زندگی زیباست

زندگی زیباست

گفته و ناگفته، ای بس نکته ها کاینجاست

آسمان باز

آفتاب زر

باغهای گل

دشتهای بی در و پیکر

سر برون آوردن گل از درون برف

تاب نرم رقص ماهی در بلور آب

بوی عطر خاک باران خورده در کهسار

خواب گندمزار در چشمه مهتاب.

آمدن، رفتن

عشق ورزیدن

در غم انسان نشستن

پا به پای شادمانیهای مردم پای کوبیدن

...

گاهگاهی

زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته

قصه های درهم غم را ز نم‌نم‌های بارانها شنیدن

بی تکان، گهواره رنگین کمان را

در کنار بام دیدن

یا شب برفی

پیش آتشها نشستن

دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن

...

آری آری زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست

گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

از منظومه آرش کمانگیر ـ سیاوش کسرایی

/ 12 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
moosa

در هواي تو مبارك باد اين رستاخيز براي امير عزيز نمي گويم كلام كه بي چيز و نارساست براي امروز براي اين لحظه براي تپش ناگهان قلبم زيبا ترين حيرتم و فرو ريختن چيزي در دلم آرام و بي صدا به وسعت بي كران آنچه بين من و توست ... نمي گويم كلام كه بي چيز و نارساست براي آنچه ناگاه در گلويم گرفت و شكست و باريد ناگاه و بي هوا ... نمي گويم كلام كه بي چيز و نارساست براي سدي كه شكست و بر اين سرزمين برهوت نه آب را كه امّيد را جاري ساخت ... براي صدايي آشنا كه پيچيد در كوچه انگار براي شوق رسيدن، دوست داشتن بي تابي، امّيد، بغض اشك و لبخند و هر آنچه در لحظه در دلم شكفت براي آنچه احساس مي كنم اينك در هواي تو... دوستدارت،موسي سوم فروردين سال يكهزار و سيصد و هشتاد و پنج ساعت 14:00

moosa

براي امير عزيز / در هواي تو / مبارك باد اين رستاخيز / نمي گويم كلام / كه بي چيز و نارساست / براي امروز / براي اين لحظه / براي تپش ناگهان قلبم / زيبا ترين حيرتم / و فرو ريختن چيزي در دلم / آرام و بي صدا / به وسعت بي كران آنچه بين من و توست / ... نمي گويم كلام / كه بي چيز و نارساست / براي آنچه ناگاه در گلويم گرفت / و شكست و باريد / ناگاه و بي هوا / ... نمي گويم كلام / كه بي چيز و نارساست / براي سدي كه شكست / و بر اين سرزمين برهوت / نه آب را / كه امّيد را جاري ساخت / ... براي صدايي آشنا / كه پيچيد در كوچه انگار / براي شوق رسيدن، دوست داشتن / بي تابي، امّيد، بغض / اشك و لبخند / و هر آنچه در لحظه در دلم شكفت / براي آنچه احساس مي كنم اينك / در هواي تو... / دوستدارت،موسي / سوم فروردين سال يكهزار و سيصد و هشتاد و پنج / ساعت 14:00 /

محبوب

سال نو مبارک .چقدر خوب شد که دوباره شروع به نوشتن کردی .

amir

زيبا بود قبل از اينکه شما باز بيان:(

maryam

می دونستم تو کسی نيستی که نسبت به خواسته های دیگران بی توجه باشی...راه اندازی دوباره وبلاگت با اين مطلب.بهترين ْبهاريه ایْ بود که ميشد به دوستانت هديه بدی...

ساسان

نوشته بودم،زياد تاب خداحافظی نمی آوری،رفيق!ممنون به حخاطر تبريک تولدم،به دليل نوشتن دوباره ی وبلاگت.

کتاب سپید

سلام...شايد تکراری باشد اما مهم نيست: شاخه خشکيده گلدان من / در بهاران روح سبزش می دمد // من غمم را می فروشم مفت مفت / اين بهاران است غم را می خرد// ای دو چشم انتظارم سوی تو / پلک چشمم پلک چشمم می پرد... قبلا اينجا اومده بودم همون دوشب پيش که آفتو ديدم ولی آپتو نديدم ...الان ديدم پس الان کامنت می ذارم...تا بعد

کتاب سپید

راستی يه چيزی اينجا هست که منو قلقلک می ده ولی من خيلی دهنم قرصه....هيچی نمی گم....ممممممممممم