تا اطلاع ثانوی خداحافظ ...

برای تو ... خواننده دوست داشتنی «یادداشتهای ضایع» ...

گاهی وقتها آدم برخلاف میل باطنیش و علاقه قلبیش، کاری میکنه و چیزی میگه که به همون اندازه که برای گفتنش دلیل و توجیه داره، برای نگفتن هم میتونه بهانه داشته باشه!!

گاهی وقتها آدم کاری میکنه و چیزی میگه که نباید بگه، و گاهی وقتها هم کاری نمیکنه و چیزی نمیگه که باید بگه!!

اما کاش با همه این بایدها و نبایدها، همیشه، همه چیز، همونجور که ما دوست داشتیم پیش می‌رفت!

 

کاش کمی «خودخواه» بودم، بی خیال دیگران!

کاش میتونستم بگم برای چی مجبورم «خودخواه» باشم!

کاش مجبور نبودم «خودخواه» باشم!

 

کاش «آدم آهنی» بودم، بی روح و بی احساس!

کاش میتونستم بگم برای چی مجبورم «آدم آهنی» باشم!

کاش مجبور نبودم «آدم آهنی» باشم!

 

کاش «سنگ» بودم، سخت و نشکستنی!

کاش میتونستم بگم برای چی مجبورم «سنگ» باشم!

کاش مجبور نبودم «سنگ» باشم!

 

تا اطلاع ثانوی خداحافظ ...

این روزها گویی «سلام» هم قید مرا زده و در آغوش «والسلام» و «خداحافظ» تنهایم گذاشته! بیخود نیست که روزی در جایی نوشتم:

«خداحافظی غم بارترین مرثیه زندگی است که از ترسش دوست ندارم به کسی سلام کنم»

 

/ 31 نظر / 106 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايليا

و كاش آدم اينقدر تنها نبود ...... كاش همنفسي بود از گل قرمز و همراهي بود از رنگ آفتاب

nafiseh

یک کلام بگو می خواهی فوق بخوانی وخلاصمان کن

marjan

نشست روزنامه نگاران بدون روزنامه فراموش نشود.پنج شنبه (15 دی) سالن اجتماعات انجمن صنفی از ساعت 14

مرد مصلوب

منم خيلی اوقات همين حسو دارم وقتی احساس ميکنم بازيچه بقيه شدم آرزو ميکنم روبات ميشدم ولی تا حالا که نشدم شايد بعدا شدم ...شايد راستی اگر ميشه لينک به منو اسمشو عمض کن همون مرد مصلوب بذار ممنون

bihamta

سلام..خوبی؟ عاشقی روز تولدش شمع فوت ميکنه شمع طفلکی فقط سکوت مسکنه...کيک ميخوری؟؟؟ منتظرم بيا تا تموم نشدش...

يكي كه ...

بالاخره مي شكنمش .............. !!!!!!!!!!!!!!

...

می دونم که بهتری ...خدا رو شکر،خیلی بهتری..پس خواهش میکنم که دوباره شروع کن به نوشتن.چون نوشته هات قشنگن و خیلی ها قلمتو دوست دارن ...تو کسی نیستی که به خواسته دیگران ؛ بی توجه باشی...بنویس !بنویس...منتظرم.

مریم

سلام..آيو گات ا کوزشن...این جمله رو معنی کن...من یه سوال دارم؟ نه غلطه ....اين يعنی من می رفتم کلاس زبان و يک سوال دارم!!! حالا سواله چيه؟ سواله دو بخش داره ...بخش اولش رو بعدا می پرسم...در بخش دوم شاعر می پرسه ...پس کی دوباره نويسی را آغاز می کنيد؟ يا علی گوئيد تا همچون عشق نوشتن هم آغاز شود ....سوال دوم رو در مجالی ديگر خواهم پرسيد....تا مجالی ديگر...بدرود

احسان

چيه بردنت اوين اويزونت کردن اينقدر دگرگون فکر ميکنی؟

منتظر

سلام .... شما هم که رفتی؟ يعنی ديگه نمينويسی؟ اميدوارم به زودی برگردی ....