مشاعره کنیم

شب یلدا نزدیک است و یکی از رسوم ماندگار این شب «مشاعره» است. پس بیایید با هم مشاعره‌ی مجازی کنیم!

کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

هر دوستی که راهش به اینجا افتاده، مشاعره را در قسمت نظرات ادامه دهد ...

/ 15 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق‌کش عیار کجاست

یلدا

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد

غزاله

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

تقی یاره

لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشقبازان چنین مستحق هجرانند سال نو تون مبارک

تقی یاره

ببخشید من از بالا به پایین خوندم و گیج شده بودم که چرا شعرها به هم وصل نیست. لذا شعر با لام نوشتم. باید با ت می نوشتم که اصلاح می کنم تاب بتنفشه می دهد طره مشک سای تو پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو

رامین طهماسبی

دلا تا کی در این جهان فریب این و آن بینی/ یکی زین چاه ظلمانی برون آیی تا جهان بینی

مدرس

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

نگار

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

مدرس

یار من آنکه لطف خداوند یار اوست بیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست

ستاره...

تو و طوبی و ما و قامت ِ یار فکر هر کس به قدر ِ همت ِ اوست...