خدا خود میر مجلس بود

کاش فقط شبی را اینگونه می‌دیدم تا شب‌های باقی عمرم، روشن‌تر از صبح یقین باشد.

 

 

نمی‌دانم چه محفل بود، شب جایی که من بودم

به هرسو رقص بسمل بود، شب جایی که من بودم

 

پری پیکر، نگار سرو قد، لاله رخساری

همه جا آفت دل بود، شب جایی که من بودم

 

رقیبان گوش بر آواز و او در ناز و من ترسان

سخن گفتن چه مشکل بود، شب جایی که من بودم

 

خدا خود میر مجلس بود، من در لامکان خسرو

محمد شمع محفل بود، شب جایی که من بودم

 

امیر خسرو دهلوی

 

/ 19 نظر / 467 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گمگشته

ظاهرا «مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام..» رو به چشمان خويش نظاره کردين... خوشا چنين حضوری...

هانیه

این شب‌ها شاید شانسش رو داشته باشیم... راستی، اون شرمان که اون بالا گذاشتی چه باحاله

نفيسه

در دل غم دوست پروريدن چه خوش است نازش به بهای جان خريدن چه خوش است دربسترهجر آرميدن وانگاه رويای شب وصال ديدن چه خوش است

نسيم

خوش به حالت.....لتماس دعا....گشنگ می نويسی

محمد

باز هم سلام . وبلاگ جالبی داری. موفق باشی . به ما هم سری بزن.

بانو

با سلام و عرض تبریک برای این قلم به کافه کلاسیک نیز سری بزنید. با احترام