من کیم؟! اینجا کجاست؟!

حدود یه ساعت پیش کنار خیابون منتظر تاکسی بودم و با نزدیک شدن هر ماشینی دستمو در امتداد خیابون حرکت می دادم و می گفتم: ”مستقیم”

هنوز یکی دو دقیقه ای نگذشته بود که یه ماشین مدل بالا که تو تاریکی نتونستم مدلشو تشخیص بدم، جلوم واستاد! با خودم گفتم چقدر اوضاع اقتصادی بد شده
که اینم به مسافرکشی افتاده!

برای سوار شدن به سمت در عقب می رفتم که آقای حدودا 40 ساله ای که پشت فرمون بود رو به من کرد و با خنده خاصی گفت: ”دوست دارم در حضور شما از این خانم عذرخواهی کنم!”

خانم کنار دستیش هم بلافاصله رو به راننده کرد و با کمی جالت گفت: ”چکار میکنی دیوونه؟!”

من هم مات و مبهوت در حال آنالیز موقعیت بودم که راننده بدون هیچ حرف اضافه ای راه افتاد و دور شد!

تحیر من چند لحظه ای ادامه داشت تا اینکه بالاخره سوار یه پراید شدم و راه افتادم. در طول مسیر داشتم تخیل می زدم و قبل و بعد اون اتفاق رو در ذهنم پیشگویی میکردم که دو نفر دیگه هم سوار ماشین شدن. چند دقیقه بعدش به مقصد رسیدیم.

هر کدام اسکناسی درآوردیم تا کرایه ماشینو حساب کنیم؛ اما راننده گفت: ”کرایه لازم نیست! بفرمایید!”

از ما اصرار و از او انکار!

گاز داد و رفت.

عین آلیس در سرزمین عجایب شده بودم و مدام از خودم می پرسیدم: ”من کیم؟! اینجا کجاست؟!”

/ 2 نظر / 68 بازدید
مهسا

واقعا خنده دار نوشتین خیلی عالی بود

ایوب

درود جدی جدی ایران بودی! این اتفاقات همین جا تو تهران افتاده!!! یعنی راستی راستی تدبیر و امید کار خودش رو کرده!!!