‏معروف بود.

3 - «ایهم‏» که فرد کهنسال و شخصیت محترم ملت نجران به‏شمار مى‏رفت .

هیئت نجران وارد مدینه شدند و پس از مذاکره با پیامبر در باره عقاید باطل مسیحیت‏حاضر به پذیرش اسلام نشدند، ولى آمادگى خود را براى مباهله اعلام کردند.

وقت مباهله فرا رسید.پیامبر ازمیان بستگان خود فقط چهار نفر را انتخاب کرد تا در این حادثه تاریخى شرکت کنند واین چهار تن جز حضرت على ودخترش فاطمه وحسن وحسین - علیهم السلام - نبودند. زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسى پاکتر وایمانى استوارتر از نفوس وایمان این چهار تن وجود نداشت.

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فاصله منزل ومحلى را که بنا بود مراسم مباهله در آنجا انجام بگیرد با وضع خاصى طى کرد. او در حالى که حضرت حسین -علیه السلام را در آغوش داشت ودست‏حسن -علیه السلام را در دست گرفته بود وفاطمه - علیها السلام - وحضرت على -علیه السلام پشت‏سر آن حضرت حرکت مى‏کردند قدم به محل مباهله نهاد وپیش از ورود به محوطه به همراهان خود گفت: من هر موقع دعا کردم شما دعاى مرا با گفتن آمین بدرقه کنید.

چهره‏هاى نورانى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم وچهار تن دیگر که سه تن ایشان شاخه‏هاى شجره وجود مقدس او بودند چنان ولوله اى در مسیحیان نجران افکند که اسقف اعظم آنان گفت: چهره هایى را مشاهده مى‏کنم که اگر براى مباهله رو به درگاه الهى کنند این بیابان به جهنمى سوزان بدل مى‏شود ودامنه عذاب به سرزمین نجران نیز کشیده خواهد شد. از این رو، از مباهله منصرف شدند وحاضر به پرداخت جزیه شدند.

عایشه مى‏گوید:

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در روز مباهله چهار تن همراهان خود را زیر عباى سیاه خود وارد کرد واین آیه را تلاوت نمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا .

زمخشرى مى‏گوید:

سرگذشت مباهله ومفاد این آیه بزرگترین گواه بر فضیلت اصحاب کساء است وسندى زنده بر حقانیت آیین اسلام به شمار می ‏رود.

/ 0 نظر / 226 بازدید